به گزارش اطلاع با ما ، رشد توجه به فالگیری، طالعبینی و دیگر رفتارهای موسوم به جادویی را نمیتوان تنها به فقر یا پایین بودن سطح تحصیلات نسبت داد. به باور برخی کارشناسان، افزایش نااطمینانی، کاهش اعتماد اجتماعی و دشوار شدن پیشبینی آینده میتواند زمینه گرایش بیشتر افراد به این شیوهها را فراهم کند؛ پدیدهای که با ورود فناوری و فضای مجازی حتی شکل تازهای پیدا کرده است.
وقتی آینده برای انسان مبهم میشود، تمایل به پیدا کردن راهی برای پیشبینی آن نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، گسترش توجه به فالگیری، طالعبینی و انواع دیگر باورهای غیرعلمی را میتوان از زاویهای فراتر از یک سرگرمی فردی بررسی کرد.
برخی تحلیلهای انسانشناختی معتقدند کاهش احساس امنیت، ضعف اعتماد اجتماعی و دشوار شدن دسترسی افراد به پاسخهای روشن درباره آینده میتواند زمینه را برای رشد چنین رفتارهایی فراهم کند. البته این رابطه را نمیتوان یک رابطه ساده و قطعی علت و معلولی دانست.
باور به جادو، پیشگویی و نیروهای ماورایی سابقهای طولانی در جوامع مختلف دارد. از تمدنهای باستانی گرفته تا جوامع مدرن، همواره افرادی وجود داشتهاند که برای دریافت پاسخ درباره آینده، حل مشکلات یا حتی آسیب رساندن به دیگران به روشهای جادویی متوسل شدهاند.
در فرهنگهای مختلف نیز افرادی با عنوانهایی مانند جادوگر، شمن، دعانویس یا رمال مسئول ارائه چنین خدماتی بودهاند و در مقابل، از مشتریان خود پول، کالا یا خدمات دریافت میکردهاند.
بنابراین اصل وجود این پدیده را نمیتوان به شرایط امروز نسبت داد؛ آنچه اهمیت دارد، میزان استقبال از آن و شکلهایی است که در هر دوره به خود میگیرد.
یکی از تصورات رایج این است که فالگیری و خرافات بیشتر در میان افراد کمدرآمد یا کمسواد دیده میشود. این دیدگاه تا حدی میتواند با برخی الگوهای اجتماعی همخوانی داشته باشد، اما نمیتوان آن را یک قاعده عمومی دانست.
در جوامع مدرن نیز افراد دارای تحصیلات و موقعیت اقتصادی مناسب ممکن است به طالعبینی، فال کارت، کفبینی یا شکلهای دیگری از پیشگویی علاقه نشان دهند.
تفاوت اصلی گاهی در شکل ارائه این خدمات است. ممکن است یک گروه به دعانویسی و سرکتاب مراجعه کند و گروهی دیگر در قالب جلسات طالعبینی، تارو یا خدمات موسوم به خودشناسی به دنبال همان پاسخ باشد.
در ظاهر این رفتارها متفاوتاند، اما در یک نقطه مشترک هستند: تلاش برای پیدا کردن پاسخی قطعی در شرایطی که واقعیت، پاسخ روشنی ارائه نمیدهد.
انسان زمانی که احساس کند کنترل کمی بر آینده دارد، بیشتر به دنبال ابزارهایی برای کاهش این ابهام میگردد.
مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی، نگرانی درباره آینده شغلی، روابط خانوادگی و عاطفی یا احساس بیثباتی میتوانند چنین وضعیتی را تشدید کنند.
در این شرایط، پیشگویی ممکن است برای مدتی احساس آرامش ایجاد کند؛ زیرا فرد تصور میکند پاسخی برای پرسش خود پیدا کرده است. با این حال، این آرامش لزوماً به معنای حل شدن مشکل واقعی نیست.
از همین منظر، افزایش مراجعه به فالگیران میتواند در برخی شرایط به عنوان نشانهای از افزایش اضطراب و نااطمینانی مورد بررسی قرار گیرد، نه اینکه خود فالگیری را عامل اصلی مشکلات اجتماعی بدانیم.
اعتماد به نهادها و افراد متخصص یکی از عواملی است که میتواند بر رفتار اجتماعی اثر بگذارد.
هر اندازه فرد احساس کند برای مشکلات خود پاسخ قابل اتکایی در ساختارهای رسمی، علمی یا اجتماعی پیدا نمیکند، احتمال اینکه به مسیرهای غیررسمی و غیرعلمی مراجعه کند بیشتر میشود.
در چنین شرایطی، فالگیر ممکن است برای فردی که درباره آینده خود سردرگم است، یک پاسخ ساده و قطعی ارائه کند؛ پاسخی که شاید در جهان واقعی به راحتی قابل دستیابی نباشد.
به همین دلیل، برخی پژوهشهای اجتماعی میان افزایش نااطمینانی، کاهش سرمایه اجتماعی و رشد برخی باورهای غیرعلمی ارتباطهایی را بررسی کردهاند؛ هرچند این ارتباط را نباید به شکل یک فرمول ثابت برای تمام افراد و جوامع در نظر گرفت.
فکر کردن درباره آینده به خودی خود رفتار منفی نیست. برنامهریزی برای سالهای آینده، بررسی سناریوهای احتمالی و استفاده از تجربه گذشته از الزامات زندگی فردی و اجتماعی است.
مشکل از جایی آغاز میشود که فرد به جای تحلیل شرایط واقعی، به دنبال یک پاسخ قطعی و از پیش تعیینشده باشد.
در این وضعیت، تردید که میتواند محرک تفکر و بررسی باشد، کنار گذاشته میشود و جای آن را یک باور قطعی میگیرد.
به همین دلیل، تفاوت مهمی میان اندیشیدن به آینده و تلاش برای پیشگویی قطعی آینده وجود دارد.
در برخی سنتهای فرهنگی، مانند تفأل با شعر حافظ یا استخاره، فرد ممکن است از یک متن یا منبع مورد احترام خود برای تأمل و تصمیمگیری کمک بگیرد. این موضوع با ادعاهای مربوط به پیشگویی قطعی آینده تفاوت دارد.
در مقابل، برخی انواع فالگیری، دعانویسی یا سرکتاب به فرد وعده میدهند که میتوانند درباره آینده، مشکلات یا اتفاقات پنهان اطلاعات قطعی ارائه کنند.
از نگاه انتقادی، چنین وعدههایی ممکن است به جای کمک به فرد برای مواجهه منطقی با ابهام، صرفاً احساس موقت اطمینان ایجاد کنند.
هیچ جامعهای را نمیتوان به طور کامل از باورهای خرافی جدا دانست. حتی کشورهای توسعهیافته نیز با شکلهای مختلفی از طالعبینی و شبهعلم مواجه هستند.
با این حال، شرایط اجتماعی میتواند میزان استقبال از چنین باورهایی را تغییر دهد.
در دورههایی که مردم با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، کاهش امید یا ضعف اعتماد مواجه میشوند، ممکن است تمایل به یافتن پاسخهای ساده برای مسائل پیچیده افزایش پیدا کند.
این مسئله فقط درباره فال نیست و میتواند در قالب گسترش نظریههای توطئه، شبهعلم یا روایتهای سادهانگارانه درباره مسائل پیچیده نیز دیده شود.
ورود اینترنت و شبکههای اجتماعی نهتنها این باورها را از بین نبرده، بلکه امکان انتشار سریعتر آنها را فراهم کرده است.
در گذشته، فرد برای مراجعه به فالگیر باید او را از طریق معرفی افراد یا تبلیغات محلی پیدا میکرد؛ اما امروز بسیاری از این خدمات میتوانند در فضای آنلاین عرضه شوند.
صفحات شبکههای اجتماعی، کانالها و سایتهای مختلف امکان دسترسی سریع به محتوای مرتبط با طالعبینی، فال و پیشگویی را فراهم کردهاند.
حتی فناوریهای جدید مانند هوش مصنوعی نیز میتوانند در تولید و شخصیسازی چنین محتواهایی مورد استفاده قرار بگیرند. در نتیجه، شکل سنتی خرافات تغییر کرده و بخشی از آن وارد فضای دیجیتال شده است.
تحصیلات بالاتر معمولاً میتواند احتمال پذیرش برخی باورهای غیرعلمی را کاهش دهد، اما به معنای مصونیت کامل نیست.
ممکن است فردی با تحصیلات دانشگاهی به یک شکل سنتی از فال اعتقادی نداشته باشد، اما به شکل دیگری از شبهعلم یا ادعاهای فاقد پشتوانه علمی اعتماد کند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که فرد به فالگیر مراجعه میکند یا نه؛ بلکه باید دید چه چیزی را به عنوان منبع معتبر برای توضیح واقعیت میپذیرد.
در همین نقطه است که مرز میان علم، شبهعلم و باورهای عامیانه اهمیت پیدا میکند.
رواج این پدیده محدود به ایران نیست. برخی نظرسنجیها در کشورهای اروپایی نیز نشان دادهاند که باور به طالعبینی و دیگر حوزههای موسوم به شبهعلم قابل توجه است.
برای نمونه، در یک نظرسنجی در فرانسه که در متن مورد بررسی به آن اشاره شده، بخش قابل توجهی از پاسخدهندگان گفتهاند به دستکم یکی از حوزههای شبهعلمی مانند طالعبینی، کفبینی، جادو یا پیشگویی باور دارند.
این دادهها نشان میدهد که توسعه اقتصادی و افزایش سطح تحصیلات لزوماً به معنای حذف کامل این باورها نیست.
در گذشته تصور میشد گسترش علم به تدریج جای باورهای غیرعلمی را خواهد گرفت. اما تجربه جوامع مدرن نشان داده است که مسئله پیچیدهتر از این است.
امروز علاوه بر خرافات سنتی، با شکلهای جدیدی از شبهعلم مواجه هستیم که گاهی از واژگان علمی برای افزایش اعتبار خود استفاده میکنند.
در نتیجه، چالش اصلی تنها مبارزه با شکل سنتی خرافات نیست؛ بلکه تشخیص مرز میان علم واقعی، شبهعلم و ادعاهای ظاهراً علمی نیز اهمیت زیادی دارد.
نسلهای جدید نیز از این جریان جدا نیستند. اتفاقاً شبکههای اجتماعی باعث شدهاند محتوای مرتبط با طالعبینی، تستهای شخصیتی، پیشگویی و مطالب شبهعلمی با سرعت زیادی میان کاربران منتشر شود.
محتوای کوتاه، جذاب و شخصیسازیشده میتواند مخاطب را بیشتر درگیر کند؛ بهخصوص زمانی که مستقیماً درباره آینده شغلی، روابط عاطفی یا وضعیت مالی او صحبت میکند.
به این ترتیب، بازار سنتی فال میتواند در قالبی مدرن و دیجیتال به حیات خود ادامه دهد.
نمیتوان برای افزایش توجه به فالگیری تنها یک دلیل معرفی کرد. فقر، اضطراب، مشکلات شخصی، کنجکاوی، سرگرمی، مد، کاهش اعتماد اجتماعی و نگرانی از آینده میتوانند در افراد مختلف نقشهای متفاوتی داشته باشند.
با این حال، یک نکته در بسیاری از تحلیلهای اجتماعی مشترک است: هرچه آینده برای فرد مبهمتر و احساس کنترل او بر زندگی کمتر شود، جذابیت پاسخهای ساده و قطعی بیشتر میشود.
از این منظر، رونق فال و جادو را میتوان نه صرفاً یک مسئله مربوط به خرافات، بلکه موضوعی مرتبط با روان و فرهنگ جامعه، میزان اعتماد عمومی و نحوه مواجهه افراد با پیچیدگیهای زندگی مدرن دانست.
فالگیری و باورهای جادویی پدیدههایی قدیمی هستند که با وجود رشد علم و فناوری همچنان در جوامع مختلف حضور دارند. شرایط اجتماعی نامطمئن ممکن است در برخی دورهها زمینه استقبال بیشتر از آنها را ایجاد کند، اما نمیتوان این موضوع را یک رابطه قطعی و یکسان برای همه افراد دانست.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی جامعه و افراد برای مواجهه منطقی با ابهام است؛ زیرا وقتی پاسخهای واقعی پیچیدهاند، وعده یک پیشگویی ساده و قطعی میتواند جذاب باشد، اما لزوماً به معنای پیدا کردن راهحل واقعی نیست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ