به گزارش اطلاع با ما، مدیریت متزلزل در استقلال: پاییز ۱۴۰۳ آغاز دور تازهای از بحران در باشگاه استقلال بود. با انتصاب علی نظری جویباری به عنوان مدیرعامل و همراهی برخی چهرههای نهچندان شناختهشده در هیئت مدیره، دورهای از سردرگمی مدیریتی آغاز شد که تا امروز تبعات آن همچنان گریبان تیم را گرفته است.
پس از جدایی جواد نکونام از استقلال که یکی از تصمیمات بحثبرانگیز مدیران بود، بختیاریزاده برای مدتی روی نیمکت نشست. اما مدیریت وقت ناگهان سراغ موسیمانه رفت؛ گزینهای که نه شناختی از استقلال داشت و نه سابقه موفقی. نتیجه؟ سقوط فنی و از دست رفتن فرصتها.
در فاصله دو روز تا دربی، بوژوویچ بهعنوان سرمربی جدید معرفی شد. اما او در ۹ بازی متوالی حتی یک برد هم کسب نکرد و رکوردی منفی بر جای گذاشت. نظری جویباری که معتقد بود بوژوویچ میتواند برانکوی جدید فوتبال ایران باشد، در نهایت با فشارها کنار گذاشت و مجتبی جباری را به عنوان سرمربی هفتم معرفی کرد.
جویباری برای جلب رضایت هواداران، وعده جذب والتر ماتزاری را داد و مدعی شد مذاکرات ۹۷ درصد پیش رفته است. اما این وعده هرگز رنگ واقعیت نگرفت. پس از آن نوبت به کاریله رسید؛ نامی دیگر که این بار به ماجرای عجیب «ایمیل امضا شده» منتهی شد. مدیران استقلال منکر امضای قرارداد بودند، در حالی که کاریله مدعی سند رسمی شده بود.
پس از شکست در جذب گزینههای بزرگ، باز هم نام ریکاردو ساپینتو مطرح شد؛ سرمربی پرهیجان پرتغالی که پیشتر یک محرومیت ۴ ماهه را در استقلال تجربه کرده بود. با وجود حاشیهها، ساپینتو بار دیگر بهواسطه فشار هواداران گزینه نیمکت شد و حالا بسیاری او را تنها امید برای بازگشت تیم به مسیر موفقیت میدانند.
آنچه در این ۷ ماه بر استقلال گذشت، بیشتر از هر تیم رقیبی، خود باشگاه را با چالش روبهرو کرد. تصمیمات عجولانه، وعدههای بیسرانجام، سرمربیهای ناکارآمد و بیثباتی ساختاری، همه دستبهدست هم داده تا «بحران مدیریت» به بزرگترین رقیب استقلال در فصل جاری تبدیل شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ