به گزارش اطلاع با ما ، حمله ایران به اسرائیل : پس از دور اول درگیریها در ژوئن گذشته، حالا تهدید دور دوم و بالقوهای در منطقه مطرح است. تحلیلها نشان میدهد ایران زرادخانهای از موشکهای پیشرفته (از جمله موشکهای هایپرسونیک) و پهپادها را در اختیار دارد که میتواند معادلات نبرد را در برابر سامانههای دفاعی اسرائیل و حضور آمریکا در منطقه تغییر دهد. گزارش پیشرو تواناییها، پیامدهای احتمالی و سناریوهایی که باید رصد شوند را بررسی میکند.
درگیری ۱۲ روزه تابستان گذشته نشان داد که هیچیک از طرفین نتوانستند نتیجهای قاطع بهدست آورند؛ اما آن تقابل، صرفاً یک پیشنمایش بود. نشانهها حاکی است که طرفین—بهویژه ایران—درسهایی گرفتهاند و ممکن است برای دور دوم آماده باشند. همین آمادهسازیها موجب شده است که تحلیلگران، فرماندهیهای غربی و تلآویو، مسیرهای احتمالی تشدید را جدیتر بگیرند.
ایران طی سالهای اخیر روی توسعه سامانههای متنوع موشکی و پهپادی سرمایهگذاری کرده است. آنچه در گزارشها برجسته شده، نقش تسلیحات با سرعت و مانور بالا بهعنوان ابزاری برای «نفوذ» در لایههای دفاعی است. در عمل، تهران میتواند بستههای ترکیبی از پهپادها، موشکهای کروز و بالستیک و انواع تسلیحات مانورپذیر را برای تحت فشار قرار دادن سامانههای رهگیری دشمن بهکار بگیرد. هدف کلی تهران کاهش کارایی دفاع هوایی حریف و باز کردن مسیر برای موجهای بعدی حمله است.
تلآویو گرچه از شبکههای دفاعی چندلایه و سامانههای رهگیر پیشرفته برخوردار است، اما مواجهه با موجهای تلفیقی و متنوع تهدیدات (از جمله سلاحهایی با سرعت و مانور بالا) فشار عملیاتی سنگینی بر این سامانهها وارد میکند. از طرفی، بازسازی ذخایر رهگیرها و تقویت لایههای دفاعی کار زمانبر است و هرگونه «فشار حجمی» میتواند کارآیی دفاع را کاهش دهد.
یک متغیر کلیدی در هر سناریوی تشدید، واکنش احتمالی آمریکا است. در صورت مداخله مستقیم واشنگتن (از طریق ناوهای هواپیمابر یا عملیاتی از پایگاههای منطقهای)، ایران ممکن است برخی داراییهای آمریکایی در منطقه را بهعنوان هدف مدنظر قرار دهد. چنین اقدامی ریسک تبدیل یک منازعهِ منطقهای به بحرانی بزرگتر را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
تحلیلگران نظامی احتمال میدهند که ایران در دور بعدی بهجای اتکا به «یک شلیک بزرگ»، از الگویی تلفیقی استفاده کند: حملات هشداردهنده اولیه با سلاحهای نفوذگر برای تضعیف دفاعها و سپس موجهای بعدی با کالیبرها و روشهای مختلف. هماهنگی با محورهای منطقهای (یمن، لبنان، عراق) نیز میتواند نقش «انحرافی» در کاهش تمرکز دفاعی دشمن ایفا کند.
سناریوی اول — تشدید محدود و القایی: حملات موضعی و محدود که در چارچوب کنترلشده باقی میماند و هدف بازدارنده یا فشار سیاسی باشد.
سناریوی دوم — گسترش منطقهای: استفاده از ظرفیتهای موشکی و پهپادی برای هدفگیری زیرساختها و پایگاهها در سطح منطقهای، که میتواند واکنش مستقیم آمریکا و متحدانش را برانگیزد.
سناریوی سوم — تصاعد کنترلنشده: زنجیرهای از حملات و واکنشها که احتمال ورود طرفهای سوم و تبدیل درگیری به بحرانی فراگیر را افزایش میدهد.
۱. افزایش محسوس در حرکت و آمادهسازی یگانهای موشکی و پهپادی در خاک یا مناطق همپیمان. ۲. انتقال ذخایر رهگیر و تجهیزات دفاعی خارجی به اسرائیل یا پایگاههای ائتلاف. ۳. قطع یا کاهش کانالهای دیپلماتیک و پیامهای تنشزا در سطوح بالا. ۴. حملات نمایشی یا هدفگیری مشخصِ مراکز لجستیکی و پایگاههای منطقهای که میتواند پیشدرآمد حملات جدیتر باشد.
هر تشدیدی نهفقط روی امنیت اسرائیل و ایران تأثیر میگذارد، بلکه بازار انرژی، خطوط حمل و نقل دریایی، و فضای سیاسی منطقه و فراتر از آن را متحول خواهد کرد. همچنین احتمال افزایش فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر بازیگران منطقهای و بینالمللی وجود دارد.
اینبار شواهد نشان میدهد هر دو طرف تجربه و زرادخانههای جدیدی همراه دارند؛ از اینرو ریسکِ تشدید جدی وجود دارد. اما هنوز «قطعیت» آغاز جنگی فراگیر وجود ندارد — عامل تصمیمگیری همان ترکیب محاسبات سیاسی، نظامی و اقتصادی است. مراقبت از خطوط دیپلماسی، افزایش آمادگی دفاعی و رصد دقیق شاخصهای فنی و عملیاتی، راهکارهایی است که میتواند در کاهش ریسکِ تصاعد نقش داشته باشد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ