به گزارش اطلاع با ما ، مستند «مردانی که آمریکا را ساختند» روایت پنج چهره اثرگذار در صنعتیشدن این کشور را دنبال میکند؛ از راهآهن و نفت تا فولاد، سرمایه و خودرو. این روایت بهانهای برای بررسی وضعیت ایران و این پرسش است که کارآفرینان و مدیران اثرگذار اقتصاد کشور چگونه شناخته و ارزیابی میشوند.
مستند «مردانی که آمریکا را ساختند» سرگذشت پنج چهره شناختهشده دوران صنعتیشدن آمریکا را روایت میکند؛ افرادی که فعالیت آنها با حوزههایی مانند راهآهن، نفت، فولاد، سرمایه و صنعت خودرو گره خورده است.
این روایت البته به معنای نادیده گرفتن نقش میلیونها کارگر، مهندس، مدیر، سیاستگذار و نهادهای اقتصادی نیست. هیچ اقتصادی محصول فعالیت چند نفر نیست؛ با این حال، برخی کارآفرینان و سرمایهگذاران در مقاطع مهم تاریخی آنقدر بر مسیر توسعه اثر میگذارند که نام آنها با یک دوره اقتصادی پیوند میخورد.
همین موضوع میتواند پرسش مشابهی را درباره ایران مطرح کند: چه کسانی در ساختن بخشهای مهم اقتصاد ایران نقش داشتهاند و جامعه تا چه اندازه آنها را میشناسد؟
پس از جنگ داخلی، آمریکا وارد دورهای از توسعه سریع صنعتی شد. گسترش زیرساختها، رشد کارخانهها و افزایش سرمایهگذاری، زمینه شکلگیری صنایع بزرگ را فراهم کرد.
مستند مورد اشاره، بخشی از این تحول را از زاویه زندگی و رقابت پنج شخصیت اقتصادی روایت میکند.
کورنلیوس وندربیلت با توسعه فعالیتهای خود در حملونقل و راهآهن، یکی از چهرههای مهم گسترش شبکه ریلی آمریکا بود. راهآهن در آن دوره فقط یک صنعت نبود؛ بلکه امکان جابهجایی سریعتر نیروی انسانی، کالا و سرمایه را فراهم میکرد.
جان دی. راکفلر نیز نامی مهم در صنعت نفت آمریکا محسوب میشود. توسعه استانداردسازی و کنترل بخشهای مختلف زنجیره تولید و توزیع، شرکت او را به یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی زمان خود تبدیل کرد؛ هرچند درباره شیوه فعالیت و انحصار در کسبوکار او نیز بحثهای تاریخی گستردهای وجود دارد.
اندرو کارنگی با صنعت فولاد شناخته شد. رشد این صنعت امکان توسعه بخشهایی از زیرساخت و ساختوساز را افزایش داد. کارنگی بعدها بخش قابل توجهی از ثروت خود را صرف فعالیتهای عمومی و خیریه کرد و همین موضوع نیز به بخشی از روایت تاریخی زندگی او تبدیل شده است.
جی.پی. مورگان بیشتر با دنیای سرمایه و بانکداری شناخته میشود. نقش او در تأمین مالی و سازماندهی سرمایه، نمونهای از قدرت فزاینده نظام مالی در اقتصاد صنعتی آمریکا بود.
در نهایت، هنری فورد با تولید خودرو در مقیاس گسترده، صنعت خودروسازی را وارد مرحله تازهای کرد. خودرو بهتدریج از یک محصول صنعتی به عاملی برای تغییر شیوه زندگی، حملونقل و توسعه شهری تبدیل شد.
عنوان «مردانی که آمریکا را ساختند» جذاب است، اما واقعیت توسعه اقتصادی بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را به چند فرد محدود کرد.
کارگران، مهندسان، پژوهشگران، مدیران، دانشگاهها، دولت، نظام مالی و میلیونها مصرفکننده نیز در شکلگیری یک اقتصاد صنعتی نقش دارند.
بنابراین اهمیت شخصیتهای اقتصادی را باید در تأثیری جستوجو کرد که تصمیمها و فعالیتهای آنها بر یک صنعت یا بخشی از جامعه گذاشته است، نه اینکه توسعه یک کشور را صرفاً به نام چند سرمایهدار نسبت دهیم.
اگر همین نگاه را درباره ایران به کار بگیریم، فهرست بسیار متفاوتی شکل میگیرد.
در دهههای مختلف، کارآفرینان، صنعتگران، مدیران و سرمایهگذارانی در حوزههای مختلف فعالیت کردهاند؛ از صنایع غذایی و دارویی گرفته تا خودرو، فناوری، تجارت الکترونیک، بانکداری و خدمات.
برخی از این افراد شرکتهایی را از مجموعههای کوچک به کسبوکارهای بزرگ تبدیل کردهاند و برخی دیگر در ایجاد زنجیرههای تولید یا توسعه بازارهای جدید نقش داشتهاند.
با این حال، شناخت عمومی از این افراد لزوماً متناسب با میزان اثرگذاری آنها بر اقتصاد نیست.
بخش مهمی از روایت اقتصادی ایران معمولاً در زمان بحرانها، تغییرات قیمت یا اخبار مربوط به شرکتها و مدیران منتشر میشود.
در نتیجه، مسیر شکلگیری یک کسبوکار، تصمیمهای مهم مدیریتی، سرمایهگذاریهای بلندمدت و تأثیر یک مجموعه بر اشتغال و تولید کمتر به شکل یک روایت مستقل بررسی میشود.
شناخت دقیقتر فعالان اقتصادی میتواند به جامعه کمک کند میان فعالیت مولد، سرمایهگذاری، مدیریت بنگاه و صرفاً ثروتاندوزی تفاوت قائل شود.
شناخته شدن یک کارآفرین یا مدیر اقتصادی لزوماً به معنای موفق بودن تمام تصمیمهای او نیست.
برند شخصی زمانی ارزش اطلاعاتی پیدا میکند که همراه با سابقه قابل بررسی باشد؛ اینکه فرد چه کسبوکاری ایجاد کرده، چه محصول یا خدمتی ارائه داده، چه تعداد نیروی انسانی در مجموعه او فعالیت کردهاند و تصمیمهای اقتصادی او چه پیامدهایی داشته است.
از سوی دیگر، بررسی عملکرد اقتصادی باید علاوه بر دستاوردها، محدودیتها، اشتباهات و نقدهای واردشده به فعالیت فرد را نیز در نظر بگیرد.
اگر قرار باشد فهرستی از چهرههای اثرگذار اقتصادی ایران تهیه شود، باید مشخص باشد معیار انتخاب چیست؛ میزان اشتغالزایی، توسعه یک صنعت، حجم سرمایهگذاری، نوآوری، صادرات، ایجاد زیرساخت یا تأثیرگذاری بر سبک زندگی و بازار.
چنین رویکردی باعث میشود توجه تنها به میزان ثروت افراد معطوف نشود و اثر واقعی فعالیت اقتصادی آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد.
داستان کارآفرینان آمریکایی نشان میدهد که برخی افراد میتوانند در دورههای مهم اقتصادی به نماد یک صنعت تبدیل شوند؛ اما این روایت زمانی کامل است که نقش جامعه، نیروی کار و نهادهای اقتصادی نیز در نظر گرفته شود.
برای ایران نیز شناخت چهرههای اقتصادی میتواند بخشی از تاریخ معاصر اقتصاد کشور را روشنتر کند. مدیران و کارآفرینانی که در ایجاد کارخانه، توسعه فناوری، گسترش صادرات یا شکلگیری بازارهای جدید نقش داشتهاند، بخشی از این تاریخ هستند.
سؤال اصلی شاید این نباشد که چه کسی ثروتمندتر است یا کدام مدیر شناختهشدهتر است. پرسش مهمتر این است که فعالیت کدام کسبوکارها و مدیران، آثار قابل اندازهگیری بر تولید، اشتغال، فناوری و توسعه اقتصادی بر جای میگذارد.
اقتصاد ایران نیز مانند هر اقتصاد دیگری مجموعهای از افراد، شرکتها و نهادهاست و نمیتوان مسیر آن را به چند نام محدود کرد.
با این حال، ثبت و بررسی تجربه کسانی که در بخشهای مختلف اقتصاد کشور فعالیت کردهاند، میتواند به شکلگیری روایت دقیقتری از تاریخ اقتصادی ایران کمک کند؛ روایتی که در آن هم دستاوردها دیده شوند و هم پرسشهای مربوط به نحوه فعالیت و آثار تصمیمهای اقتصادی پاسخ داده شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ