به گزارش اطلاع با ما ، ایرانِ تشنه: ایران در میانهی بحرانی کمسابقه از نظر منابع آبی قرار دارد. از ساختوسازهای ناسازگار با اقلیم گرفته تا تبخیر گسترده سدها و فراموشی قناتهای قدیمی، نشانههای این بحران در همهجا پیداست. کارشناسان میگویند تنها با اصلاح الگوی مصرف، آموزش عمومی و استفاده از فناوریهای نو میتوان آیندهی آبی کشور را نجات داد.
در کشوری که روزی قناتهایش نماد نبوغ مهندسی بودند، امروز بحران آب به خط قرمز حیات تبدیل شده است. ما سالهاست با منابع آبی همانگونه رفتار میکنیم که با منابع بیپایان برخورد میشود؛ در حالیکه اقلیم خشک ایران تاب این بیمبالاتی را ندارد. از خانههایی با چندین حمام و دوشهای پرمصرف تا خیابانهایی که هر صبح با شلنگ شسته میشوند، نشانههای یک فرهنگ نادرست مصرف در جایجای شهرها دیده میشود.
جهان امروز وارد عصر مدیریت هوشمند آب شده است. از سنگاپور تا هلند، کشورها یاد گرفتهاند بهجای سلطه بر طبیعت، با آن سازگار شوند. اما در ایران هنوز خانههایی میسازیم که الگویشان مناطق پرباران است، نه بیابان. در نتیجه، مصرف خانگی چند برابر ظرفیت منابع ماست. بحران آب، نتیجهی کمبارشی نیست؛ حاصل بیتوجهی فرهنگی و تقلید کورکورانه از سبک زندگی ناهماهنگ با اقلیم است.
در کشورهای توسعهیافته، آب باران از پشتبامها جمعآوری و برای آبیاری فضای سبز استفاده میشود. در ایران اما همان آب اندک نیز از مسیر طبیعی خارج شده و مستقیماً به فاضلاب میریزد. این یعنی از دست دادن یک منبع حیاتی که میتوانست بخشی از عطش شهری را فرو بنشاند. اکنون زمان آن است که شهرداریها، ساختمانهای بزرگ و ادارات دولتی به نصب تانکرهای ذخیرهی آب باران روی بیاورند.
بسیاری از شهرکهای جدید، از پردیس تا اراک، بدون در نظر گرفتن ظرفیت آبی منطقه ساخته شدهاند. برداشت بیرویه از چشمهها و قنوات برای تأمین آب این مناطق، موجب خشک شدن منابع طبیعی و مهاجرت زیستبومهای محلی شده است. توسعه بدون سنجش اقلیمی، بهجای رفاه، خشکسالی به ارمغان میآورد.
هرچند دولتها بارها با افزایش قیمت آب تلاش کردهاند مصرف را کنترل کنند، اما تجربه نشان داده که گرانکردن بهتنهایی مؤثر نیست. وقتی هزینهی آب بین چند خانوار تقسیم شود، بازدارندگی از بین میرود. اصلاح واقعی از آموزش آغاز میشود. اگر در مدارس، رسانهها و محلات آموزش صرفهجویی نهادینه شود، نتایج آن از هر سیاست تنبیهی پایدارتر خواهد بود.
بخش قابلتوجهی از آب کشور نه در مصرف خانگی، بلکه از طریق تبخیر در پشت سدها از بین میرود. در حالیکه دنیا با روشهایی مانند استفاده از پنلهای خورشیدی روی سدها یا پوشش گیاهی خاص، تبخیر را کاهش داده است، در ایران هنوز این راهکارها جدی گرفته نمیشود. اجرای چنین طرحهایی میتواند هم تولید انرژی پاک را افزایش دهد و هم منابع آبی را حفظ کند.
تهران زمانی با شبکهای از قناتهای طبیعی زنده بود، اما اکنون بخش زیادی از این آب گرانبها از طریق کانالهای فاضلاب از بین میرود. کارشناسان معتقدند احیای قناتها و هدایت آب آنها برای آبیاری فضای سبز شهری، راهکاری بومی و کمهزینه برای مقابله با بحران آب است. بیتوجهی شهرداریها به این ظرفیت، یکی از حلقههای گمشده در مدیریت شهری تهران است.
در سالهای اخیر بهبهانهی صرفهجویی در مصرف آب، آبیاری بسیاری از درختان در تهران متوقف یا محدود شده است. این تصمیمات نادرست، اکوسیستم شهر را تهدید میکند. صرفهجویی نباید به معنی بیتوجهی به درختان باشد. راهحل واقعی، ذخیرهی آب در فصل بارندگی و استفادهی هدفمند در تابستان است، نه قطع جریان حیات فضای سبز.
اگر بخواهیم از بحران آب عبور کنیم، باید سه عنصر را همزمان فعال کنیم: آموزش همگانی از سنین پایین، استفاده از فناوریهای ذخیره و بازچرخانی آب، و بازگشت به الگوهای بومی و سنتی چون قنات و آبانبار. تنها با ترکیب این سه محور است که میتوان گفت ایران هنوز شانس عبور از بحران را دارد.
کمبود آب، فقط یک بحران طبیعی نیست؛ آزمونی برای بلوغ فرهنگی و مدیریتی جامعه است. اگر امروز یاد نگیریم که در برابر هر قطره مسئولیم، فردا حتی باران هم نخواهد توانست تشنگی زمین را رفع کند. نجات آب، یعنی نجات آینده.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ