به گزارش اطلاع با ما ، مجلس: محمدباقر قالیباف که روزی خود را نماینده «۹۶ درصد مردم» میدانست، اکنون رئیس مجلسی است که به گفته ناظران، تنها «چهار درصد جامعه» را نمایندگی میکند. کاهش شدید آرای او در انتخابات مجلس دوازدهم، نماد شکاف فزاینده میان حاکمیت و بدنه اجتماعی است.
محمدباقر قالیباف زمانی در قامت نامزد ریاستجمهوری با شعار «دولت ۹۶ درصدی» ظاهر شد؛ شعاری که قرار بود نماد عدالت اقتصادی و فاصلهگیری از «چهاردرصدیهای زالوصفت» باشد. اما چند سال بعد، همان قالیباف ریاست مجلسی را بر عهده دارد که نهتنها با مشارکت حداقلی شکل گرفته، بلکه خودش نیز با تنها ۵.۷ درصد آرای واجدین شرایط تهران بر صندلی ریاست تکیه زده است.
انتخابات مجلس دوازدهم با مشارکت حدود ۱۴ درصدی تهرانیها برگزار شد؛ کمترین میزان در تاریخ جمهوری اسلامی. از میان بیش از ۷.۷ میلیون واجد شرایط، تنها ۱.۵ میلیون نفر رأی دادند. این ارقام نشان میدهد که ترکیب کنونی مجلس، بازتابدهنده دیدگاه اکثریت جامعه نیست و شکاف نمایندگی سیاسی به پایینترین سطح خود رسیده است.
قالیباف در سال ۱۳۹۸ با بیش از ۱.۳ میلیون رأی وارد مجلس یازدهم شد، اما در انتخابات ۱۴۰۲، رأی او به ۴۴۸ هزار کاهش یافت. این یعنی ریزش نزدیک به یک میلیون رأی در کمتر از چهار سال. نکته جالب اینکه در همان تهران، چهرههایی چون هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری یا حداد عادل با درصدهای دو تا سه برابری نسبت به واجدین شرایط وارد مجلس شده بودند؛ در حالی که قالیباف اکنون پایینترین میزان رأی خالص را در میان همه رؤسای مجالس بعد از انقلاب دارد.
در مجلس اول، اکبر هاشمی رفسنجانی با بیش از یکمیلیون رأی، حدود ۳۵ درصد واجدین شرایط تهران را پشت خود داشت. ناطق نوری در مجلس پنجم حدود ۲۰ درصد آرای واجدین را کسب کرد و مهدی کروبی در مجلس ششم حدود ۱۲ درصد. اما قالیباف در مجلس دوازدهم تنها ۵.۷ درصد از واجدین را با خود همراه کرده؛ رقمی که نهتنها پایینترین در تاریخ جمهوری اسلامی، بلکه نمادی از فرسایش اعتماد عمومی به ساختار سیاسی است.
تحلیلگران معتقدند ترکیب مجلس دوازدهم و ریاست قالیباف، تصویری روشن از «نمایندگی معکوس» در ایران امروز است؛ جایی که اقلیت سیاسی، اکثریت نهادی را در اختیار دارد. وقتی رئیس مجلس با کمتر از شش درصد رأی جامعه بر کرسی مینشیند، پرسش از مشروعیت مردمی تصمیمهای او و همکارانش، طبیعی است.
قالیباف روزی از «۹۶ درصد مردم» سخن میگفت، اما امروز خود نماد «چهاردرصدیها» شده است. فاصله میان شعار و واقعیت در کارنامه سیاسی او نه فقط یک تناقض شخصی، بلکه نشانهای از روندی عمیقتر است؛ روندی که مشارکت عمومی در سیاست را به کمترین میزان تاریخی رسانده است.
ریزش شدید آرای قالیباف، تنها داستان سقوط یک سیاستمدار نیست؛ بلکه بازتابی از وضعیت بحرانی مشارکت سیاسی در ایران است. مجلسی که با مشارکت ۱۴ درصدی و ریاست ۵.۷ درصدی شکل گرفته، بیش از هر زمان دیگری در معرض پرسش از نمایندگی واقعی مردم قرار دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ