به گزارش اطلاع با ما، تامین اجتماعی – در روزهای اخیر خبرهای نگرانکنندهای از سازمان تأمین اجتماعی به گوش میرسد که نیازمند بررسی دقیق و فوری است. برخی کارشناسان حوزه روابط کار و تأمین اجتماعی از کاهش بیش از دو میلیون بیمهشده در ماههای اخیر خبر میدهند. وزیر کار و مدیرعامل سابق تأمین اجتماعی در اظهارات خود به این موضوع اشاره کردهاند که این سازمان با پدیدهای بیسابقه و هشداردهنده مواجه است.
خروج بیش از دو میلیون نفر از بیمهشدگان از فهرست بیمهپردازان و ورود آنان به بازار کار غیررسمی، نشاندهنده یک گسست عمیق میان نظام تأمین اجتماعی و واقعیتهای بازار کار ایران است. بیکاری حتی یک نفر میتواند اثرات مخربی بر خانواده و جامعه داشته باشد؛ چه رسد به خروج جمعی میلیونی از چرخه بیمه. نسبت پشتیبانی در حال فروپاشی؛ ۳.۶ بیمهپرداز به ازای هر مستمریبگیر
یکی از هشداردهندهترین شاخصها در این بحران، نسبت پشتیبانی سازمان تامین اجتماعی است. این نسبت که در گذشته ۴.۸ بود، اکنون به کمتر از ۳.۶ رسیده است. به عبارت دیگر، به ازای هر مستمریبگیر، تنها ۳.۶ نفر بیمهپرداز وجود دارد. شاخص مقدار قبلی مقدار فعلی نسبت پشتیبانی ۴.۸ کمتر از ۳.۶ تعداد بیمهپردازان – کاهش بیش از ۲ میلیون نفر بدهی دولت – بیش از ۱۰۰۰ همت
این کاهش شدید به این معناست که با ادامه این روند، منابع صندوق برای پرداخت تعهدات جاری خود کفایت نخواهد کرد و سازمان با کسری شدید بودجه مواجه خواهد شد. سازمان تأمین اجتماعی با هر مستمریبگیر تنها ۳.۶ نفر بیمهپرداز دارد و این نسبت در حال کاهش است.
یکی از مهمترین عوامل خروج بیمهشدگان، ناکافی بودن دستمزد در بخشهای رسمی است. شکاف عمیق میان دستمزدهای مصوب و هزینههای واقعی زندگی، کارگران را به سمت مشاغل غیررسمی سوق میدهد.
اگرچه حداقل دستمزد روزانه در سال ۱۴۰۵ با افزایش ۶۰ درصدی مصوب شد، اما این افزایش نتوانسته است پاسخگوی تورم فزاینده و افزایش هزینههای معیشتی باشد. بر اساس آمار، هزینه سبد معیشت خانوارهای کارگری به ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تعیین شده بود که اکنون به بیش از ۸۵ میلیون تومان رسیده است.
این ارقام با حداقل دستمزد ماهانه فاصلهای چندین برابری دارد. کارگران در بازار رسمی با وجود پرداخت حق بیمه، درآمدی دریافت میکنند که نهتنها پاسخگوی نیازهای اولیه زندگی نیست، بلکه آنان را به مشاغلی سوق میدهد که هرچند فاقد امنیت شغلی و بیمه هستند، اما درآمد نقدی بالاتری ارائه میدهند.
افزایش مشاغل پلتفرمی، بهویژه در حوزه تاکسیهای اینترنتی، نیز به این روند دامن زده است. بر اساس آخرین تخمینها، نزدیک به ۹ میلیون راننده با شرکتهای تاکسی اینترنتی همکاری دارند که حدود ۵ میلیون نفر از آنها در سال فعال هستند. این رشد بیسابقه نشان میدهد که ایران به یکی از بزرگترین بازارهای اشتغال پلتفرمی در جهان تبدیل شده است.
این نوع اشتغال هرچند برای کارگران جذاب است، اما بهمعنای خروج آنان از چرخه بیمه و تضعیف نظام تأمین اجتماعی است.
علاوه بر کاهش درآمدها، بدهیهای انباشته دولت و کارفرمایان نیز بر فشار مالی سازمان میافزاید:
بدهی کارفرمایان نیز حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.
این حجم عظیم بدهی، توان مالی سازمان را برای پرداخت حقوق و تعهدات جاری به شدت کاهش داده و بحران را تشدید کرده است.
تداوم این روند، پیامدهای ناگواری برای جامعه و نظام تأمین اجتماعی به دنبال خواهد داشت:
خروج از بازار کار رسمی و از دست دادن پوشش بیمهای، آسیبپذیری اجتماعی را افزایش میدهد و به گسترش فقر و نابرابری دامن میزند.
با ادامه کاهش نسبت پشتیبانی، سازمان تأمین اجتماعی منابع کافی برای پرداخت حقوق بازنشستگان و مستمریبگیران نخواهد داشت.
کاهش اعتماد عمومی به نهادهای دولتی و نظام تأمین اجتماعی از پیامدهای این پدیده است. اگر این روند ادامه یابد، نسلهای آینده نهتنها از حمایتهای بیمهای محروم خواهند شد، بلکه بار سنگین تأمین معیشت بازنشستگان فعلی بر دوش آنان سنگینی خواهد کرد.
سازمان تأمین اجتماعی ایران با یکی از جدیترین بحرانهای تاریخ خود مواجه است. خروج بیش از دو میلیون بیمهشده، کاهش نسبت پشتیبانی به کمتر از ۳.۶، و انباشت بدهیهای هزار همتی، همگی نشاندهنده نیاز فوری به بازنگری اساسی در ساختار تأمین اجتماعی و سیاستهای بازار کار است.
بازنگری در ساختار تأمین اجتماعی و کاهش وابستگی به درآمدهای بیمهای
بدون اقدامات جدی و فوری، این بحران میتواند به فروپاشی تدریجی نظام تأمین اجتماعی و افزایش آسیبپذیری میلیونها خانواده منجر شود
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ