به گزارش اطلاع با ما ، فشار اقتصادی خانوادهها در کنار افزایش هزینههای جانبی تحصیل و کاهش انگیزه برخی دانشآموزان، نگرانیها درباره ترک مدرسه و بازماندن از تحصیل را افزایش داده است. کارشناسان معتقدند این مسئله دیگر محدود به مناطق محروم نیست و در تهران نیز نشانههایی از آن دیده میشود.
افزایش هزینههای زندگی در سالهای اخیر، آموزش فرزندان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در شرایطی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین نیازهای روزمره با فشار اقتصادی روبهرو هستند، هزینههای مستقیم و غیرمستقیم مدرسه میتواند ادامه تحصیل برخی دانشآموزان را دشوارتر کند.
این وضعیت در تهران، بهعنوان یکی از شهرهای برخوردار از امکانات گسترده آموزشی و فرهنگی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ چراکه نشانههایی از افزایش بازماندگی از تحصیل و کاهش حضور مستمر برخی دانشآموزان در مدارس گزارش شده است.
بر اساس آماری که در سال ۱۴۰۴ از سوی یکی از مسئولان وزارت آموزشوپرورش مطرح شد، تعداد بازماندگان از تحصیل در کشور حدود ۹۲۰ هزار نفر اعلام شده است. البته درباره شیوه محاسبه این آمار و تفاوت میان تعاریف «بازماندگی از تحصیل» و «ترک تحصیل» دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
با این حال، گزارشهای منتشرشده از برخی مدارس تهران نشان میدهد این مسئله را نمیتوان صرفاً به مناطق محروم و کمبرخوردار نسبت داد.
بر اساس یکی از گزارشهای مطرحشده، در یک مدرسه با حدود ۴۰۰ دانشآموز، نزدیک به ۷۰ نفر از ادامه تحصیل بازماندهاند؛ موضوعی که گفته شده در برخی پایههای دوره متوسطه اول، از جمله هفتم تا نهم، بیشتر به چشم میخورد.
تحصیل در مدارس دولتی بهطور رسمی رایگان است، اما خانوادهها در طول سال با هزینههای مختلفی مواجه میشوند. سرویس رفتوآمد، لباس فرم، لوازمالتحریر، هزینههای آموزشی و برخی مخارج جانبی از جمله مواردی هستند که میتوانند مجموع هزینه تحصیل را افزایش دهند.
در شهرهایی مانند تهران، هزینه بالای مسکن، خوراک و سایر نیازهای زندگی فشار بیشتری بر بودجه خانوار وارد میکند. در چنین شرایطی، حتی هزینههایی که بهتنهایی رقم بزرگی محسوب نمیشوند، ممکن است در مجموع برای برخی خانوادهها سنگین باشند.
موضوع سرویس مدرسه نیز یکی از هزینههای قابل توجه برای خانوادههایی است که امکان رفتوآمد مستقل فرزندانشان را ندارند. افزایش این هزینهها میتواند تصمیم برخی خانوادهها درباره نحوه ادامه تحصیل فرزندان را تحت تأثیر قرار دهد.
مشکلات اقتصادی تنها عامل فاصله گرفتن دانشآموزان از مدرسه نیست. برخی کارشناسان آموزشی معتقدند کاهش انگیزه و فاصله گرفتن محتوای آموزشی از نیازها و علایق نسل جدید نیز در این روند نقش دارد.
اگر دانشآموز احساس کند مطالبی که در مدرسه میآموزد ارتباط مشخصی با آینده، مهارتها یا علایق او ندارد، ممکن است انگیزه کمتری برای حضور منظم در کلاس داشته باشد.
این مسئله بهویژه در دوره نوجوانی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ دورهای که دانشآموزان با تغییرات روحی، اجتماعی و خانوادگی متعددی مواجه هستند و شرایط محیطی میتواند تأثیر زیادی بر ادامه تحصیل آنها داشته باشد.
دوران آموزش مجازی در سالهای کرونا نیز نگاه بخشی از دانشآموزان به مدرسه را تغییر داد. تجربه آموزش از خانه باعث شد برخی دانشآموزان برای مدتی طولانی از فضای فیزیکی مدرسه فاصله بگیرند.
پس از بازگشت آموزش حضوری، برای بعضی از دانشآموزان سازگار شدن دوباره با محیط مدرسه آسان نبود. در مواردی نیز گزارش شده که دانشآموز حضور منظمی در کلاس ندارد و بیشتر برای امتحانات یا انجام امور ضروری به مدرسه مراجعه میکند.
این وضعیت نشان میدهد مسئله آموزش فقط به ثبتنام دانشآموز محدود نمیشود؛ استمرار حضور و ارتباط مؤثر او با مدرسه نیز اهمیت دارد.
تهران از نظر تعداد مراکز آموزشی، فرهنگی و امکانات جانبی در مقایسه با بسیاری از مناطق کشور شرایط متفاوتی دارد. اما وجود امکانات بهمعنای دسترسی برابر همه خانوادهها به آنها نیست.
ممکن است یک خانواده در نزدیکی مراکز متعدد آموزشی و فرهنگی زندگی کند، اما به دلیل مشکلات اقتصادی توان استفاده از بخشی از این امکانات را نداشته باشد.
به همین دلیل، کارشناسان تأکید دارند که برای بررسی وضعیت آموزش باید علاوه بر تعداد مدارس و امکانات موجود، توان اقتصادی خانوادهها و هزینه واقعی تحصیل نیز مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مشکلات موجود در بررسی این پدیده، تفاوت میان مفهوم ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل است.
برخی دانشآموزان پس از ورود به مدرسه، در مقطعی تحصیل خود را رها میکنند؛ در حالی که گروهی دیگر اساساً از چرخه آموزش رسمی خارج میشوند یا حضور مؤثری در مدرسه ندارند.
هرچند دلایل این وضعیت متفاوت است، نتیجه میتواند مشابه باشد؛ بخشی از کودکان و نوجوانان از مسیر آموزش رسمی فاصله میگیرند و فرصتهای آموزشی و اجتماعی آنها کاهش پیدا میکند.
ترکیب فشار اقتصادی و کاهش انگیزه میتواند شرایط را برای ادامه تحصیل برخی دانشآموزان دشوارتر کند. خانوادهای که با هزینههای سنگین زندگی مواجه است، ممکن است برای پرداخت مخارج جانبی مدرسه با مشکل روبهرو شود و همزمان دانشآموزی که انگیزه کافی برای حضور در مدرسه ندارد، تمایل کمتری برای ادامه این مسیر نشان دهد.
به همین دلیل، مقابله با بازماندگی از تحصیل تنها با افزایش ظرفیت مدارس امکانپذیر نیست و مجموعهای از سیاستهای حمایتی، اقتصادی و آموزشی را میطلبد.
گسترش نشانههای بازماندگی از تحصیل در شهر بزرگی مانند تهران میتواند هشداری درباره تأثیر شرایط اقتصادی و آموزشی بر آینده کودکان و نوجوانان باشد.
کاهش هزینههای تحمیلشده به خانوادهها، حمایت از دانشآموزان در معرض ترک تحصیل و افزایش جذابیت و کاربردی بودن آموزش از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ ارتباط دانشآموزان با مدرسه کمک کند.
در نهایت، مسئله بازماندگی از تحصیل تنها یک موضوع آموزشی نیست؛ این پدیده با اقتصاد خانواده، شرایط اجتماعی و آینده نیروی انسانی کشور ارتباط دارد و بیتوجهی به آن میتواند پیامدهای بلندمدتی برای جامعه ایجاد کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ