به گزارش اطلاع با ما، راهبردهای آمریکا برای مهار ایران: مقاله اخیر مایکل روبین، کارشناس مؤسسه امریکن اینترپرایز، بر اهمیت فراتر رفتن از تحریمها در مواجهه با ایران تأکید دارد. وی معتقد است که سیاست فشار حداکثری بهتنهایی مؤثر نیست و مقامات آمریکایی باید رویکردهای دیگری نظیر تضعیف سپاه پاسداران را در پیش بگیرند.
روبین همچنین به نقش جریانهای اصلاحطلب در ایران اشاره کرده و آنها را بهعنوان عاملی که آمریکا روی آنها حساب میکند، معرفی میکند. وی نوسانات ارزی، تبلیغات پیرامون مذاکره و برخی بحرانهای اقتصادی را نه صرفاً نتیجه تحریمها، بلکه ناشی از تصمیمات داخلی میداند. این تحلیل، دیدگاه آمریکا نسبت به سازوکارهای داخلی ایران و تأثیر آن بر سیاستهای کلان کشور را مورد بررسی قرار میدهد.
مؤسسه امریکن اینترپرایز بهعنوان یک اندیشکده تأثیرگذار در سیاستگذاریهای آمریکا، همواره دیدگاههای ضدایرانی را تقویت کرده است. مقاله اخیر مایکل روبین نشان میدهد که آمریکا همچنان به دنبال راهبردهای جدید برای فشار بر ایران است.
تحریمها بهتنهایی ایران را متوقف نمیکند. فشار حداکثری در دوران ترامپ اثر محدودی داشت و ایران توانست با تقویت روابط خود با چین از آن عبور کند. مذاکره در دوره اوباما و بایدن به ایران فرصت بازیابی اقتصادی داد، اما توافق برجام یک معاهده نبود، بلکه توافقی سیاسی بود که ماندگاری نداشت. سپاه پاسداران همچنان یکی از موانع بزرگ برای آمریکا است و باید مهار شود. اصلاحطلبان در ایران بهعنوان یک جریان داخلی، بخشی از راهبرد آمریکا در سیاستگذاری درباره ایران هستند.
روبین معتقد است که آمریکا بهجای تکیه صرف بر تحریم، باید به دنبال ایجاد تغییرات داخلی در ایران باشد و روی جریانهایی که خواهان مذاکره و تعامل با غرب هستند، حساب باز کند.
یکی از مهمترین بخشهای مقاله روبین، تأکید بر نقش اصلاحطلبان بهعنوان گروهی است که آمریکا روی آنها برای پیشبرد اهداف خود حساب میکند.
تجربه مذاکرات برجام: دولت حسن روحانی، با پیشبرد مذاکرات هستهای، زمینهساز توافقی شد که در نگاه آمریکاییها توانست بخشی از خواستههای آنها را محقق کند. ترویج مذاکره و کاهش تنش با غرب: در مقاطع مختلف، جریانهای اصلاحطلب از مذاکره و تعامل با آمریکا حمایت کردهاند، رویکردی که واشنگتن از آن بهعنوان یک فرصت استفاده میکند. تأثیرگذاری بر افکار عمومی: بخشی از رسانهها و جریانهای وابسته به اصلاحطلبان، در شکلدهی به افکار عمومی و ایجاد تمایل به مذاکره با آمریکا نقش داشتهاند.
روبین در مقاله خود به این نکته اشاره دارد که بسیاری از چالشهای اقتصادی ایران از جمله نوسانات ارزی، وابسته به تبلیغات و تصمیمسازی این طیف است. او بحرانهای اقتصادی را نتیجه تصمیمات داخلی و نه صرفاً تحریمها میداند.
روبین تأکید دارد که فشار حداکثری نتوانسته ایران را به طور کامل متوقف کند. اما آیا این سیاست شکست خورده است؟
ایران توانست با شرکای شرقی (چین و روسیه) تعاملات خود را گسترش دهد و اثر تحریمها را کاهش دهد. سیاستهای اقتصادی ایران از جمله حذف دلار از برخی معاملات تجاری، باعث شد آمریکا در اعمال فشار اقتصادی موفقیت کامل نداشته باشد. توانایی ایران در دور زدن تحریمها و توسعه برنامههای هستهای و موشکی، نشان داد که سیاست تحریم نمیتواند تهران را متوقف کند.
با این حال، آمریکا همچنان به فشار اقتصادی ادامه خواهد داد، اما در کنار آن، به دنبال راههای دیگری برای تأثیرگذاری بر تحولات داخلی ایران است.
مقاله مایکل روبین نشاندهنده یک راهبرد چندلایه آمریکا برای مهار ایران است که تنها به تحریمها محدود نمیشود.
ادامه فشار اقتصادی، اما با روشهای جدیدتر و هوشمندانهتر
تضعیف نهادهای کلیدی مانند سپاه پاسداران از طریق فشارهای بینالمللی
آمریکا همچنان به دنبال تضعیف ایران از درون و برون است و جریانهای داخلی را به عنوان یک ابزار بالقوه در این مسیر میبیند. سیاستگذاران ایرانی باید با هوشیاری نسبت به این راهبردها، برنامهریزی دقیقی برای حفظ ثبات اقتصادی و جلوگیری از تأثیرگذاری سیاستهای خارجی بر تحولات داخلی کشور داشته باشند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ