به گزارش اطلاع با ما، مذاکرات هستهای یا پروژه خلع سلاح: در یادداشتی از حسن باویر، نسبت به ابعاد پنهان مذاکرات هستهای ایران و آمریکا هشدار داده شده است. نویسنده بر این باور است که آنچه به نام مذاکره برای محدودسازی هستهای مطرح میشود، میتواند پوششی برای تلاش بهمنظور تضعیف توان موشکی و دفاعی ایران باشد؛ مؤلفهای که طی یک دهه اخیر نقشی اساسی در بازدارندگی و امنیت کشور داشته است. این یادداشت ضمن اشاره به سخنان رهبر انقلاب در دیدار با سران قوا، بر لزوم هوشیاری در برابر جریانهای داخلی و خارجی که در پی بزک چهره آمریکا هستند، تأکید میکند و خواستار حفظ خطوط قرمز راهبردی کشور در میز مذاکرات است.
با آغاز دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا، بحثها پیرامون ابعاد فنی و سیاسی این گفتوگوها دوباره به صدر اخبار بازگشته است. هرچند عنوان این مذاکرات، همچنان «مذاکرات هستهای» است، اما شواهد و تحلیلهای موجود حاکی از آن است که تمرکز اصلی طرف مقابل، نه برنامه اتمی، بلکه توان موشکی و دفاعی ایران است.
ایران با تکیه بر فتوای مقام معظم رهبری، همواره اعلام کرده که برنامهای برای ساخت سلاح هستهای ندارد. اما آنچه موجب نگرانی نهادهای نظامی و اطلاعاتی غرب، بهویژه آمریکا و اسرائیل شده، توانمندی موشکی و ساختار دفاعی بومی کشور است؛ مؤلفهای که در یک دهه اخیر، در برابر تهدیدات آشکار و پنهان، نقش بازدارنده و امنیتآفرین ایفا کرده است.
در این میان، سخنان اخیر «برت ویتکاف»، نماینده ویژه آمریکا، که خواستار توقف کامل غنیسازی و کنار گذاشتن برنامههای تسلیحاتی ایران شده، تصویر روشنی از اهداف فراتر از بحث هستهای را نشان میدهد. در واقع، برنامهریزی رسانهای و دیپلماتیک برای فشار به ایران، این بار نه با تحریم، بلکه با افکار عمومی داخلی و جهانی دنبال میشود.
رهبر انقلاب در دیدار با سران سهقوه فرمودند: «من به طرف مقابل بدبین هستم.» این جمله، نه تنها یک برداشت شخصی، بلکه راهبردی ملی برای تحلیل مذاکرات پیشرو است. تاریخ مذاکرات پیشین نشان داده که لبخندهای دیپلماتیک میتوانند در بزنگاهها به ابزار فریب تبدیل شوند**، اگر هوشیاری و انسجام ملی در سطح مطلوب نباشد.
یکی از چالشهای مذاکرات در سالهای گذشته، شرطیشدن اقتصاد و جامعه نسبت به نتایج گفتوگوها بوده است. در شرایط کنونی نیز **برخی جریانها با بزک چهره آمریکا تلاش دارند تا پذیرش خواستههای یکجانبه آن کشور را منطقی جلوه دهند**؛ رویکردی که میتواند به حذف مؤلفههای قدرت ملی بیانجامد.
در پشت ظاهر گفتگو، آنچه طراحی شده، شاید **خلع هویت انقلابی ایران با تضعیف مؤلفههای قدرت مانند صنعت دفاعی، برنامه موشکی، و حتی انسجام ملی باشد. مسیر پیشرو، نیازمند بازخوانی تجربههای تاریخی، حفظ خطوط قرمز و مدیریت هوشمند فضای داخلی است.
مذاکره، اگر با عزت و اقتدار ملی همراه باشد، میتواند فرصتی برای مدیریت تهدیدات و عبور از بحرانها باشد. اما اگر سادهلوحانه، بدون درک ابعاد واقعی خواستههای طرف مقابل دنبال شود، به مسیر خلع سلاح تدریجی و تضعیف زیرساختهای امنیتی کشور منتهی خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ