به گزارش اطلاع با ما ، با وجود تورم بسیار بالای ایران و رسیدن تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد، این وضعیت بر اساس معیار کلاسیک به معنای ابرتورم نیست. تورم ماهانه ۳.۴ درصدی، ساختار گسترده تولید داخلی و وجود ظرفیتهای صادراتی از مهمترین تفاوتهای اقتصاد ایران با نمونههای تاریخی ابرتورمی محسوب میشود.
افزایش قابل توجه قیمت کالاها و خدمات در ماههای اخیر باعث شده نگرانی درباره احتمال ورود اقتصاد ایران به مرحله ابرتورم بیشتر شود. با این حال، بالا بودن تورم سالانه یا نقطهبهنقطه به تنهایی به معنای وقوع ابرتورم نیست و برای تشخیص آن باید سرعت افزایش قیمتها در بازههای کوتاهمدت نیز مورد توجه قرار گیرد.
بر اساس آمارهای مورد اشاره در گزارشهای اقتصادی، تورم نقطهبهنقطه در مردادماه به ۸۹ درصد رسیده، در حالی که تورم ماهانه ۳.۴ درصد اعلام شده است. همین تفاوت نشان میدهد میان «تورم بسیار بالا» و «ابرتورم» فاصله مفهومی و آماری مهمی وجود دارد.
در ادبیات اقتصادی، یکی از شناختهشدهترین معیارها برای تعریف ابرتورم، معیار فیلیپ کگان است. بر اساس این تعریف، زمانی که سطح عمومی قیمتها در یک ماه دستکم ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، اقتصاد وارد محدوده ابرتورم میشود.
بنابراین نمیتوان صرفاً با مشاهده تورم سالانه یا نقطهبهنقطه بالا، یک اقتصاد را ابرتورمی دانست.
برای مثال، تورم نقطهبهنقطه ۸۹ درصدی به این معناست که سطح عمومی قیمتها نسبت به مدت مشابه سال قبل به میزان بسیار زیادی افزایش یافته است؛ اما این عدد به معنی افزایش ۸۹ درصدی قیمتها تنها در یک ماه نیست.
تورم ماهانه اعلامشده برای مردادماه حدود ۳.۴ درصد بوده است. این رقم اگرچه فشار سنگینی را بر هزینه زندگی خانوارها وارد میکند، اما فاصله زیادی با معیار ۵۰ درصدی تورم ماهانه در تعریف کلاسیک ابرتورم دارد.
به همین دلیل، میان وضعیت فعلی اقتصاد ایران و نمونههای تاریخی ابرتورم باید تفاوت قائل شد.
البته پایینتر بودن تورم ماهانه از این مرز به معنای نبود خطر یا عادی بودن شرایط اقتصادی نیست. تداوم تورم بالا، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینه تولید و بیثباتی انتظارات میتواند آسیبهای جدی برای خانوارها و بنگاهها ایجاد کند.
یکی از تفاوتهای مهم اقتصاد ایران با برخی کشورهایی که تجربه ابرتورم داشتهاند، گستردگی ساختار تولید داخلی است.
اقتصاد ایران تنها بر مصرف کالاهای وارداتی متکی نیست و مجموعهای از بخشهای نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، معدن، کشاورزی، دارو، صنایع غذایی، خودرو، قطعهسازی، سیمان، مواد شیمیایی و خدمات را در خود جای داده است.
وجود چنین شبکهای به این معناست که بخش قابل توجهی از کالاها و خدمات مورد نیاز کشور در داخل تولید میشود.
البته این موضوع به معنای بینیازی ایران از تجارت خارجی نیست. بسیاری از صنایع برای تأمین تجهیزات، فناوری، ماشینآلات، مواد اولیه و برخی کالاهای واسطهای به واردات وابستهاند.
اقتصاد ایران علاوه بر بازار داخلی، از ظرفیت صادراتی نیز برخوردار است. نفت، محصولات پتروشیمی، محصولات معدنی و فلزی و برخی کالاهای صنعتی و کشاورزی بخشی از سبد صادرات کشور را تشکیل میدهند.
وجود این منابع میتواند برای اقتصاد امکان ایجاد درآمد ارزی فراهم کند؛ هرچند تحریمها، محدودیتهای بانکی و دشواری انتقال پول باعث شده دسترسی به تمام ظرفیتهای ارزی کشور با محدودیت مواجه باشد.
در نتیجه، مسئله اقتصاد ایران را نمیتوان صرفاً به «نبود درآمد ارزی» تقلیل داد. یکی از چالشهای اصلی، نحوه دسترسی، انتقال و استفاده از منابع ارزی در شرایط محدودیتهای خارجی است.
اینکه اقتصاد ایران در تعریف کلاسیک هنوز ابرتورمی محسوب نمیشود، نباید باعث نادیده گرفتن آثار تورم بالا شود.
تورم طولانیمدت میتواند قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد، هزینه تولید را افزایش دهد و برنامهریزی اقتصادی را برای کسبوکارها دشوارتر کند. همچنین در چنین شرایطی، انتظارات تورمی میتواند رفتار مصرفکنندگان و سرمایهگذاران را تغییر دهد.
بنابراین تفاوت میان تورم بالا و ابرتورم نباید به این برداشت منجر شود که شرایط اقتصادی بدون مشکل است. فاصله داشتن از ابرتورم، به معنی پایین بودن فشار تورمی نیست.
یکی از موضوعات مهم در شرایط تورمی، نحوه شکلگیری انتظارات مردم و فعالان اقتصادی است.
وقتی اخبار مربوط به «ابرتورم» بدون توجه به تعریف علمی آن منتشر میشود، ممکن است نگرانی درباره آینده قیمتها افزایش پیدا کند. این نگرانی میتواند افراد را به سمت خرید ارز، طلا، کالا یا سایر داراییها برای حفظ ارزش پول سوق دهد و در نتیجه بر رفتار بازارها اثر بگذارد.
به همین دلیل، تفکیک میان آمار واقعی تورم و پیشبینیهای مربوط به آینده اهمیت زیادی دارد.
برخی اقتصاددانان در اظهارات خود نسبت به تداوم تورم بالا و ضرورت اجرای سیاستهای مؤثر برای کنترل آن هشدار دادهاند. در این دیدگاه، شرایط فعلی اقتصاد ایران بسیار دشوار است، اما استفاده از عنوان «ابرتورم» نیازمند رعایت معیارهای مشخص اقتصادی است.
همچنین برخی مقامهای اقتصادی نیز تأکید کردهاند که وضعیت فعلی را نمیتوان ابرتورمی توصیف کرد و هنوز با آن مرحله فاصله وجود دارد.
در واقع، اختلاف اصلی در اینجا بیشتر درباره شدت و مسیر آینده تورم است، نه درباره این واقعیت که افزایش قیمتها فشار قابل توجهی به اقتصاد وارد کرده است.
پاسخ به این پرسش به روند متغیرهای اقتصادی در آینده بستگی دارد. برای ورود یک اقتصاد به ابرتورم، صرفاً ثبت یک تورم سالانه بالا کافی نیست؛ بلکه باید روند افزایش قیمتها با سرعت بسیار بیشتری ادامه پیدا کند و سازوکارهای پولی، مالی و اقتصادی نیز به سمت بیثباتی شدید حرکت کنند.
ایران در حال حاضر با تورم بالا، کاهش قدرت خرید و مشکلات ساختاری اقتصادی مواجه است، اما آمار تورم ماهانه مورد اشاره با معیار کلاسیک ابرتورم فاصله قابل توجهی دارد.
در نتیجه، بهتر است شرایط فعلی را با همان عنوان «تورم بسیار بالا و مزمن» توصیف کرد و همزمان نسبت به عواملی که میتوانند این وضعیت را تشدید کنند، هشدار داد.
اقتصاد ایران در شرایط تورمی سنگینی قرار دارد و افزایش قیمتها فشار زیادی بر خانوارها و تولیدکنندگان وارد کرده است. با این حال، تورم نقطهبهنقطه ۸۹ درصدی به خودی خود به معنای ابرتورم نیست؛ زیرا برای سنجش ابرتورم، سرعت افزایش قیمتها در بازههای کوتاهمدت اهمیت ویژهای دارد.
در کنار این موضوع، وجود بخشهای گسترده تولیدی، صادرات غیرنفتی، منابع انرژی و ظرفیتهای درآمد ارزی، اقتصاد ایران را از برخی نمونههای تاریخی ابرتورمی متمایز میکند. با این حال، تداوم تورم بالا همچنان یک هشدار جدی است و کنترل آن برای حفظ قدرت خرید و ثبات اقتصادی اهمیت زیادی دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ