به گزارش اطلاع با ما ، آمارهای هزینه و درآمد خانوار نشان میدهد الگوی مصرف بنزین میان دهکهای درآمدی تفاوت زیادی دارد، اما تفاوتهای درون هر دهک نیز قابل توجه است. در سال ۱۴۰۳، هزینه ماهانه بنزین برای خانوارهای دهک دهم حدود ۲۳۵ هزار تومان و برای دهک اول نزدیک به ۵۲ هزار تومان بوده است. کارشناسان معتقدند اصلاح قیمت سوخت باید تدریجی و همراه با بررسی دقیق پیامدهای اقتصادی و اجتماعی انجام شود تا فشار آن به خانوارهای آسیبپذیر و کسبوکارهای وابسته به حملونقل منتقل نشود.
بحث درباره قیمت بنزین در ایران فقط به میزان مصرف سوخت محدود نمیشود. تفاوت درآمد خانوارها، دسترسی به خودرو، نوع شغل و میزان وابستگی به حملونقل باعث شده سهم بنزین در زندگی گروههای مختلف جامعه یکسان نباشد.
آمارهای مربوط به هزینه و درآمد خانوار نیز نشان میدهد که اگرچه خانوارهای پردرآمد در مجموع هزینه بیشتری برای بنزین پرداخت میکنند، اما بررسی دقیقتر اعداد نشان میدهد تفاوتهای قابل توجهی در داخل هر دهک وجود دارد؛ موضوعی که میتواند در طراحی سیاستهای جدید سوخت اهمیت زیادی داشته باشد.
بر اساس آمار سال ۱۴۰۳، یک خانوار در دهک دهم درآمدی بهطور متوسط ماهانه حدود ۲۳۵ هزار تومان برای بنزین هزینه کرده است. این رقم برای خانوارهای دهک اول حدود ۵۲ هزار تومان بوده است.
به این ترتیب، هزینه ماهانه بنزین در دهک دهم حدود ۴.۵ برابر دهک اول بوده است.
با این حال، این فاصله در سالهای گذشته کمتر شده و نسبت مصرف بنزین میان بالاترین و پایینترین دهک درآمدی روند نزولی داشته است.
این تغییر میتواند نشاندهنده افزایش دسترسی خانوارهای کمدرآمد به خودرو و مصرف سوخت و در نتیجه استفاده بیشتر آنها از یارانه پنهان انرژی باشد.
اگر فقط میانگین مصرف دهکها بررسی شود، ممکن است تصویر کاملی از وضعیت خانوارها به دست نیاید.
درون هر دهک، خانوارهایی وجود دارند که تقریباً هیچ مصرفی ندارند و در مقابل، گروهی نیز مصرف بسیار بالایی دارند.
برای نمونه، در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۴ درصد خانوارهای دهک اول هیچ بنزینی مصرف نکردهاند. بنابراین میانگین ۵۲ هزار تومانی این دهک، مصرف واقعی تمام خانوارهای آن را به یک شکل نشان نمیدهد.
این مسئله درباره سایر دهکها نیز صدق میکند و نشان میدهد سیاستگذاری بر اساس میانگین دهکی میتواند بخشی از واقعیت بازار را پنهان کند.
در سال ۱۴۰۳، ۱۰ درصد پرمصرف خانوارهای دهک اول بهطور میانگین حدود ۱۵۴ لیتر در ماه بنزین مصرف کردهاند. این رقم برای ۱۰ درصد پرمصرف دهک دهم حدود ۲۷۱ لیتر بوده است.
در نتیجه، در حالی که میانگین مصرف کل دهک دهم چندین برابر دهک اول است، اختلاف میان پرمصرفهای دو دهک بسیار کمتر میشود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد نمیتوان تمام خانوارهای یک دهک را در سیاستهای مربوط به بنزین مشابه یکدیگر در نظر گرفت.
دسترسی به خودرو تنها عامل مصرف بنزین نیست. نوع شغل نیز میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
مشاغلی مانند تاکسیهای اینترنتی، پیکهای موتوری و برخی فعالیتهای حملونقلی مستقیماً به سوخت وابستهاند. برای این گروهها، افزایش هزینه بنزین صرفاً به معنای گرانتر شدن یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه میتواند هزینه مستقیم فعالیت اقتصادی آنها را افزایش دهد.
از سوی دیگر، خانوارهایی که در مناطق دورتر از مراکز اشتغال زندگی میکنند نیز ممکن است مجبور باشند برای رفتوآمد روزانه مسافت بیشتری طی کنند.
مصرف سوخت در کشور طی سالهای اخیر از ظرفیت تولید داخلی فاصله گرفته و این موضوع فشار بیشتری بر منابع اقتصادی وارد کرده است.
مصرف بالای خودروهای فرسوده، پایین بودن بهرهوری انرژی در بخش صنعت، توسعه صنایع انرژیبر و وابستگی برخی مشاغل به سوخت از عوامل مؤثر در شکلگیری این وضعیت هستند.
در نتیجه، مسئله بنزین دیگر صرفاً یک موضوع مرتبط با حملونقل نیست و با بودجه، تجارت خارجی، تولید و هزینه خانوارها ارتباط پیدا کرده است.
یکی از تصورات رایج این است که افزایش قیمت بنزین تنها خانوارهایی را تحت فشار قرار میدهد که خودرو دارند.
هزینه حمل کالا، خدمات، جابهجایی نیروی کار و فعالیت بسیاری از کسبوکارها به سوخت وابسته است. بنابراین افزایش قیمت بنزین میتواند به مرور زمان از مسیر افزایش هزینه تولید و حملونقل به قیمت سایر کالاها و خدمات نیز منتقل شود.
در نتیجه، حتی خانواری که خودرو یا مصرف مستقیم بنزین ندارد، ممکن است از تبعات غیرمستقیم افزایش قیمت سوخت تأثیر بگیرد.
یکی از نگرانیهای اصلی درباره اصلاح قیمت سوخت، اجرای ناگهانی آن است.
اگر قیمت بنزین در یک دوره طولانی ثابت بماند و در همین مدت تورم عمومی ادامه پیدا کند، فاصله میان قیمت سوخت و سایر قیمتها بیشتر میشود. پس از آن، جبران یکباره این فاصله میتواند شوک قابل توجهی به اقتصاد وارد کند.
به همین دلیل، اصلاح قیمت انرژی در صورت اجرا نیازمند برنامهای تدریجی و قابل پیشبینی است.
آمارها نشان میدهد شرایط خانوارهای مختلف حتی در یک دهک درآمدی نیز میتواند کاملاً متفاوت باشد.
یک خانوار ممکن است اصلاً خودرو نداشته باشد، در حالی که خانوار دیگری در همان دهک درآمدی برای کسب درآمد روزانه به خودرو یا موتورسیکلت وابسته باشد.
بنابراین اگر سیاستگذار فقط به تفاوت میان دهکهای درآمدی توجه کند، ممکن است گروههایی را که در ظاهر درآمد مشابهی دارند اما وابستگی کاملاً متفاوتی به بنزین دارند، یکسان ارزیابی کند.
با توجه به پیچیدگی موضوع، اصلاح قیمت بنزین نمیتواند صرفاً با افزایش نرخ سوخت دنبال شود.
کاهش تدریجی وابستگی اقتصاد به بنزین، بهبود بهرهوری خودروها، توسعه حملونقل عمومی، اصلاح الگوی مصرف و حمایت هدفمند از گروههای آسیبپذیر میتواند بخشی از مسیر اصلاح باشد.
همچنین هر سیاست جدیدی باید پیش از اجرا از نظر اثر آن بر تورم، اشتغال، هزینه حملونقل و معیشت خانوارها بررسی شود.
آمارهای مصرف نشان میدهد مسئله بنزین در ایران بسیار پیچیدهتر از تفاوت ساده میان دهکهای پردرآمد و کمدرآمد است.
دهک دهم در مجموع هزینه بیشتری برای بنزین دارد، اما در داخل دهکهای پایین نیز خانوارهایی وجود دارند که مصرف بالایی دارند و ممکن است مستقیماً از افزایش قیمت سوخت آسیب ببینند.
به همین دلیل، هرگونه تصمیم درباره اصلاح قیمت بنزین باید با در نظر گرفتن تفاوتهای درون دهکی، وابستگی شغلی به سوخت، آثار تورمی و شرایط اقتصادی خانوارها انجام شود. راهحل این ناترازی نیز احتمالاً نه در یک افزایش قیمت ناگهانی، بلکه در مجموعهای از اصلاحات تدریجی و هماهنگ قرار دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ