به گزارش اطلاع با ما ، انتقاد صریح مسعود پزشکیان از عملکرد صداوسیما و پاسخ کنایهآمیز پیمان جبلی، بار دیگر اختلاف میان دولت و رسانه ملی را به سطح عمومی کشاند. با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جبلی، این پرسش مطرح است که آیا تغییر مدیریت صداوسیما میتواند مسیر تعامل این سازمان با دولت را تغییر دهد یا اختلافات فراتر از یک مدیر است.
انتقاد مستقیم مسعود پزشکیان از صداوسیما و واکنش پیمان جبلی، بار دیگر اختلاف میان دولت و رسانه ملی را به یکی از بحثهای سیاسی و رسانهای روز تبدیل کرده است. ماجرا فقط به یک جمله یا یک واکنش محدود نمیشود؛ مجموعهای از موضعگیریها در ماههای گذشته نشان داده که میان نگاه دولت به عملکرد رسانه ملی و رویکرد مدیران این سازمان فاصله قابل توجهی وجود دارد.
در شرایطی که دوره ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما به روزهای پایانی خود نزدیک میشود، این اختلافات اهمیت بیشتری پیدا کرده است. پرسش اصلی حالا این است که آیا تغییر احتمالی مدیریت میتواند این رابطه پرتنش را اصلاح کند یا ریشه اختلافات عمیقتر از آن است که با جابهجایی یک مدیر برطرف شود.
ماجرا زمانی دوباره مورد توجه قرار گرفت که اظهارات انتقادی رئیسجمهور درباره صداوسیما در یک جلسه دولتی منتشر شد. پزشکیان در این سخنان از نحوه عملکرد رسانه ملی انتقاد کرد و از فاصلهای گفت که میان این رسانه و بخشی از جامعه ایجاد شده است.
انتشار این اظهارات واکنشهای مختلفی به دنبال داشت و بار دیگر بحث قدیمی درباره میزان اثرگذاری و جایگاه صداوسیما در افکار عمومی را مطرح کرد.
در مقابل، پیمان جبلی نیز در سخنانی بر اهمیت صداوسیما تأکید کرد و این رسانه را بخشی از هویت و افتخار ملی دانست. هرچند او تصریح کرد که منظورش فرد یا مسئول مشخصی نبوده، اما فضای رسانهای باعث شد سخنان او در ادامه همان اختلافات اخیر میان دولت و صداوسیما ارزیابی شود.
تنش میان دولتها و صداوسیما موضوع تازهای نیست و در دورههای مختلف ریاستجمهوری نمونههایی از اختلاف نظر بر سر نحوه پوشش اخبار، عملکرد دولت و انتخاب مهمانان برنامههای سیاسی دیده شده است.
اما در دوره دولت چهاردهم، انتقادها شکل آشکارتری پیدا کرده است. دولت معتقد است رسانه ملی باید در کنار اطلاعرسانی، نقش بیشتری در ایجاد همدلی و انعکاس عملکرد دستگاه اجرایی داشته باشد؛ در مقابل، منتقدان صداوسیما بر این باورند که این سازمان در بسیاری از موارد رویکردی متفاوت از دولت در پیش گرفته است.
نتیجه چنین اختلافی، شکلگیری فضایی است که در آن حتی سخنان رئیسجمهور درباره رسانه ملی نیز به موضوعی خبری تبدیل میشود.
در پس این جدال لفظی، یک پرسش مهمتر قرار دارد: صداوسیما تا چه اندازه توانسته جایگاه خود را بهعنوان رسانه فراگیر کشور حفظ کند؟
گسترش شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای اینترنتی و رسانههای آنلاین باعث شده مخاطبان برای دریافت اخبار و تحلیلها گزینههای بسیار بیشتری در اختیار داشته باشند. در چنین شرایطی، مسئله اعتماد مخاطب و میزان اثرگذاری رسانه ملی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به همین دلیل، انتقادهایی که درباره عملکرد صداوسیما مطرح میشود فقط یک اختلاف سیاسی میان دولت و مدیران این سازمان نیست؛ بلکه به مسئلهای گستردهتر درباره رابطه رسانه رسمی با مخاطبان نیز مربوط میشود.
نزدیک شدن به پایان دوره ریاست پیمان جبلی، بحث درباره آینده مدیریت سازمان صداوسیما را جدیتر کرده است. با این حال، حتی اگر رئیس جدیدی برای این سازمان انتخاب شود، انتظار تغییر فوری در سیاستها و رویکردهای آن چندان ساده نیست.
ساختار صداوسیما، نحوه تعیین سیاستهای کلان و جایگاه این سازمان در نظام رسانهای کشور عواملی هستند که عملکرد آن را تنها به تصمیمات یک مدیر محدود نمیکنند.
از این منظر، تغییر رئیس میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت و ارتباط با دولت و جامعه باشد، اما بهتنهایی تضمینکننده تغییر رویکرد نخواهد بود.
آنچه میان رئیسجمهور و رئیس صداوسیما در برابر دوربینها دیده میشود، شاید در ظاهر مجموعهای از کنایهها و انتقادهای متقابل باشد، اما در سطحی عمیقتر، پرسش مهمی درباره جایگاه رسانه ملی مطرح میکند.
اگر فاصله میان دولت و صداوسیما ادامه پیدا کند، تغییر مدیران بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. در مقابل، اگر مدیریت آینده سازمان بتواند رابطه خود با دولت، مسئولان و مهمتر از همه مخاطبان را بازتعریف کند، شاید این تغییر مدیریتی به نقطه آغاز یک دوره متفاوت تبدیل شود.
حالا در آستانه تصمیمگیری درباره آینده مدیریت صداوسیما، مسئله فقط این نیست که چه کسی جای پیمان جبلی را خواهد گرفت؛ سؤال مهمتر این است که رئیس بعدی با چه رویکردی قرار است اعتماد و ارتباط از دسترفته بخشی از مخاطبان را بازسازی کند
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ