به گزارش اطلاع با ما غافلگیری در سیاست خارجی ایران/ با وجود تهدیدهای آشکار دولت ترامپ، بسیاری از تحلیلگران ایرانی حمله نظامی را بعید میدانستند. اما زمانی که عملیات آغاز شد، غافلگیری گستردهای رقم خورد. در این میان، اظهارات متناقض ترامپ، تلاش برای مدیریت همزمان افکار عمومی داخلی و باز نگهداشتن کانالهای ارتباطی را نشان میدهد. مذاکره با آمریکا، حتی اگر غیررسمی و در سایه باشد، همچنان ادامه دارد.
در آستانه حملات نظامی دولت دونالد ترامپ، بخشی از نخبگان ایرانی تهدیدهای او را صرفاً **بلوف سیاسی** میدانستند. این برداشت، که نگارنده نیز آن را داشته، زمانی زیر سؤال رفت که عملیات نظامی بهصورت واقعی اتفاق افتاد.
اما پرسش اساسی این است:
در ادبیات نظامی، **عنصر غافلگیری، جنگ روانی و فریب اطلاعاتی** از ارکان ثابت هر عملیات محسوب میشوند. بنابراین، **وظیفه هر حاکمیت و نخبگان آن است که آماده باشند و فریب نخورند**.
رفتار سیاسی ترامپ، ترکیبی از **پیامهای متناقض، تاکتیکهای روانی، و تلاش برای کنترل افکار عمومی داخلی** بود. او از سویی با زبان تهدید سخن میگفت و از سوی دیگر، **کانالهای غیررسمی برای مذاکره را باز نگه میداشت**.
این استراتژی، در واقع بخشی از دکترین سیاسی آمریکاست: **اعمال فشار حداکثری همراه با فرصتهای محدود برای گفتوگو**.
اگر **مذاکره را صرفاً نشستن رسمی دو هیئت در یک اتاق بدانیم**، شاید اکنون مذاکرهای میان تهران و واشنگتن در جریان نباشد.
اما اگر مذاکره را **فرآیند وسیعتری از پیامرسانی، تهدید، اعمال فشار، ارسال واسطه و بازیهای رسانهای** بدانیم، باید پذیرفت که این مسیر **نه متوقف شده و نه متوقف خواهد شد**.
در جهان سیاست، **غافلگیری، جنگ روانی و مذاکرات پشتپرده** بخشی از واقعیت دیپلماسی هستند. تحلیلهای اشتباه درباره تهدیدها، میتواند هزینههای واقعی در میدان ایجاد کند. در عین حال، گفتوگو – بههرشکل – همچنان یکی از ابزارهای مؤثر در مناسبات ایران و آمریکاست؛ ابزاری که گاهی در ظاهر متوقف، اما در باطن فعال است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ