به گزارش اطلاع با ما ، تشریفات ختم: رکود در بازار شادی، رونق در بازار سوگ؛ از اجاره گریهکن و ناظر مراسم تا بستههای کامل تشریفات ترحیم، حالا مرگ هم وارد چرخه خدمات پولساز شده است. بررسی میدانی نشان میدهد مراسم ختم، بیش از آنکه آیینی ساده باشد، به بازاری پرهزینه و سازمانیافته تبدیل شده که احساسات انسانی را قیمتگذاری میکند.
جستوجوی ساده برای سفارش تاج گل، دروازه ورود به دنیایی غیرمنتظره است؛ دنیایی که در آن برای هر بخش از سوگواری، خدمتی تعریف شده است. از مهماندار و ناظر مراسم گرفته تا مداح، بسته پذیرایی و حتی «گریهکن حرفهای». بازاری که نشان میدهد مرگ، برخلاف تصور، نهتنها کمهزینه نیست، بلکه میتواند به یکی از پرخرجترین مناسبتهای زندگی تبدیل شود.
در حالی که بسیاری از فعالان حوزه جشن و عروسی از رکود شدید گلایه دارند، بازار مجالس ترحیم مسیری معکوس را طی میکند. تقاضا برای خدمات تشریفاتی ختم، بهویژه در شهرهای بزرگ، رو به افزایش است. این رونق، نه از سر تجملگرایی صرف، بلکه نتیجه ترکیب فشارهای اجتماعی، انتظارات عرفی و میل به «آبرومند برگزار کردن» مراسم است.
بررسیها نشان میدهد هزینه برگزاری یک مراسم ختم معمولی در تهران، بسته به انتخاب خانواده، میتواند از چند ده میلیون تومان آغاز و به ارقام بسیار بالاتر برسد. اجاره سالن، غذا، پذیرایی، مداح، سیستم صوت، چاپ آگهی و خدمات جانبی، هرکدام سهمی جداگانه در این سبد هزینه دارند. همین تنوع خدمات، زمینه شکلگیری شرکتهایی را فراهم کرده که صفر تا صد مراسم را برعهده میگیرند.
در میان این خدمات، «گریهکن» شاید عجیبترین عنوان باشد. افرادی که با دریافت دستمزد مشخص، در مراسم ترحیم حضور پیدا میکنند تا فضای احساسیتری ایجاد شود. برخلاف تصور عمومی، نقش آنها تنها گریهکردن نیست؛ بلکه ایجاد همدلی جمعی و شکستن سکوت سنگین مراسم است. این شغل، هرچند غیرمعمول، اما نشانهای روشن از کالایی شدن احساسات در جامعه امروز است.
نقش دیگری که این روزها پررنگ شده، «ناظر مراسم» است؛ فردی که هماهنگی خدمات، پذیرایی، نظم برنامه و حتی امور اداری را پیگیری میکند. خانوادههایی که توان یا حوصله مدیریت جزئیات را ندارند، ترجیح میدهند این مسئولیت را واگذار کنند. نتیجه، شکلگیری مراسمی منظمتر، اما با هزینهای بالاتر است.
بازار سوگ، نه الزاماً حاصل فریب است و نه تظاهر؛ بلکه بازتابی از سبک زندگی امروز است. همانطور که شادی طراحی و مدیریت میشود، غم هم به فرایندی قابل سفارش تبدیل شده است. در این میان، مرز میان همدردی واقعی و اجرای نقش، کمرنگ میشود و احساس، جای خود را به فاکتور و تعرفه میدهد.
شاید مهمترین پیام این بازار نوظهور، همین باشد: حتی مردن هم دیگر ساده نیست. در جامعهای که زمان، انرژی و عاطفه کمیاب شده، سوگواری نیز به خدمتی قابل واگذاری تبدیل شده است. سکوت بعد از مراسم، شاید تنها بخش رایگان این چرخه باشد؛ سکوتی که یادآور میشود غم، هرچقدر هم سازماندهی شود، در نهایت تجربهای انسانی باقی میماند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ