به گزارش اطلاع با ما علیرضا تنکمان فرد مدیر مسئول اطلاع باما – وقتی جیب مردم با درآمد ریالی خالیتر از همیشه است، صحبت از افزایش قیمت بنزین دیگر اسمش «اصلاح اقتصادی» نیست؛ اگر قرار باشد قیمت سوخت بالا برود اما پیش از آن فکری برای قدرت خرید، تورم، دستمزد و معیشت مردم نشود، نتیجه چیزی جز انتقال مستقیم هزینههای دولت به سفره خانوار نخواهد بود.
ماجرای بنزین در دولت مسعود پزشکیان دوباره به یکی از بحثهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است. طی روزهای اخیر خبرهایی درباره **نرخ چهارم بنزین، عرضه بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در کرمان و احتمال تغییرات بیشتر در نظام قیمتگذاری سوخت** منتشر شده است.
از سوی دیگر، دولت همچنان از ناترازی بنزین، افزایش مصرف و هزینه بالای تأمین سوخت سخن میگوید. حتی بر اساس محاسبات منتشرشده، متوسط هزینه هر لیتر بنزین داخلی در بهار ۱۴۰۵، بدون در نظر گرفتن ارزش نفت، حدود ۲۳ هزار تومان اعلام شده است.
**چرا همیشه اولین راهحل دولت برای حل مشکلات اقتصادی، فشار بیشتر بر مصرفکننده است؟**
دولت اگر واقعاً قصد اصلاح اقتصاد را دارد، باید یک سؤال ساده را پاسخ دهد:
**حقوق مردم با چه ارزی پرداخت میشود و قیمت کالاها با چه ارزی تعیین میشود؟**
کارمند، کارگر، بازنشسته و بسیاری از صاحبان مشاغل درآمدشان ریالی است؛ اما قیمت خودرو، مسکن، لوازم خانگی، قطعات، مواد اولیه، بسیاری از کالاهای مصرفی و حتی هزینههای تولید، مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز تأثیر میگیرد.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت بنزین یعنی اضافه کردن یک هزینه جدید به زندگی مردمی که پیش از این نیز با تورم و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند.
**بنزین هزینه حملونقل است، هزینه تولید است، هزینه توزیع است و در نهایت بخشی از قیمت تمامشده تقریباً همه کالاها و خدمات را تحت تأثیر قرار میدهد.**
بنابراین دولت نمیتواند بگوید «قیمت بنزین را افزایش میدهیم اما سایر قیمتها تغییر نمیکند». اقتصاد چنین دستوری را قبول نمیکند.
اگر دولت به این نتیجه رسیده که قیمت فعلی بنزین پایدار نیست، چرا قبل از هر اقدامی سراغ **افزایش قدرت خرید مردم** نمیرود؟
چرا ابتدا دستمزدها را متناسب با واقعیت اقتصادی کشور اصلاح نمیکند؟
چرا برای کنترل تورم برنامهای که مردم اثر آن را در زندگی روزمره ببینند ارائه نمیشود؟
چرا برای کاهش هزینه مسکن، درمان، آموزش و کالاهای اساسی اقدام جدیتری انجام نمیشود؟
و چرا تصور میشود مردم باید ابتدا هزینه اصلاحات اقتصادی را پرداخت کنند و بعد، شاید روزی، نتیجه آن را ببینند؟
این همان نقطهای است که سیاستگذاری اقتصادی از زندگی واقعی مردم فاصله میگیرد.
مسعود پزشکیان اخیراً درباره صرفهجویی در مصرف بنزین گفته است که این صرفهجویی باید از دولت و دستگاههای دولتی شروع شود.
**آیا دولت حاضر است قبل از افزایش فشار بر مردم، هزینههای خودش را کاهش دهد؟**
آیا خودروهای دولتی، سفرهای غیرضروری، هزینههای دستگاهها، شرکتهای دولتی زیانده، موازیکاریها و هزینههای اضافی بودجه بررسی شدهاند؟
اگر قرار است مردم صرفهجویی کنند، دولت هم باید صرفهجویی را از خودش آغاز کند.
نمیشود یک طرف از مردم خواست کمتر مصرف کنند و طرف دیگر، هر بار که دولت با کسری، ناترازی یا ناکارآمدی مواجه شد، نسخه گرانکردن یک کالای اساسی را روی میز گذاشت.
ناترازی بنزین یک مشکل واقعی است و نمیتوان آن را انکار کرد. اما **افزایش قیمت تنها یک ابزار است، نه یک برنامه جامع اقتصادی.**
اگر مصرف بالا رفته، باید درباره کیفیت خودروها، حملونقل عمومی، توسعه مترو و اتوبوس، قاچاق سوخت، الگوی سفر، تولید خودروهای کممصرف و سیاستهای انرژی هم تصمیم گرفته شود.
اگر تولید داخلی پاسخگوی مصرف نیست، باید درباره ظرفیت پالایشگاهی و مدیریت انرژی پاسخ روشن وجود داشته باشد.
اگر قاچاق سوخت مشکل ایجاد کرده، باید با ریشه قاچاق مقابله شود.
اما اینکه در نهایت سادهترین راه انتخاب شود و هزینه آن مستقیماً به مردم منتقل شود، نه اصلاح ساختاری است و نه نشانه یک سیاستگذاری جسورانه.
انتشار اخبار مربوط به عرضه بنزین با نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در کرمان، موج جدیدی از نگرانی درباره آینده قیمت سوخت ایجاد کرده است. حتی گزارشهایی درباره حرکت نظام قیمتگذاری به سمت نرخهای بیشتر منتشر شده است.
هرچند نباید هر خبر یا سناریوی رسانهای را به معنای تصمیم قطعی سراسری دولت تلقی کرد، اما همین رفتوبرگشتها نشان میدهد مسئله قیمت بنزین همچنان روی میز سیاستگذار قرار دارد.
**آیا قرار است امروز نرخ چهارم مطرح شود، فردا نرخ پنجم و پس از آن، دوباره یک «اصلاح» دیگر؟**
اگر پاسخ دولت به مشکلات اقتصادی همین باشد، طبیعی است که جامعه نسبت به آینده نگران شود.
مسئله فقط بنزین نیست.
مردم طی سالهای گذشته بارها افزایش قیمت کالاها و خدمات را تجربه کردهاند. وقتی قیمت سوخت بالا میرود، اثر آن میتواند از کرایه حملونقل تا قیمت مواد غذایی و کالاهای مصرفی منتقل شود.
در چنین شرایطی، دولت باید قبل از تصمیم درباره قیمت بنزین، **توان اقتصادی خانوار ایرانی** را روی میز بگذارد.
مردمی که حقوقشان ریالی است و هزینههایشان تحت تأثیر دلار، تورم و قیمتهای جهانی قرار دارد، دیگر توان تحمل شوکهای اقتصادی پشت سر هم را ندارند.
اگر دولت واقعاً دنبال اصلاح اقتصاد است، ابتدا باید کاری کند که **درآمد مردم از هزینه زندگی عقب نماند.**
این سؤال ساده اما اساسی است:
**اگر بنزین گران میشود، کدام بخش از زندگی مردم قرار است ارزان شود؟**
آیا مسکن ارزان میشود؟
آیا خودرو ارزان میشود؟
آیا مواد غذایی ارزان میشود؟
آیا درمان ارزان میشود؟
آیا مالیات مردم کاهش پیدا میکند؟
آیا قدرت خرید حقوقبگیران افزایش پیدا میکند؟
اگر پاسخ همه این سؤالها منفی است، پس افزایش قیمت بنزین دقیقاً چه چیزی را اصلاح میکند جز اینکه هزینه بیشتری روی دوش خانوار قرار دهد؟
مردم میدانند که اقتصاد ایران با مشکلات بزرگی مواجه است. ناترازی انرژی، مصرف بالا، قاچاق سوخت، فرسودگی ناوگان و مشکلات تولید واقعیتهایی هستند که باید حل شوند.
**اول دولت نشان دهد خودش هزینه اصلاحات را میپردازد؛ بعد از مردم انتظار همراهی داشته باشد.**
اصلاح اقتصادی زمانی پذیرفتنی است که مردم احساس کنند قرار نیست فقط جیب آنها هدف قرار بگیرد.
دولت پزشکیان نمیتواند همه مشکلات را با واژههایی مثل «اصلاح قیمت»، «واقعیسازی قیمت» و «مدیریت مصرف» توضیح دهد.
واقعیسازی قیمت بدون واقعیسازی درآمد مردم، فقط یک طرف معادله را واقعی میکند: **هزینهها را.**
وقتی حقوق مردم با سرعت افزایش قیمتها بالا نمیرود، افزایش قیمت بنزین یعنی کاهش بیشتر قدرت خرید.
به همین دلیل دولت باید به جای آنکه دائماً درباره قیمت جدید بنزین صحبت کند، ابتدا درباره **برنامه افزایش قدرت خرید مردم** توضیح دهد.
مردم نیاز به وعده تازه ندارند؛ نیاز به نتیجه دارند.
مسئله بنزین در ایران جدی است و ناترازی سوخت نیازمند راهحل است؛ اما راهحل نباید همیشه از جیب مردم شروع شود.
انتقاد اصلی به دولت پزشکیان این است که در شرایطی که مردم با کاهش قدرت خرید، تورم و افزایش هزینههای زندگی مواجهاند، دوباره بحث افزایش قیمت بنزین به صدر اخبار اقتصادی برگشته است. گزارشهای اخیر درباره نرخهای جدید و چندنرخیشدن بیشتر بنزین نیز این نگرانی را تشدید کرده است.
**دولت اگر واقعاً به فکر مردم است، قبل از افزایش قیمت بنزین باید به فکر درآمد مردم باشد.**
نمیشود حقوقها ریالی باشد، قیمتها با دلار حرکت کند، تورم سفره مردم را کوچکتر کند و در نهایت دولت برای جبران مشکلات خود باز هم سراغ بنزین برود.
مردم از دولت معجزه نمیخواهند؛ فقط میخواهند **هزینه تصمیمات اقتصادی دولت را یکطرفه از جیب آنها پرداخت نکنند.**
بنزین اگر قرار است گران شود، اول باید پاسخ روشنی برای این سؤال وجود داشته باشد:
**«دولت برای جبران فشار این افزایش قیمت بر زندگی مردم دقیقاً چه برنامهای دارد؟»**
تا وقتی پاسخ این سؤال روشن نیست، افزایش قیمت بنزین نه «اصلاح اقتصادی»، بلکه از نگاه بسیاری از مردم **انتقال هزینه ناکارآمدیهای اقتصادی به سفره خانوار** خواهد بود.
آقای پزشکیان بس است به خودتان بیایید بیشتر از این به مردم فشار نیاورید
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ