به گزارش اطلاع با ما ، کاهش قدرت خرید و افزایش قیمت کالاها باعث شده خرید قسطی به یکی از روشهای رایج تأمین کالا تبدیل شود. بررسی نمونههای خودرو، موبایل، طلا و لوازم برقی نشان میدهد برای سنجش صرفه اقتصادی اقساط باید نرخ سود مؤثر، کارمزد، مدت بازپرداخت و تغییرات قیمت کالا را همزمان بررسی کرد.
خرید قسطی در اقتصاد تورمی؛ آیا قسط از خرید نقدی بهصرفهتر است؟
افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده خرید قسطی از یک گزینه فرعی به یکی از روشهای رایج تأمین کالا تبدیل شود. در چنین شرایطی، بسیاری از مصرفکنندگان ترجیح میدهند به جای ماهها پسانداز و مواجه شدن با قیمت بالاتر، کالا را زودتر خریداری کنند و هزینه آن را در ماههای آینده بپردازند.
اما خرید قسطی همیشه به معنای معامله ارزانتر نیست. هزینه واقعی این نوع خرید به عواملی مانند نرخ سود مؤثر، مبلغ پیشپرداخت، تعداد اقساط، کارمزدها و همچنین تغییرات احتمالی قیمت کالا بستگی دارد.
وقتی سرعت افزایش قیمت کالاها از سرعت رشد درآمد خانوار بیشتر باشد، پسانداز برای خرید نقدی دشوارتر میشود. ممکن است فرد امروز توان خرید یک کالا را نداشته باشد و چند ماه برای جمعآوری پول منتظر بماند، اما در این فاصله قیمت همان کالا افزایش پیدا کند.
به همین دلیل، خرید قسطی برای بخشی از خانوارها به معنای انتقال بخشی از هزینه خرید به آینده است. خریدار کالا را در زمان حال دریافت میکند و بازپرداخت را از درآمد ماههای بعد انجام میدهد.
در این مدل، در واقع درآمد آینده به قدرت خرید امروز تبدیل میشود؛ موضوعی که در اقتصادهای تورمی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پاسخ به این پرسش به شرایط معامله بستگی دارد. مقایسه صرف قیمت نقدی و مجموع اقساط کافی نیست و باید نرخ سود مؤثر نیز محاسبه شود.
برای مثال، در یک نمونه خرید خودرو، قیمت نقدی حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شده است. خریدار حدود ۸۸۰ میلیون تومان پیشپرداخت میکند و باقی مبلغ را طی ۴۸ ماه میپردازد. مجموع پرداختی در پایان دوره به حدود ۲ میلیارد و ۴۶۴ میلیون تومان میرسد.
در نگاه اول، فاصله قابل توجهی میان قیمت نقدی و مبلغ نهایی وجود دارد؛ اما بررسی نرخ سود مؤثر نشان میدهد هزینه تأمین مالی این معامله حدود ۷۱ درصد در سال محاسبه شده است. اگر نرخ تورم مورد استناد برای مقایسه ۸۹ درصد باشد، این دو نرخ فاصله قابل توجهی دارند.
البته این مقایسه به معنای توصیه به خرید قسطی نیست؛ زیرا خریدار باید توان پرداخت اقساط و سایر هزینههای معامله را نیز در نظر بگیرد.
مدل «الان بخر، بعداً پرداخت کن» یا BNPL نیز در سالهای اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
در برخی طرحها، خریدار در ابتدا یکچهارم مبلغ کالا را پرداخت میکند و سه بخش باقیمانده در ماههای بعد تسویه میشود. نرخ هزینه این خدمات در پلتفرمهای مختلف یکسان نیست و در برخی موارد ممکن است کارمزد به اقساط اضافه شود.
به همین دلیل، عبارتهایی مانند «بدون سود» یا «چهار قسطه» به تنهایی برای تشخیص هزینه نهایی کافی نیست. خریدار باید مبلغ نهایی قابل پرداخت را با قیمت نقدی مقایسه کند و ببیند آیا کارمزد یا هزینه دیگری در زمان تسویه دریافت میشود یا خیر.
در بازار کالاهای مختلف، فاصله میان قیمت نقدی و قسطی یکسان نیست.
برای نمونه، در یک معامله ربعسکه، قیمت نقدی حدود ۶۳ میلیون تومان و قیمت قسطی حدود ۶۷ میلیون تومان گزارش شده است. در این نمونه، بازپرداخت طی ۲۴ ماه انجام میشود و نرخ سود مؤثر سالانه حدود ۴۵ درصد محاسبه شده است.
در مقابل، برای یک نمونه طلای زینتی، قیمت نقدی حدود ۶۹ میلیون و ۲۴۸ هزار تومان اعلام شده، در حالی که قیمت قسطی به حدود ۷۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است. در این معامله، بخشی از مبلغ در ابتدا پرداخت شده و باقی هزینه طی پنج ماه تسویه میشود.
بنابراین حتی در کالاهایی که قیمت نقدی آنها به یکدیگر نزدیک نیست، ساختار پرداخت و مدت بازپرداخت میتواند تفاوت قابل توجهی در هزینه نهایی ایجاد کند.
بازار تلفن همراه شرایط متفاوتی دارد؛ زیرا قیمت این کالاها میتواند تحت تأثیر نرخ ارز و شرایط بازار در مدت کوتاهی تغییر کند.
در یک نمونه، تلفن همراهی با قیمت نقدی حدود ۳۸ میلیون تومان، به صورت قسطی حدود ۴۷ میلیون تومان عرضه شده است. خریدار نیمی از مبلغ را در ابتدا پرداخت کرده و باقی مبلغ را طی پنج ماه تسویه میکند.
بر اساس محاسبات مطرحشده برای این معامله، نرخ سود مؤثر سالانه حدود ۲۰۵ درصد بوده است؛ رقمی که حتی از نرخ تورم مورد مقایسه نیز بالاتر قرار میگیرد.
با این حال، برای ارزیابی چنین معاملهای باید تغییرات قیمت موبایل در فاصله زمانی خرید تا پایان اقساط را نیز در نظر گرفت. اگر قیمت کالا در بازار آزاد در این مدت افزایش چشمگیری داشته باشد، مقایسه صرف نرخ سود نمیتواند تمام ابعاد اقتصادی معامله را نشان دهد.
در بازار لوازم برقی نیز نمونههای مشابهی وجود دارد. در یکی از نمونههای مطرحشده، کالایی با قیمت نقدی حدود ۶۰ میلیون تومان، به شکل قسطی ۷۵ میلیون تومان قیمتگذاری شده و دوره بازپرداخت پنج ماهه بوده است.
نرخ سود مؤثر سالانه این معامله حدود ۹۵ درصد محاسبه شده است. بنابراین، مدت کوتاه بازپرداخت به معنای پایین بودن هزینه معامله نیست و باید نرخ مؤثر و مبلغ نهایی پرداختی همزمان بررسی شود.
رواج خرید قسطی تنها نتیجه کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان نیست؛ فروشندگان نیز با تغییر رفتار مشتریان مواجه شدهاند.
در شرایطی که بخشی از مشتریان توان پرداخت کامل مبلغ کالا را ندارند، فروشنده میان حفظ مشتری و دریافت نقدی پول قرار میگیرد. برخی فروشندگان ممکن است برای حفظ جریان فروش، با دریافت چک یا پرداخت مدتدار موافقت کنند؛ حتی اگر حاشیه سود چنین معاملهای کمتر باشد.
در بازارهایی مانند موبایل که قیمت کالاها نیز نوسان دارد، فروش قسطی میتواند ریسک بیشتری برای فروشنده ایجاد کند.
مهمترین نکته در بررسی خرید قسطی، تفاوت میان «قیمت اسمی» و «ارزش واقعی پول در طول زمان» است.
اگر اقساط یک معامله ثابت باشند اما قیمت کالا یا سطح عمومی قیمتها در ماههای آینده افزایش پیدا کند، ارزش واقعی مبلغی که در آینده پرداخت میشود کاهش مییابد.
با این حال، این موضوع به تنهایی به معنای اقتصادی بودن هر خرید قسطی نیست. اگر نرخ سود مؤثر بسیار بالا باشد یا قیمت قسطی از قیمت نقدی فاصله زیادی داشته باشد، افزایش قیمت کالا ممکن است نتواند این اختلاف را جبران کند.
از طرف دیگر، اگر کالا در آینده احتمال افزایش قیمت بالایی داشته باشد، خرید امروز میتواند ریسک افزایش قیمت را برای مصرفکننده کاهش دهد.
برای مقایسه یک خرید نقدی و قسطی، بهتر است تنها به مبلغ هر قسط توجه نشود. چند شاخص اصلی باید کنار هم قرار بگیرند:
قیمت واقعی کالا در خرید نقدی مبلغ پیشپرداخت مجموع تمام اقساط کارمزدهای احتمالی مدت بازپرداخت نرخ سود مؤثر احتمال تغییر قیمت کالا در دوره اقساط
ممکن است یک کالا با قسط ماهانه پایین، در مجموع هزینه بسیار بیشتری برای خریدار ایجاد کند. در مقابل، ممکن است کالایی با اختلاف قیمت محدود میان خرید نقدی و قسطی، در شرایط افزایش سریع قیمتها برای خریدار قابل بررسیتر باشد.
گسترش خرید قسطی در اقتصاد تورمی را میتوان بخشی از تغییر الگوی مصرف خانوارها دانست. زمانی که افزایش قیمت کالاها، پسانداز برای خرید نقدی را دشوار میکند، پرداخت اقساطی امکان دسترسی زودتر به کالا را فراهم میکند.
اما این روش در کنار مزیت دسترسی سریعتر، تعهد مالی آینده نیز ایجاد میکند. بنابراین، مسئله اصلی فقط این نیست که «قسطی بخریم یا نقدی؟» بلکه باید پرسید هزینه واقعی تأمین مالی چقدر است و این هزینه در مقایسه با روند احتمالی قیمت کالا چه معنایی دارد.
در نهایت، خرید قسطی زمانی قابل بررسی است که خریدار هم هزینه نهایی معامله و هم توان پرداخت اقساط را در نظر بگیرد. نرخ سود پایینتر از تورم نیز بهتنهایی تضمین نمیکند که یک معامله برای همه افراد یا همه کالاها مناسب باشد؛ زیرا قیمت کالا، مدت بازپرداخت، کارمزدها و وضعیت درآمدی خریدار هم در تصمیم نهایی نقش دارند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ