به گزارش اطلاع با ما ،توافق موقت میان ایران و آمریکا که قرار بود به دور جدیدی از تنشها پایان دهد، حالا خود به یکی از موضوعات بحثبرانگیز سیاست بینالملل تبدیل شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این توافق، به جای حل ریشهای اختلافات، تنها زمان خرید و بحران را به آینده موکول کرده است. اکنون با افزایش دوباره تنشها، این پرسش مطرح میشود که آیا دیپلماسی مبتنی بر توافقهای کوتاهمدت توان جلوگیری از یک جنگ فراگیر در خاورمیانه را دارد؟
بر اساس گزارش منتشرشده، تفاهمنامهای که در ماه ژوئن میان تهران و واشنگتن امضا شد، شامل توقف حملات، بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز و آغاز مذاکرات ۶۰ روزه درباره اختلافات اساسی بود.
اما کارشناسان معتقدند این توافق از همان ابتدا با یک ضعف اساسی روبهرو بود؛ زیرا مهمترین اختلافات دو کشور مانند پرونده هستهای، تحریمها، امنیت منطقه و نقش بازیگران منطقهای را به آینده موکول میکرد.
به باور نویسندگان گزارش، همین موضوع باعث شد توافق نتواند به صلحی پایدار منجر شود و تنها زمان آغاز بحران بعدی را به تعویق بیندازد.
تحلیلگران این گزارش، رویکرد دونالد ترامپ را نمونهای از «دیپلماسی معاملهمحور» میدانند؛ رویکردی که در آن ابتدا یک توافق محدود برای توقف بحران شکل میگیرد اما مسائل اصلی بدون راهحل باقی میماند.
به اعتقاد آنان، این الگو پیشتر نیز در موضوعات مختلف از جمله:
* آتشبس غزه * توافقهای ابراهیم
تکرار شده و اگرچه دستاوردهای کوتاهمدتی ایجاد کرده، اما نتوانسته ریشه بحرانها را از بین ببرد.
در گزارش تأکید شده است که توافقهای موقت ذاتاً منفی نیستند؛ زیرا میتوانند:
* از گسترش جنگ جلوگیری کنند. * جان غیرنظامیان را نجات دهند.
اما زمانی که این توافقها جایگزین مذاکرات جامع شوند، عملاً تنها فرصتی برای بازسازی توان نظامی طرفین خواهند بود و احتمال بازگشت درگیریها افزایش مییابد.
یکی از مهمترین ویژگیهای خاورمیانه، وابستگی پروندههای امنیتی به یکدیگر است.
در این گزارش آمده است که اختلاف ایران و آمریکا تنها یک موضوع دوجانبه نیست، بلکه با موضوعاتی مانند:
* امنیت خلیج فارس * وضعیت عراق * سوریه * لبنان * یمن * فلسطین * امنیت انرژی جهان
به همین دلیل، مهار موقت یکی از بحرانها الزاماً به معنای کاهش تنش در کل منطقه نخواهد بود.
واقعیت این است که تجربه سالهای گذشته نشان داده توافقهای موقت، اگر بدون نقشه راه سیاسی و امنیتی بلندمدت باشند، معمولاً تنها زمان وقوع بحران بعدی را تغییر میدهند.
از سوی دیگر، پیچیدگی پروندههای منطقهای باعث شده حل اختلاف میان ایران و آمریکا بدون در نظر گرفتن سایر بازیگران منطقه، دشوار باشد. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند هرگونه توافق پایدار نیازمند سازوکاری فراگیر با مشارکت بازیگران اصلی منطقه خواهد بود.
در تحلیل منتشرشده، نویسندگان تأکید میکنند که رسیدن به یک توافق پایدار میان ایران و آمریکا بدون مشارکت بازیگران منطقهای دشوار خواهد بود. از نگاه آنها، کشورهایی مانند عمان، قطر و پاکستان میتوانند نقش میانجی را ایفا کنند و زمینه گفتوگوهای مستقیم را فراهم سازند.
همچنین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز به دلیل وابستگی اقتصادشان به امنیت انرژی و تجارت دریایی، از هرگونه کاهش تنش در منطقه سود خواهند برد. به همین دلیل، ایجاد سازوکاری مشترک برای جلوگیری از سوءبرداشتهای نظامی و مدیریت بحرانها، یکی از پیشنهادهای اصلی این گزارش است.
با وجود مطرح شدن پیشنهادهای مختلف، موانع مهمی همچنان بر سر راه یک توافق جامع وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
| مانع | توضیح | | ————————— | —————————————————– | | بیاعتمادی متقابل | سابقه طولانی اختلافات میان تهران و واشنگتن | | اختلاف بر سر برنامه هستهای | نحوه نظارت و میزان محدودیتها | | تحریمهای اقتصادی | چگونگی لغو تدریجی یا یکباره تحریمها | | مسائل منطقهای | اختلاف دیدگاه درباره یمن، سوریه، عراق و لبنان | | تضمین اجرای توافق | نگرانی از خروج احتمالی دولتهای آینده آمریکا از توافق |
ادامه درگیریها تنها یک موضوع امنیتی نیست و آثار اقتصادی گستردهای نیز به همراه دارد. کارشناسان معتقدند هرگونه اختلال در تنگه هرمز یا بابالمندب میتواند بازار جهانی انرژی، قیمت نفت، هزینه حملونقل دریایی و تجارت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.
همچنین افزایش نااطمینانیهای سیاسی میتواند روند سرمایهگذاری در منطقه را کاهش داده و هزینههای نظامی کشورهای مختلف را افزایش دهد.
تحلیل منتشرشده در **فارن افرز** بر این نکته تأکید دارد که توافقهای محدود و موقت، اگرچه میتوانند برای مدتی از شدت بحرانها بکاهند، اما بدون پرداختن به ریشه اختلافات، تضمینی برای صلح پایدار نخواهند بود. نویسندگان معتقدند تنها یک چارچوب جامع امنیتی با مشارکت ایران، آمریکا، کشورهای عربی و نهادهای بینالمللی میتواند از تکرار چرخه تنش و درگیری جلوگیری کند.
در مقابل، منتقدان نیز بر این باورند که تحقق چنین توافقی با توجه به اختلافات عمیق سیاسی، امنیتی و راهبردی میان بازیگران منطقه، در کوتاهمدت بسیار دشوار است. از این رو، آینده روابط ایران و آمریکا همچنان به روند مذاکرات، تحولات منطقهای و تصمیمات سیاسی طرفین وابسته خواهد بود.
**آیا این تحلیل بیانگر موضع رسمی دولت آمریکا است؟** خیر. این مطلب یک تحلیل منتشرشده در مجله فارن افرز است و لزوماً بیانگر موضع رسمی دولت آمریکا نیست.
**مهمترین هشدار نویسندگان چیست؟** آنها هشدار میدهند که توافقهای موقت بدون حل ریشه اختلافات، احتمال بازگشت درگیریها را افزایش میدهد.
**چه کشورهایی بهعنوان میانجی معرفی شدهاند؟** در این گزارش از عمان، قطر و پاکستان بهعنوان کشورهایی که میتوانند نقش میانجی ایفا کنند، نام برده شده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ