به گزارش اطلاع با ما ، فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب علیه ایران وارد مرحله تازهای شده است. همزمان با تشدید اقدامات آمریکا، نشانههایی از افزایش هماهنگی میان واشنگتن و بروکسل دیده میشود؛ با این حال، هنوز نمیتوان از یکسان شدن کامل سیاست تحریمی اروپا و آمریکا سخن گفت. مهمترین پرسش این است که آیا مواضع اخیر اروپا به اقدامات عملی جدید علیه ایران منجر خواهد شد یا همچنان مسیر دیپلماسی در کنار فشار اقتصادی حفظ میشود.
روابط میان ایران و کشورهای اروپایی در ماههای اخیر بیش از گذشته تحت تأثیر پرونده هستهای، تحریمها و اختلافات سیاسی قرار گرفته است. در شرایطی که آمریکا برنامه گستردهتری برای محدود کردن مسیرهای مالی و تجاری ایران دنبال میکند، مواضع اخیر اروپا نیز این پرسش را ایجاد کرده که آیا فاصله میان سیاستهای واشنگتن و بروکسل در قبال تهران در حال کاهش است یا خیر.
اظهارات اخیر مقامهای آمریکایی درباره همراهی اتحادیه اروپا با فشارهای اقتصادی علیه ایران نیز به این گمانهزنیها دامن زده است؛ هرچند میان حمایت سیاسی اروپا از افزایش فشار و اجرای دقیق سیاستهای تحریمی آمریکا تفاوت قابل توجهی وجود دارد.
رویکرد جدید واشنگتن نشان میدهد دامنه فشار اقتصادی علیه ایران صرفاً به صادرات نفت یا نظام بانکی محدود نمانده است. حوزههایی مانند داراییهای دیجیتال، طلا، فناوریهای پیشرفته، حملونقل هوایی و کشتیرانی نیز در کانون توجه سیاست تحریمی آمریکا قرار گرفتهاند.
هدف از این رویکرد، محدود کردن مسیرهایی است که ایران میتواند از طریق آنها به منابع مالی، خدمات بینالمللی و زنجیرههای تجارت جهانی دسترسی داشته باشد.
اگر کشورهای اروپایی نیز در بخشهایی از این سیاست با آمریکا همراه شوند، دامنه آثار آن میتواند فراتر از روابط مستقیم ایران و اروپا باشد و فعالیت شرکتها و مؤسسات مالی بینالمللی مرتبط با ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تغییر مواضع اروپا را نمیتوان صرفاً به تحولات اخیر نسبت داد. روابط تهران و بروکسل طی سالهای گذشته، بهویژه پس از تشدید اختلافات بر سر توافق هستهای، با فراز و نشیبهای زیادی روبهرو بوده است.
کشورهای اروپایی در مقاطعی تلاش کردند کانالهای اقتصادی و دیپلماتیک با ایران را حفظ کنند، اما افزایش اختلافات هستهای و بازگشت برخی تحریمها موجب شد سیاست اروپا نیز به سمت فشار بیشتر حرکت کند.
در چنین شرایطی، تحریمهای جدید اروپایی را باید بخشی از روندی دانست که طی سالهای اخیر به تدریج شکل گرفته است.
با وجود نزدیک شدن برخی مواضع، اروپا الزاماً سیاست تحریمی آمریکا را بهطور کامل دنبال نمیکند. اتحادیه اروپا نظام تحریمهای مستقل خود را دارد و تصمیمهای این اتحادیه میتواند بر اساس ملاحظات سیاسی و امنیتی خود اروپا اتخاذ شود.
به همین دلیل، اعلام حمایت از افزایش فشار اقتصادی را نباید به معنای اجرای خودکار تمام تحریمهای آمریکا توسط کشورهای اروپایی دانست.
این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که اروپا همچنان تلاش میکند میان فشار بر تهران و حفظ مسیر مذاکره تعادل برقرار کند.
یکی از موضوعاتی که میتواند ابعاد تازهای به فشارهای غرب علیه ایران بدهد، افزایش محدودیتها در حوزه حملونقل دریایی و تجارت بینالمللی است.
هرگونه هماهنگی بیشتر در این بخش میتواند هزینه انتقال کالا، بیمه، حملونقل و مبادلات تجاری مرتبط با ایران را افزایش دهد. در چنین شرایطی، حتی اگر حجم تجارت مستقیم اروپا با ایران چندان بالا نباشد، آثار غیرمستقیم فشار میتواند قابل توجه باشد.
به همین دلیل، اهمیت تحولات جدید را نباید فقط با میزان صادرات و واردات مستقیم ایران و اروپا سنجید.
پاسخ این پرسش هنوز به اقدامات عملی بروکسل بستگی دارد. اگر اروپا در هفتهها و ماههای آینده محدودیتهای جدیدی را علیه نهادها، شرکتها یا مسیرهای مالی مورد هدف آمریکا اعمال کند، میتوان از نزدیکتر شدن جدی سیاستهای دو طرف سخن گفت.
اما اگر موضع اروپا صرفاً به حمایت سیاسی از فشار اقتصادی و تأکید بر ضرورت مذاکره محدود بماند، نمیتوان آن را معادل پیوستن کامل به سیاست واشنگتن دانست.
در واقع، اقدامهای بعدی اتحادیه اروپا اهمیت بیشتری از اظهارات سیاسی فعلی خواهد داشت.
کاهش سطح روابط تجاری ایران و اتحادیه اروپا در سالهای اخیر باعث شده ظرفیت اروپا برای ایجاد یک شوک مستقیم مشابه گذشته کاهش پیدا کند. با این حال، اثرگذاری تحریمها الزاماً به حجم تجارت دوجانبه محدود نمیشود.
افزایش هزینه مبادلات، دشوارتر شدن دسترسی به خدمات مالی، محدود شدن مسیرهای حملونقل و افزایش ریسک همکاری شرکتهای خارجی با ایران میتواند پیامدهای گستردهتری ایجاد کند.
بنابراین، اثر اصلی تشدید فشار اروپا را میتوان در افزایش هزینه تجارت و انزوای اقتصادی ایران جستوجو کرد.
تحولات اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که ایران در برابر افزایش فشارهای اقتصادی غرب چه مسیری را انتخاب خواهد کرد. از یک سو، ادامه تحریمها میتواند هزینههای اقتصادی را افزایش دهد و از سوی دیگر، حفظ مسیر مذاکره میتواند امکان کاهش بخشی از تنشها را فراهم کند.
برای اروپا نیز تصمیمگیری ساده نیست؛ زیرا بروکسل همزمان با افزایش فشار بر تهران، به دنبال حفظ امکان گفتوگو و جلوگیری از بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی است.
آنچه در حال حاضر دیده میشود، افزایش همگرایی میان آمریکا و اروپا در برخی زمینههای مرتبط با ایران است؛ اما هنوز برای نتیجهگیری درباره شکلگیری یک جبهه کاملاً یکپارچه تحریمی زود است.
مرحله تعیینکننده، اقدامات عملی آینده خواهد بود. اگر بروکسل محدودیتهای اقتصادی و تجاری جدیدی را همسو با سیاست واشنگتن اجرا کند، فشار بر ایران وارد سطح متفاوتی خواهد شد. در غیر این صورت، اختلافات میان رویکرد اروپایی و آمریکایی همچنان پابرجا خواهد ماند.
در نهایت، اروپا میتواند حلقه مهمی در افزایش فشار اقتصادی بر ایران باشد، اما میزان تأثیرگذاری این حلقه به تصمیمهای اجرایی آینده اتحادیه اروپا و میزان هماهنگی آن با واشنگتن بستگی دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ