به گزارش اطلاع با ما انتشار فیلم جسد الهه حسین نژاد در بیابانهای اطراف تهران، موجی از واکنشها را برانگیخته و مرزهای اخلاق رسانهای را به چالش کشیده است. در حالیکه رسانههای حرفهای جهان تنها در موارد محدود و با رعایت اصول انسانی چنین تصاویری را پخش میکنند، این اتفاق نشان از خلأ عمیق در نظام نظارت و مسئولیتپذیری رسانهای در ایران دارد.
انتشار ویدئویی از پیکر بیجان الهه حسیننژاد، آنهم بدون هشدار، فیلتر تصویری یا رضایت خانواده، شوکی بزرگ به افکار عمومی وارد کرد. این اتفاق نه فقط مرزهای اخلاق رسانهای را درنوردید، بلکه کرامت انسانی قربانی را نادیده گرفت.
رسانههایی چون رویترز، نیویورکتایمز، آسوشیتدپرس، الجزیره و AFP تنها در مواقع استثنایی – مانند فجایع انسانی، جنایات جنگی یا اسناد حقوق بشری – تصاویر اجساد را منتشر میکنند. حتی در این موارد:
این ماجرا یک زنگ خطر جدی است برای تمام رسانههای فارسیزبان، چه داخل کشور و چه برونمرزی. نبود ضوابط حرفهای، نبود مرجع پاسخگو، و رقابت برای جذب مخاطب به هر قیمت، اخلاق رسانهای را به لبه سقوط کشانده است.
اگر دستگاههای نظارتی پاسخی ندهند، جامعه رسانهای ایران در مسیر بیاعتمادی کامل از سوی مخاطبان حرکت خواهد کرد. رسالت رسانه، آگاهیبخشی با حفظ کرامت انسانهاست، نه صرفاً «اول بودن در انتشار» هر محتوای هولناک.
ما نیاز به رسانههایی داریم که نه فقط «خبر»، بلکه اصول و کرامت انسانی را منتقل کنند. الهه حسیننژاد فقط یک قربانی نبود؛ او اکنون نمادیست برای سنجش وجدان رسانهای ما.
اگر مایلی، این متن رو میتونم به نسخهای آماده انتشار در وبسایت یا روزنامه هم تبدیل کنم (با برچسب، تیتر فرعی، نسخه HTML یا وردپرس). همچنین امکان تهیه نسخه صوتی یا پادکست کوتاه از همین تحلیل هم وجود داره.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ