به گزارش اطلاع با ما ، همزمان با روز ملی سینما و اجرای طرح بلیت نیمبها، بار دیگر بحث کاهش استقبال از سالنهای سینما مطرح شده است. تخفیف میتواند برای مدت کوتاهی مخاطب را به سالن بکشاند، اما تداوم این حضور به تنوع فیلمها، کیفیت آثار، دسترسی عادلانه به سالنها و تجربهای که سینما برای مخاطب ایجاد میکند، وابسته است.
روز ملی سینما امسال با طرح فروش بلیت نیمبها در بازه ۲۰ تا ۲۲ شهریور همراه شده است؛ اقدامی که میتواند در کوتاهمدت تعداد بیشتری از مردم را راهی سالنها کند.
با این حال، مسئله اصلی سینمای ایران تنها قیمت بلیت نیست. پرسش مهمتر این است که مخاطبی که با استفاده از تخفیف وارد سالن میشود، پس از پایان این طرح چه دلیلی برای بازگشت خواهد داشت؟
اگر قرار باشد رونق سینما تنها به چند مناسبت و تخفیف محدود وابسته باشد، نمیتوان انتظار داشت که این حضور کوتاهمدت به یک عادت پایدار تبدیل شود.
کاهش استقبال از سینما را نمیتوان صرفاً با افزایش قیمت بلیت توضیح داد. هزینه تماشای فیلم برای یک خانواده طبیعتاً اهمیت دارد، اما انتخاب مخاطب به عوامل دیگری نیز بستگی دارد.
امروز مردم انتخابهای متنوعی برای سرگرمی دارند؛ از پلتفرمهای نمایش آنلاین گرفته تا شبکههای اجتماعی و سایر محصولات فرهنگی.
در چنین شرایطی، سینما باید بتواند دلیلی روشن برای خروج مخاطب از خانه و پرداخت هزینه رفتوآمد و بلیت ایجاد کند.
صندلی خالی فقط یک جای خالی در سالن نیست؛ میتواند نشانه این باشد که مخاطب در میان گزینههای مختلف، سینما را انتخاب نکرده است.
یکی از موضوعاتی که میتواند بر تصمیم مخاطبان تأثیر بگذارد، تنوع آثار روی پرده است.
مخاطبان سینما یک گروه یکدست نیستند. یک خانواده ممکن است فیلم خانوادگی بخواهد، یک نوجوان به انیمیشن علاقه داشته باشد و مخاطب دیگری دنبال فیلم اجتماعی، تاریخی، معمایی یا حادثهای باشد.
کمدی همچنان میتواند بخش مهمی از بازار سینما را در اختیار داشته باشد، اما اگر انتخابهای مخاطب محدود شود، بخشی از جامعه ممکن است ارتباط کمتری با سالن سینما برقرار کند.
رونق واقعی زمانی شکل میگیرد که مخاطب با مراجعه به برنامه اکران، چند انتخاب متناسب با سلیقه خود داشته باشد.
نیمبها شدن بلیت میتواند یک فرصت مناسب برای بازگرداندن بخشی از مخاطبان باشد.
خانوادهای که هزینه سینما برایش بالا رفته، ممکن است در چنین شرایطی تصمیم بگیرد دوباره به سالن برود. دانشجو یا نوجوانی که مدتها سینما نرفته نیز ممکن است از این فرصت استفاده کند.
اما تخفیف فقط میتواند درِ سالن را باز کند؛ این کیفیت تجربه سینمایی است که مشخص میکند مخاطب دوباره برمیگردد یا نه.
فیلم، کیفیت سالن، نظم اکران، زمان مناسب سانسها و حتی تجربه خرید بلیت، همگی میتوانند در تصمیم مخاطب برای مراجعه دوباره مؤثر باشند.
مخاطب امروز میتواند با هزینهای متفاوت، در خانه به حجم زیادی از محتوای تصویری دسترسی داشته باشد. بنابراین سالن سینما باید چیزی ارائه کند که تماشای خانگی نتواند بهسادگی جایگزین آن شود.
تجربه جمعی تماشای فیلم، کیفیت تصویر و صدا و حضور در یک فضای فرهنگی میتواند بخشی از این مزیت باشد؛ اما در نهایت، فیلمی که روی پرده نمایش داده میشود مهمترین دلیل مراجعه مخاطب خواهد بود.
موضوع دیگری که در بحث رونق سینما نباید فراموش شود، دسترسی جغرافیایی است.
همه شهرها از امکانات سینمایی یکسان برخوردار نیستند و در برخی مناطق، دسترسی به سالن مناسب میتواند محدود باشد.
تقویت سینماهای شهرهای کوچک، بازسازی سالنهای قدیمی، توسعه سالنهای کمهزینه و استفاده بیشتر از اکرانهای سیار میتواند به گسترش مخاطبان کمک کند.
اگر سینما قرار است بخشی از زندگی فرهنگی جامعه باشد، دسترسی به آن نباید صرفاً به چند شهر بزرگ محدود شود.
به جای اینکه تخفیف بلیت فقط در مناسبتهایی مانند روز ملی سینما اجرا شود، میتوان مدلهای متنوعتری برای افزایش دسترسی مخاطبان طراحی کرد.
بلیت خانوادگی، تخفیف دانشجویی و دانشآموزی، قیمتهای متفاوت در ساعات کمتقاضا و حمایت از فیلمهای فرهنگی میتواند گزینههایی برای ایجاد تعادل میان توان پرداخت مخاطب و اقتصاد سینما باشد.
البته هر سیاست حمایتی باید به گونهای طراحی شود که در کنار مخاطب، وضعیت اقتصادی سینماداران و تولیدکنندگان نیز در نظر گرفته شود.
وقتی استقبال از یک محصول فرهنگی کاهش پیدا میکند، سادهترین واکنش این است که تقصیر را متوجه تغییر سلیقه مردم بدانیم.
اما مخاطب همچنان به فیلم و سرگرمی علاقه دارد و حجم بالای مصرف محتوای تصویری نشان میدهد که علاقه به داستان و تصویر از بین نرفته است.
بنابراین سینما باید از خود بپرسد چه تجربهای میتواند ارائه کند که مخاطب حاضر باشد برای آن زمان و هزینه صرف کند.
طرح بلیت نیمبها میتواند در سه روز، سالنها را شلوغتر کند و فضای متفاوتی در سینماها به وجود آورد.
اگر مخاطب از فیلم، سالن و تجربه حضور خود رضایت داشته باشد، احتمال بازگشت او بیشتر میشود. در غیر این صورت، حتی جذابترین تخفیف نیز نمیتواند بهتنهایی یک رابطه پایدار میان مردم و سینما ایجاد کند.
سینمای ایران برای بازگشت به روزهای پررونق، بیش از هر چیز به مخاطب وفادار نیاز دارد؛ مخاطبی که نه به خاطر نیمبها بودن بلیت، بلکه به دلیل اعتماد به کیفیت فیلم و تجربه سالن، دوباره پای گیشه بیاید.
روز ملی سینما میتواند نقطه شروع این بازگشت باشد؛ اما رونق واقعی سینما نه در سه روز تخفیف، بلکه در روزهایی مشخص میشود که بلیت دیگر نیمبها نیست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ