به گزارش اطلاع با ما تحریمهای اقتصادی، برخلاف تصور رایج که آن را جایگزین غیرخشونتآمیز برای مداخله نظامی میدانند، اثرات مخربی بر بازار کار کشورهای هدف دارند. بررسی اقتصاد ایران پس از تحریمهای سال ۲۰۱۲ نشان میدهد کارگران صنایع صادراتمحور، افزایش قابل توجهی در اشتغال غیررسمی (تبدیل به نیروی کار بدون بیمه) را تجربه کردند. اشتغال غیررسمی به عنوان یک ضربهگیر در جذب شوکهای اقتصادی عمل میکند، اما در بلندمدت به بحران صندوقهای بازنشستگی، کاهش درآمد مالیاتی دولت و کاهش بهرهوری نیروی کار میانجامد. شکاف بهرهوری میان بنگاههای رسمی و غیررسمی توضیح میدهد چرا کشورهای با سهم بیشتر اشتغال غیررسمی، توسعه اقتصادی پایینتری دارند.
تحریمهای اقتصادی به ابزاری رایج در سیاست خارجی تبدیل شدهاند. کشورها به جای فرستادن سرباز، از تحریم استفاده میکنند. این ابزار به عنوان جایگزینی غیرخشونتآمیز برای مداخله نظامی ترویج میشود. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است. تأثیرات تحریمها بر بازارهای کار همچنان ناشناخته باقی مانده بود. این گزارش با بررسی اقتصاد ایران پس از تحریمهای بینالمللی سال ۲۰۱۲، ابعاد پنهان این تأثیرات را آشکار میکند.
یافته اصلی این تحقیق ساده اما تکاندهنده است: پس از تحریمها، کارگران در صنایعی که قبل از تحریمها بیشتر در معرض تجارت بینالمللی بودند (صنایع صادراتمحور)، در مقایسه با کارگران صنایع کمتر در معرض، افزایش قابل توجهی در اشتغال غیررسمی را تجربه کردند. یعنی این کارگران از نیروی کار رسمی با بیمه به نیروی کار بدون بیمه تبدیل شدند.
این امر نقش اشتغال غیررسمی را به عنوان یک **ضربهگیر در جذب شوکهای اقتصادی خارجی** برجسته میکند. وقتی اقتصاد با شوک منفی مواجه میشود، بخش غیررسمی کارگران اخراجشده یا آسیبدیده را جذب میکند و مانع از بیکاری مطلق آنان میشود.
بخش غیررسمی (که گاهی اقتصاد سایه نامیده میشود) معمولاً به عنوان یک شبکه ایمنی عمل میکند. در کوتاهمدت، این یک ویژگی مثبت به نظر میرسد: کارگران بیکار نمیشوند. اما در بلندمدت، تصویر کاملاً متفاوت است.
**اول – بحران صندوقهای بازنشستگی:** وقتی کارگران از بخش رسمی به بخش غیررسمی میروند، دیگر حق بیمه پرداخت نمیکنند. این یعنی صندوقهای بازنشستگی (که قبلاً هم با کسری مواجه بودند) منابع جدید دریافت نمیکنند. نتیجه؟ بحران تأمین حقوق بازنشستگان در آینده.
**دوم – کاهش درآمد مالیاتی دولت:** بنگاههای غیررسمی معمولاً مالیات نمیدهند. هر چه اشتغال غیررسمی بیشتر شود، درآمد مالیاتی دولت کمتر میگردد. این یعنی بودجه کمتری برای خدمات عمومی مثل بهداشت، آموزش و زیرساخت.
**سوم – کاهش بهرهوری نیروی کار:** بنگاههای غیررسمی بهرهوری بسیار پایینتری نسبت به بنگاههای رسمی دارند. انتقال کارگران به این بنگاهها، یعنی اقتصاد با منابع انسانی کمتر کارآمد مواجه میشود. در بلندمدت، این کاهش بهرهوری به معنای رشد اقتصادی کندتر است.
**شکاف بهرهوری؛ چرا کشورهای با اشتغال غیررسمی بالا، توسعهنیافتهترند**
بر اساس تخمینهای موجود، درصد بالایی از اشتغال در کشورهای با درآمد پایین به بنگاههای کوچک، خانگی و غیررسمی اختصاص دارد. این بنگاهها بهرهوری بسیار پایینتری نسبت به بخش رسمی دارند.
شکاف بهرهوری میان بنگاههای رسمی و غیررسمی توضیح میدهد چرا کشورهای دارای سهم بزرگتر از اشتغال غیررسمی، به طور سیستماتیک با سطوح پایینتری از توسعه اقتصادی مواجه هستند. این یک همبستگی نیست؛ یک رابطه علت و معلولی است.
تحریمهای اقتصادی از طرق مختلفی بر اقتصاد کلان و ساختار بازار کار کشور هدف تأثیر میگذارند:
– کاهش رشد تولید ناخالص داخلی – افت تجارت بینالمللی – کاهش سرمایهگذاری مستقیم خارجی – افزایش فقر و نابرابری – اثرات مخرب بر سرمایه انسانی (آموزش و سلامت) – کاهش عملکرد بنگاهها
این شواهد تجربی از مطالعات پیشین به دست آمده است. اما نکته مهم این است که اثر تحریمها بر رشد اشتغال غیررسمی، کمتر مورد بررسی دقیق تجربی قرار گرفته بود. این گزارش بخشی از این خلأ را پر کرده است.
ایران یک مورد مطالعاتی ایدهآل برای این تحقیق است. سه دلیل اصلی وجود دارد:
**دلیل اول – شدت تحریمها:** تحریمهای سال ۲۰۱۲ علیه ایران، یکی از شدیدترین رژیمهای تحریمی در تاریخ معاصر بود. این تحریمها تقریباً تمام بخشهای اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داد.
**دلیل دوم – دادههای موجود:** سازمان تأمین اجتماعی ایران دادههای دقیقی از پوشش بیمه کارگران دارد. این دادهها امکان سنجش دقیق اشتغال رسمی (بیمهشده) و غیررسمی (بیمهنشده) را فراهم میکند.
**دلیل سوم – جداسازی از سایر شوکها:** محققان توانستند اثر تحریمها را از سایر شوکهای همزمان (مانند نوسانات قیمت نفت یا تحولات سیاسی داخلی) جدا کنند.
با وجود ادبیات گسترده در زمینه اثرات تحریمها بر متغیرهای کلان، چگونگی اثرگذاری این ابزارها بر احتمال رشد اشتغال در بخش غیررسمی کمتر مورد بررسی دقیق تجربی قرار گرفته است.
دلیل اصلی این خلأ، محدودیتهای دادهای در سنجش اشتغال غیررسمی و دشواری تفکیک اثر تحریمها از سایر شوکهای همزمان، مانند درگیریهای نظامی است. این تحقیق با استفاده از دادههای دقیق بیمه تأمین اجتماعی ایران، توانسته است بر این محدودیتها غلبه کند.
این تحقیق یک پیام روشن برای سیاستگذاران دارد: تحریمهای اقتصادی، برخلاف تصور رایج، هزینههای انسانی پنهانی دارند که در آمارهای کلان دیده نمیشود. یکی از مهمترین این هزینهها، فرسایش بخش رسمی اقتصاد و گسترش اشتغال غیررسمی است.
اگر این روند ادامه پیدا کند، صندوقهای بازنشستگی با بحران تأمین منابع مواجه میشوند، درآمدهای مالیاتی دولت کاهش مییابد و بهرهوری نیروی کار افت میکند. در بلندمدت، این یعنی رشد اقتصادی پایینتر، فقر بیشتر و توسعه نیافتگی.
تحریمهای اقتصادی به عنوان جایگزین غیرخشونتآمیز برای مداخله نظامی ترویج میشوند، اما اثرات مخربی بر بازار کار کشورهای هدف دارند. بررسی اقتصاد ایران پس از تحریمهای سال ۲۰۱۲ نشان میدهد کارگران صنایع صادراتمحور افزایش قابل توجهی در اشتغال غیررسمی (تبدیل به نیروی کار بدون بیمه) را تجربه کردند. اشتغال غیررسمی به عنوان ضربهگیر در جذب شوکهای اقتصادی عمل میکند، اما در بلندمدت به بحران صندوقهای بازنشستگی، کاهش درآمد مالیاتی دولت و کاهش بهرهوری نیروی کار میانجامد. کشورهای با سهم بیشتر اشتغال غیررسمی، به طور سیستماتیک با سطوح پایینتری از توسعه اقتصادی مواجه هستند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ