به گزارش اطلاع با ما ، علیرضا تنکمان فرد : جنگی که قرار بود حداکثر ۴ هفته با پیروزی آمریکا به پایان برسد، وارد هفته پنجم شده و ترامپ را با معادلاتی پیشبینینشده روبهرو کرده است. از ناتوانی در کنترل تنگه هرمز و عقبنشینی از تهدید نیروگاهها تا شکست حربه مذاکره و فشارهای داخلی؛ این گزارش تحلیلی به بررسی دلایل زمینخوردن محاسبات واشنگتن در رویارویی با ایران میپردازد.
زمین سفت ایران؛ جنگ غیرقابل پیشبینی که معادلات ترامپ را به چالش کشید
آنچه صبح روز شنبه، ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ با ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه خاک ایران آغاز شد، قرار بود در چهارچوب محاسبات دقیق واشنگتن، حداکثر طی ۲ تا ۴ هفته به پایان برسد. اما اکنون هفته چهارم این جنگ رو به پایان است و نه تنها خبری از تحقق اهداف از پیش تعریفشده نیست، بلکه معادلاتی در میدان شکل گرفته که پیشبینی آن در مخیله دونالد ترامپ نمیگنجید.
آمریکاییها با سنگینترین و بهروزترین تجهیزات جنگی دنیا پا به این میدان گذاشتند، اما آنچه در عمل رخ داده، روایتی متفاوت از یک «جنگ غیرقابل پیشبینی» است؛ جنگی که ترامپ را روی «زمین سفت ایران» متوقف کرده و او را ناچار به بازتعریف مکرر استراتژیهایش ساخته است.
آمریکاییها در آغاز جنگ، فهرستی از دستاوردهای قطعی را برای خود ترسیم کرده بودند: دستیابی به اورانیوم غنیشده بالای ۶۰ درصد، از بین بردن کامل برنامه موشکی ایران، نابودی سکوهای پرتاب موشک و پهپاد و حتی پیادهسازی نیروی زمینی برای حذف زیرساختهای هستهای.
در کنار اینها، متحد منطقهای آمریکا اهدافی فراتر تعریف کرده بود: از بین بردن کامل نیروهای نیابتی ایران و در نهایت «تغییر رژیم» در تهران. اما پس از گذشت نزدیک به یک ماه از حملات سنگین هوایی و دریایی، هیچیک از این اهداف محقق نشده است.
ترور برخی سران کشور که در محاسبات ترامپ و نتانیاهو قرار بود به «سقوط رژیم» منجر شود، نه تنها نتیجه مطلوب را به دنبال نداشت، بلکه با تعیین جانشینان و ادامه روند مدیریت کشور، معادلات را علیه مهاجمان تغییر داد.
شاید مهمترین اتفاقی که معادلات جنگ را دگرگون کرد، «کنترل هوشمند تنگه هرمز» توسط ایران بود. ترامپ در سخنرانیهای خود بارها مدعی شد که بسته شدن تنگه هرمز را پیشبینی کرده و آمریکا با قدرت نظامی خود به راحتی آن را مدیریت خواهد کرد.
او تصور میکرد ناوگان دریایی آمریکا مانند گذشته میتواند به سرعت کنترل مسیرهای آبی را در دست بگیرد. اما آنچه در عمل رخ داد، نشان داد که ترامپ عمق این معادله را اشتباه محاسبه کرده است. ایران نه تنها تنگه هرمز را تحت کنترل خود درآورد، بلکه نشان داد هرگونه اقدام نظامی برای بازگشایی آن، منطقه را به بحرانی فراتر از تصور واشنگتن خواهد کشاند.
در ادامه تنشها، ترامپ تهدید کرد که اگر تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت باز نشود، حملات سنگینی به زیرساختهای انرژی ایران، از جمله بزرگترین نیروگاههای برق، آغاز خواهد کرد.
اما پاسخ ایران تند و محکم بود: «در صورت حمله به نیروگاههای برق ایران، نیروگاههای برق و آبشیرینکنهای متحدان منطقهای آمریکا هدف مشروع خواهند بود.»
حملات دقیق ایران در سه هفته ابتدایی جنگ، این هشدار را به واقعیتی غیرقابل انکار تبدیل کرد. ترامپ به سرعت متوجه شد که عملی کردن این تهدید، نه تنها قیمت انرژی را به سطح بیسابقهای خواهد رساند، بلکه منطقه را به خاموشی میکشاند و اقتصاد جهان را با شوکی جبرانناپذیر مواجه میسازد. نتیجه: عقبنشینی سریع رئیسجمهور آمریکا از موضع اولیه خود.
پس از این عقبنشینی، ترامپ تغییر تاکتیک داد و از «مذاکره با مقامات عالیرتبه ایران» خبر داد. او تهدید خود را پنج روز به تعویق انداخت تا شاید از طریق دیپلماسی به نتیجه مطلوب برسد.
این حربه توانست برای مدت کوتاهی قیمت انرژی را کاهش دهد و بازارهای مالی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. اما پاسخ ایران قاطع بود: «مذاکرهای در کار نیست.» تکذیب رسمی مذاکره از سوی تهران، بار دیگر نشان داد که ترامپ در این میدان نیز به نتیجه نرسیده است.
در داخل آمریکا نیز اوضاع برای رئیسجمهور چندان مساعد نیست. برخی از اعضای کابینه و طیفی از کشورهای اروپایی خواستار پایان جنگ با ایران هستند. این فشارها با کمپین «اول آمریکا» که شعار اصلی تیم ترامپ است، تضاد آشکار پیدا کرده و حتی به استعفای تعدادی از اعضای کابینه انجامیده است.
گستاخی جنگ در شرایطی که نه دستاورد نظامی روشنی در کار است و نه افکار عمومی آمریکا پشتیبانی پایدار از آن دارد، تیم ترامپ را در موقعیت شکنندهای قرار داده است.
ترامپ برای پایان جنگ، شروط ۱۵بندی را تعیین کرده که در عمل به معنای تسلیم کامل ایران است. اما ایران پاسخ خود را از طریق کشورهای میانجی، از جمله پاکستان، اعلام کرده است: پایان جنگ تنها با پذیرش شروط ایران ممکن است.
در میانه این بنبست، آمریکا در حال اعزام نیروهای ویژه، تفنگداران دریایی و نیروهای دلتا فورس است؛ تحرکی که گفته میشود برای تصاحب برخی جزایر ایران در خلیج فارس و کنترل تنگه هرمز طراحی شده است. اما ایران با هشدار قبلی، اعلام کرده که منتظر حضور این نیروهاست تا بار دیگر معادلات ترامپ را تغییر دهد.
آمریکاییها و اسرائیلیها در ابتدا پیشبینی کرده بودند که جنگ حداکثر ۲ تا ۴ هفته طول میکشد. سپس این بازه به ۴ تا ۶ هفته افزایش یافت. اما اکنون که جنگ وارد هفته پنجم میشود، کارشناسان نظامی غربی از احتمال گسترش جنگ و تداوم آن بیش از ۶ هفته دیگر سخن میگویند.
تجربه ۱۲ روز ابتدایی و چهار هفته اخیر نشان داده که محاسبه میدان در برابر ایران، از آن دست پیشبینیهایی است که بارها خطا رفته است.
جنگ با ایران برای دونالد ترامپ به آنچه در ذهنش طراحی کرده بود، تبدیل نشد. از کنترل تنگه هرمز گرفته تا پاسخ به تهدید نیروگاهها و از ناکامی در تغییر رژیم تا شکست حربه مذاکره، همه نشانههایی از «زمین سفت ایران» هستند که معادلات واشنگتن را بر هم زده است.
آمریکا در جنگی غیرقابل پیشبینی گرفتار آمده که هر هفته آن، بیش از هفته قبل برای ترامپ هزینهساز میشود. او که فکر میکرد با چند هفته حملات هوایی میتواند ایران را به زانو درآورد، اکنون در شرایطی قرار گرفته که نه راهبرد نظامی کارآمدی دارد و نه راهبرد دیپلماتیکِ پاسخگرفتهای
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ