به گزارش اطلاع با ما ، آب: کمبود آب و ادامهدار شدن خشکسالی در ایران، نوع جدیدی از فشار روانی را میان مردم ایجاد کرده که روانپزشکان آن را «اضطراب اقلیمی» مینامند. در این وضعیت، افراد حتی بدون تجربه مستقیمِ بحران، احساساتی مانند ترس، ناامیدی یا درماندگی را تجربه میکنند. پژوهشها نشان میدهد بیش از یکسوم ایرانیان نشانههای شدید این اضطراب را دارند. با این حال برخلاف برخی کشورها، این اضطراب در ایران کمتر به رفتارهای محیطزیستی منجر میشود؛ چرا که بیاعتمادی عمومی، برنامهریزی مبهم و نبود اطلاعرسانی شفاف، فرصت تبدیل نگرانی به کنش مؤثر را از بین میبرد. کارشناسان هشدار میدهند که بدون مدیریت تقاضا، شفافیت و مشارکت اجتماعی، جامعه ناچار خواهد شد به «زندگی در شرایط اضطرار آبی» عادت کند.
خشکسالیهای پیدرپی و کاهش بیسابقه ذخایر سدهای کشور، فقط بحران کمبود آب ایجاد نکردهاند؛ بلکه گونهای تازه از فشار روانی را در میان شهروندان رقم زدهاند؛ فشاری که روانپزشکان آن را «اضطراب اقلیمی» مینامند. این اضطراب زمانی شکل میگیرد که افراد—even بدون مواجهه مستقیم با بحران—در اثر اخبار، تجربههای اطرافیان یا نااطمینانی نسبت به آینده، احساس ترس، نگرانی یا درماندگی میکنند.
برای بسیاری از شهروندان امروز ایران، کمبود آب به احساسی دائمی تبدیل شده است: از سیما در تهران که خانهاش را با بطریهای ذخیره آب پر کرده و تصور قطع آب، تمرکزش را بههم میریزد، تا فردوس در دزفول که بحران را «بیتغییر» میبیند و به مرحله بیعملی روانی رسیده است. در رشت، فاطمه معتقد است که آلودگی، کمآبی و قطعی برق در کنار هم به «تجربهای فرساینده» تبدیل شدهاند. در نقطه مقابل، روحالله از «بیحسی» میگوید؛ وضعیتی که در آن تکرار بحرانها باعث خاموششدن واکنشهای هیجانی شده است.
این تجربهها در حالی رخ میدهد که ایران ششمین پاییز خشک متوالی خود را پشت سر میگذارد. میزان ورودی آب به مخازن سدها نسبت به سال گذشته حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و تنها ۳۳ درصد ظرفیت سدها پر است؛ رقمی که نشاندهنده فشار گسترده بر منابع آبی کشور است.
پژوهشهای بینالمللی نشان میدهد که اضطراب اقلیمی پدیدهای رو به گسترش در بسیاری کشورهاست. بخش قابل توجهی از مردم جهان—even بدون مواجهه مستقیم با سیل یا خشکسالی—با احساساتی مثل نگرانی، گناه یا خشم نسبت به آینده محیطزیست روبهرو هستند. طبق یک مطالعه جهانی، ۳۴.۷ درصد ایرانیان احساس تنش شدید نسبت به تغییرات اقلیمی داشتهاند و ۲۸.۵ درصد نیز دچار اضطراب بالا گزارش شدهاند.
اما تفاوت مهم اینجاست: در کشورهای توسعهیافته، این اضطراب اغلب به کنش محیطزیستی تبدیل میشود؛ اما در کشورهایی مانند ایران، پاکستان و مصر، «احساس اضطراب» کمتر به «اقدام محیطزیستی» میرسد.
روانپزشکان معتقدند شکل مثبت اضطراب اقلیمی، میتواند مردم را به کاهش مصرف، اصلاح رفتار و مشارکت جمعی سوق دهد. اما این اتفاق فقط زمانی رخ میدهد که جامعه به برنامهها و سیاستها اعتماد داشته باشد، اطلاعات شفاف ارائه شود و مسیر مشارکت روشن باشد. در نبود چنین شرایطی، اضطراب اقلیمی بیشتر به درماندگی، ناامیدی و کاهش تابآوری منجر میشود.
بخشی از بحران آب ایران، ریشه در الگوی نابرابر مصرف دارد. تحقیقات نشان میدهد مناطق برخوردار تهران ۴۷ درصد آب شرب پایتخت را مصرف میکنند؛ مصرفی که بخش مهمی از آن مربوط به مصارف باغی، استخرها و الگوهای پرمصرف خانگی است. این نابرابری باعث میشود که «بار اصلی بحران» بر دوش اکثریت جامعه بیفتد و احساس بیعدالتی، به اضطراب عمومی اضافه شود.
کارشناسان بارها تأکید کردهاند که مدیریت بحران آب در ایران با ابهام و نبود سناریوی مشخص روبهروست. در حالی که کشورهایی مانند آفریقای جنوبی با معرفی «روز صفر» توانستند مشارکت مردم را جلب کنند، ایران فاقد ساختاری است که وضعیت اضطرار را شفاف، قابل فهم و قابل پیگیری کند.
بدون چنین شفافیتی، صرفهجویی تنها بر دوش شهروندان میافتد و مردم نیز نمیدانند این صرفهجویی چه اثری در عبور از بحران دارد.
با ادامه روند فعلی، یکی از سناریوهای محتمل برای ایران «عادیشدن زندگی در شرایط اضطرار آبی» است؛ مشابه تجربه اردن، جایی که شهروندان سالهاست به هفتهای چند روز آب عادت کردهاند و برای تأمین نیاز روزانه مجبور به ایجاد سیستمهای ذخیرهسازی شدهاند.
در چنین حالتی، بحران کمبود آب نهفقط یک چالش زیستمحیطی، بلکه یک تهدید بلندمدت برای سلامت روان و ساختار اجتماعی خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ