به گزارش اطلاع با ما، کالابرگ – اجرای طرح کالابرگ و حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی، با هدف جبران فشار اقتصادی بر خانوارها و تأمین امنیت غذایی اجرا شد. با این حال، بررسی رفتار خانوارها نشان میدهد این طرح نتوانسته است به افزایش محسوس مصرف کالاهای اساسی منجر شود.
بخش قابلتوجهی از اعتبار کالابرگ صرف تأمین همان خریدهای معمول خانوارها شده است.
کالابرگ بیشتر نقش جایگزین پرداخت نقدی داشته تا ابزاری برای افزایش مصرف.
خانوارها لزوماً با دریافت کالابرگ کالاهای بیشتری خریداری نکردهاند؛ بلکه بخشی از هزینه قبلی خود را با این اعتبار پوشش دادهاند.
دلایل متعددی باعث شده که کالابرگ نتواند بهعنوان محرک مصرف عمل کند. مهمترین این دلایل عبارتند از:
قیمت کالاهای اساسی نسبت به سالهای گذشته رشد قابلتوجهی داشته است. زمانی که قیمت کالاها افزایش مییابد، افزایش مبلغ حمایت دولتی لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید واقعی خانوار نیست.
مثال: یک خانوار ممکن است پیش از اجرای طرح، مقدار مشخصی پنیر خریداری میکرده. دریافت اعتبار کالابرگ لزوماً باعث نمیشود که همان خانوار مقدار بیشتری پنیر بخرد؛ بلکه کالابرگ بخشی از هزینه همان خرید قبلی را پوشش میدهد.
یکی از نکات مهم در بررسی اثر کالابرگ، تفاوت میان رشد ریالی بازار و رشد واقعی مصرف است:
وقتی قیمت کالاها افزایش مییابد، ارزش ریالی فروش میتواند حتی بدون افزایش مقدار کالاهای فروختهشده رشد کند.
افزایش گردش مالی یک بازار بهتنهایی نشان نمیدهد که قدرت خرید خانوارها بهتر شده است.
برای ارزیابی اثر کالابرگ باید به حجم واقعی کالاهای خریداریشده توجه کرد، نه فقط ارزش ریالی معاملات.
نتیجه: در سال ۱۴۰۴ در بسیاری از کالاها رشد معناداری در حجم مصرف مشاهده نشده است و افزایش ارزش بازار عمدتاً ناشی از تورم بوده است.
شرایط جنگ ۱۲ روزه نیز در مقطعی رفتار مصرفکنندگان را تغییر داد:
در روزهای ابتدایی جنگ، نگرانی از احتمال کمبود برخی کالاها باعث شد بخشی از خانوارها خرید بیشتری انجام دهند و بعضی اقلام را ذخیره کنند.
با ادامه شرایط، رفتار هیجانی روزهای نخست کاهش پیدا کرد و خرید گسترده کالاها ادامه نیافت.
برخی اقلام مانند آب آشامیدنی همچنان تحت تأثیر شرایط موجود با افزایش تقاضا مواجه بودند، اما این روند را نمیتوان به کل بازار کالاهای اساسی تعمیم داد.
شواهد نشان میدهد کالابرگ در شرایط فعلی بیشتر نقش حمایت معیشتی دارد تا ابزاری برای افزایش مصرف:
نقش اصلی جایگزین پرداخت نقدی خانوارها اثر بر مصرف افزایش محسوس در حجم مصرف مشاهده نشده کارکرد ضربهگیر معیشتی در برابر تورم اثر بر قدرت خرید جبران بخشی از فشار هزینهها، اما نه افزایش واقعی
خانوارهایی که با افزایش قیمت مواد غذایی مواجه شدهاند، میتوانند از اعتبار کالابرگ برای تأمین بخشی از هزینه خریدهای ضروری خود استفاده کنند. در نتیجه، این حمایت میتواند فشار هزینهای را کاهش دهد، اما لزوماً قدرت خرید واقعی را افزایش نمیدهد.
معیار اصلی برای سنجش موفقیت این سیاست، میزان کالایی است که خانوار میتواند با مجموع درآمد و حمایتهای دولتی خود خریداری کند.
افزایش مبلغ کالابرگ در شرایط تورمی میتواند بخشی از فشار اقتصادی بر خانوارها را جبران کند، اما اگر قیمت کالاهای اساسی سریعتر از درآمد خانوار رشد کند، افزایش اعتبار حمایتی ممکن است صرفاً کاهش قدرت خرید گذشته را جبران کند.
برای اینکه کالابرگ بتواند اثر پایدار و ملموسی بر معیشت خانوارها داشته باشد، باید میان رشد درآمد و افزایش قیمت کالاهای اساسی نیز تناسب بیشتری ایجاد شود.
در شرایط فعلی، شواهد نشان میدهد کالابرگ بیشتر هزینه خرید خانوار را پوشش میدهد و جای بخشی از پرداخت نقدی را گرفته است؛ نه اینکه به شکل محسوسی میزان مصرف کالاهای اساسی را افزایش داده باشد.
بر اساس تحلیل رفتار خانوارها در اجرای طرح کالابرگ، میتوان نتیجه گرفت:
کالابرگ مصرف را افزایش نداده؛ بلکه عمدتاً جایگزین بخشی از هزینههای نقدی خانوار شده است.
افزایش ارزش ریالی بازار کالاهای اساسی بیشتر ناشی از تورم است تا افزایش حجم واقعی مصرف.
کالابرگ در شرایط فعلی بهعنوان ابزار حمایت معیشتی عمل میکند، نه محرک تقاضا.
افزایش اعتبار کالابرگ بهتنهایی نمیتواند مشکل کاهش قدرت خرید را حل کند؛ مگر اینکه با کنترل تورم و افزایش درآمد همراه شود.
بنابراین، برای موفقیت پایدار این سیاست، نیاز به تنظیم همزمان سیاستهای قیمتی، ارزی و حمایتی وجود دارد تا خانوارها بتوانند علاوه بر تأمین نیازهای ضروری، قدرت خرید واقعی خود را نیز بهبود بخشند
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ