به گزارش اطلاع با ما ، در تازهترین تحولات مورد اشاره در گزارشهای منتشرشده، سپاه پاسداران اعلام کرده است که مواضع دریایی آمریکا را هدف قرار داده؛ در مقابل، فرماندهی مرکزی آمریکا روایت متفاوتی از نتیجه این حمله ارائه کرده است.
همزمان، آمریکا از اقدام علیه چند نفتکش مرتبط با ایران خبر داده است. این تقابل نشان میدهد که دامنه رویارویی تنها به حملات مستقیم محدود نمانده و بخش دریایی و صادرات انرژی نیز به یکی از عرصههای اصلی فشار تبدیل شده است.
یکی از عوامل مهم در شرایط کنونی، تفاوت قابل توجه میان روایت دو طرف از اتفاقات میدان است. هر طرف تلاش میکند نتیجه عملیات خود را موفقیتآمیز و توان طرف مقابل را محدودشده نشان دهد.
این اختلاف روایت، ارزیابی دقیق وضعیت نظامی را دشوار کرده و همزمان باعث شده بخشی از پیامهای سیاسی نیز با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی و محاسبات طرف مقابل منتشر شود.
فشارهای اقتصادی بر ایران، از جمله تورم، کاهش ارزش پول ملی و محدودیتهای مرتبط با صادرات نفت، از جمله عواملی هستند که در ارزیابی وضعیت جنگ مورد توجه قرار میگیرند.
با این حال، وجود فشار اقتصادی بهتنهایی نمیتواند مشخص کند که یک کشور چه زمانی تصمیم به تغییر سیاست نظامی یا ورود به مذاکرات خواهد گرفت. به همین ترتیب، گزارشهای مربوط به هزینههای نظامی آمریکا و میزان مصرف تجهیزات دفاعی نیز لزوماً به معنای نزدیک شدن واشنگتن به نقطه توقف جنگ نیست.
در فضای فعلی، آمار و برآوردهای مربوط به توان نظامی و اقتصادی دو طرف نیز بخشی از رقابت شده است. ادعاهایی درباره میزان ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا، توان اقتصادی ایران و هزینههای جنگ مرتباً مطرح میشود؛ اما صحت یا میزان اثرگذاری بسیاری از این برآوردها محل اختلاف است.
به همین دلیل، نمیتوان تنها با تکیه بر یک عدد یا یک گزارش، درباره نزدیک بودن یکی از طرفین به نقطه شکست یا عقبنشینی نتیجهگیری کرد.
جنگ روایتها نیز همزمان با درگیری نظامی شدت گرفته است. انتشار تصاویر و ویدئوهای بحثبرانگیز درباره میزان خسارت واردشده به تأسیسات یا تجهیزات طرف مقابل، نمونهای از تلاش دو طرف برای شکل دادن به برداشت افکار عمومی است.
در چنین شرایطی، تبلیغات دیگر صرفاً موضوعی حاشیهای نیست و میتواند بر محاسبات سیاسی، روحیه عمومی و حتی تصمیمگیری طرف مقابل تأثیر بگذارد.
در ماههای گذشته چندین مقطع کاهش تنش یا توقف درگیری گزارش شده است، اما هیچکدام به یک سازوکار پایدار برای پایان جنگ تبدیل نشدهاند.
یکی از دلایل احتمالی این وضعیت، نبود توافق روشن درباره شرایط پایان درگیری است. اگر هر طرف تصور کند فشار بیشتر میتواند طرف مقابل را به امتیازدهی وادار کند، انگیزه لازم برای حفظ یک توقف موقت نیز کاهش پیدا میکند.
مسئله اصلی در شرایط کنونی این است که هنوز مشخص نیست فشارهای نظامی و اقتصادی در چه نقطهای میتواند محاسبات سیاسی ایران یا آمریکا را تغییر دهد.
نه ادعای نزدیک بودن ایران به فروپاشی بهتنهایی قابل اثبات است و نه گزارشهایی درباره کاهش توان نظامی آمریکا میتواند پایان قریبالوقوع درگیری را نتیجه بگیرد.
تا زمانی که دو طرف نتوانند درباره هزینههای ادامه جنگ، اهداف قابل دستیابی و شرایط قابل قبول برای توقف به جمعبندی برسند، هر حمله میتواند بهانهای برای دور جدیدی از پاسخها باشد.
به نظر میرسد دشواری اصلی در مسیر توقف جنگ، فقط شدت حملات نیست؛ بلکه نامشخص بودن نقطهای است که در آن هر دو طرف ادامه درگیری را پرهزینهتر از مذاکره بدانند.
در چنین شرایطی، هر موفقیت نظامی میتواند به جای نزدیک کردن طرفین به مذاکره، این تصور را تقویت کند که فشار بیشتر نتیجه خواهد داد. همین چرخه میتواند روند درگیری را طولانیتر کرده و رسیدن به یک توافق پایدار را دشوارتر کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ