به گزارش اطلاع با ما ، در شرایطی که فضای سیاسی میان ایران و آمریکا همچنان تحت تأثیر اختلافات جدی و فشارهای اقتصادی قرار دارد، سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران بار دیگر موضوع میانجیگری و احتمال بازگشت به مسیر مذاکره را پررنگ کرده است.
این سفر در حالی انجام میشود که طی روزهای گذشته تماسهایی میان منیر و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، صورت گرفته است؛ موضوعی که میتواند نشاندهنده تلاش برای فعال نگه داشتن کانالهای ارتباطی در شرایط حساس کنونی باشد.
فرمانده ارتش پاکستان طی ماههای اخیر به یکی از چهرههای مورد توجه در ارتباطات میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. روابط نزدیک او با دونالد ترامپ از یک سو و ارتباطاتش با مقامهای ایرانی از سوی دیگر، باعث شده نقش او در انتقال پیامها و کاهش تنشها بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، حضور دوباره او در تهران میتواند فراتر از یک سفر دیپلماتیک معمولی ارزیابی شود؛ بهخصوص اگر این سفر با هدف انتقال پیامی مشخص از سوی واشنگتن انجام شده باشد.
البته هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که سفر منیر حامل پیام مستقیم ترامپ است یا ابتکار عمل از سوی پاکستان شکل گرفته است. همین موضوع یکی از مهمترین پرسشهای مطرح درباره این سفر است.
یکی از موانع اصلی برای بازگشت به روند مذاکره، اختلاف دو طرف بر سر نحوه تفسیر برخی تعهدات و موضوعات مورد اختلاف است.
ایران و آمریکا درباره دامنه توقف درگیریها و همچنین نحوه مدیریت شرایط پیرامون تنگه هرمز برداشتهای متفاوتی دارند. همین تفاوت دیدگاهها باعث شده توافق بر سر یک چارچوب مشترک برای ادامه مسیر دشوار شود.
در چنین شرایطی، بازگشت به مذاکره تنها زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که دو طرف حاضر باشند از بخشی از مواضع حداکثری خود فاصله بگیرند و درباره نقاط اختلاف، راهحلهای میانه پیدا کنند.
همزمان با بحثهای دیپلماتیک، سیاست آمریکا در قبال ایران نیز وارد مرحلهای شده که فشارهای اقتصادی و محدودیتهای تجاری نقش پررنگتری پیدا کردهاند.
بحث درباره تشدید تحریمها، محدود کردن مسیرهای مالی و تجاری و افزایش فشار بر کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، نشان میدهد که واشنگتن همچنان گزینه فشار را جدی دنبال میکند.
اگر دامنه این فشارها افزایش پیدا کند، محاسبات تهران و واشنگتن درباره هزینه و فایده مذاکره نیز میتواند تغییر کند.
موضوع تنگه هرمز نیز همچنان در مرکز اختلافات قرار دارد. گزارشهای مختلف درباره مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت و تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی، میتواند بر معادلات اقتصادی و سیاسی منطقه اثر بگذارد.
با این حال، میزان واقعی موفقیت این مسیرها و تأثیر آنها بر نقش تنگه هرمز همچنان نیازمند بررسی دقیقتر است و نمیتوان صرفاً بر اساس گزارشهای اولیه درباره نتیجه آن قضاوت کرد.
پاسخ به این پرسش هنوز روشن نیست، اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد که کانالهای ارتباطی کاملاً از بین نرفتهاند.
اگر میانجیگری پاکستان بتواند زمینه انتقال پیامهای جدید میان تهران و واشنگتن را فراهم کند و همزمان دو طرف آمادگی محدودی برای تعدیل برخی مواضع خود داشته باشند، احتمال بازگشت به گفتوگو وجود خواهد داشت.
در مقابل، اگر فشارهای اقتصادی افزایش یابد و مواضع سیاسی دو طرف نیز سختتر شود، فاصله میان ایران و آمریکا بیشتر خواهد شد و احیای مسیر مذاکره دشوارتر میشود.
در نهایت، سفر عاصم منیر به تهران را میتوان یکی از نشانههای مهم تحرکات دیپلماتیک اخیر دانست؛ اما اینکه این سفر به آغاز یک روند تازه منجر شود یا صرفاً تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنشها باشد، به پیامهای ردوبدلشده و میزان انعطاف تهران و واشنگتن بستگی دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ