به گزارش اطلاع با ما، سینمای ایران : واکنشها به گریم مردانه الناز شاکردوست در فیلم «کجپیله» نشان داد که مردپوشی زنان در سینمای ایران هنوز با مقاومت فرهنگی روبهروست. چرا زنپوشی مردان پذیرفته میشود، اما مردپوشی زنان نه؟ تحلیلی از ریشههای تاریخی و اجتماعی این تضاد.
از «کجپیله» تا جنجال فرهنگی؛ مردپوشی زنان در سینمای ایران زیر ذرهبین
انتشار تصاویر الناز شاکردوست با گریم مردانه در فیلم «کجپیله»، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی برانگیخت. اتفاقی که نشان داد، حتی در سال ۱۴۰۴ هم ظاهر یک بازیگر زن میتواند مرزهای فرهنگی و اجتماعی را بلرزاند. اما پرسش اصلی این است: چرا مردپوشی زنان در سینمای ایران هنوز حساسیتبرانگیز است، در حالیکه «زنپوشی» مردان از دیرباز در تئاتر و سینما پذیرفته شده است؟
در تاریخ نمایش ایران، از تعزیه تا نمایشهای سنتی، مردان برای ایفای نقشهای زنانه لباس زنان میپوشیدند. این عمل نه اعتراضی بود و نه برهمزننده نظم جنسیتی، بلکه رفتاری آیینی یا طنزآمیز به شمار میرفت. به همین دلیل، زنپوشی مردان در ذهن جامعه رفتاری «نمایشی و بیتهدید» تلقی شد.
در مقابل، مردپوشی زنان در سینمای ایران هنوز شکلی از مقاومت فرهنگی را برمیانگیزد. وقتی بازیگری مانند الناز شاکردوست با گریم مردانه ظاهر میشود، جامعه با تصویری روبهرو میشود که «زن دیگر ابژهی نگاه نیست» و در قالبی فاعلانه ظاهر میشود. این جابهجایی نمادین، نظمی را برهم میزند که مردانگی را با قدرت و اقتدار پیوند داده است.
بر اساس نظریهی جودیت باتلر، جنسیت «اجرا» است، نه حقیقتی ذاتی. از این دیدگاه، هر بار که زنی با لباس مردانه در فیلمی ظاهر میشود، در واقع ساختار بازنمایی جنسیت را به چالش میکشد. به همین دلیل، مردپوشی نه یک گریم ساده، بلکه حرکتی گفتمانی و فرهنگی است که نظم دیداری مردمحور را مختل میکند.
مقاومت فرهنگی در برابر مردپوشی زنان در سینمای ایران نشان میدهد جامعه هنوز آمادگی پذیرش زن در جایگاه قدرت—even در قالب نقش—را ندارد. آنچه برای الناز شاکردوست رخ داد، بازتابی از تقابل میان نگاه سنتی و نگاهی نو به هویت زنانه در هنر است. شاید وقت آن رسیده که سینمای ایران، نه فقط در ظاهر، بلکه در نگاه به زن و مرد، از کلیشهها عبور کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ