به گزارش اطلاع با ما ، بازگشت دوباره ادبیات تغییر رژیم از سوی برخی مقامهای اسرائیلی، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و نزدیک شدن انتخابات این رژیم، معادلات جنگ ایران و اسرائیل را پیچیدهتر کرده است. در این میان، احتمال بررسی گزینه حمله پیشدستانه از سوی ایران و تأثیر احتمالی آن بر موقعیت سیاسی نتانیاهو، به یکی از سناریوهای قابل بحث تبدیل شده است.
تحولات اخیر در منطقه بار دیگر موضوع آینده جنگ ایران و اسرائیل و سناریوهای احتمالی پیشرو را در کانون توجه قرار داده است. بازگشت برخی مقامهای اسرائیلی به ادبیات مربوط به «تغییر رژیم» در ایران، در شرایطی اتفاق افتاده که فشارهای اقتصادی و فضای سیاسی داخلی اسرائیل نیز در حال افزایش است.
برخی تحلیلگران معتقدند ترکیب این عوامل میتواند تصمیمهای نظامی و سیاسی طرفین را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهخصوص آنکه انتخابات آینده اسرائیل نیز به یکی از متغیرهای مهم در محاسبات سیاسی تبدیل شده است.
در هفتههای اخیر، مواضع مطرحشده از سوی برخی مقامهای اسرائیلی بار دیگر شامل اشارههایی به تغییر ساختار سیاسی ایران بوده است. این در حالی است که پس از ناکامی تحقق چنین هدفی در مراحل قبلی درگیری، این ادبیات برای مدتی کمرنگتر شده بود.
اکنون اما تشدید فشارهای اقتصادی و ادامه تنشهای نظامی باعث شده موضوع تغییر رژیم دوباره در بخشی از فضای سیاسی اسرائیل مطرح شود.
از نگاه برخی ناظران، فشار اقتصادی با هدف افزایش مشکلات داخلی و تضعیف توان اقتصادی ایران دنبال میشود؛ با این حال، نمیتوان این برداشت را تنها عامل مؤثر بر مواضع اخیر تلآویو دانست.
نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، اهمیت تحولات امنیتی و نظامی را برای دولت بنیامین نتانیاهو افزایش داده است.
نتانیاهو برای حفظ موقعیت سیاسی خود با رقبای داخلی و جریانهای مختلف سیاسی مواجه است و مسئله ایران همچنان یکی از مهمترین موضوعات امنیتی در فضای سیاسی اسرائیل محسوب میشود.
بر همین اساس، برخی تحلیلها بر این باورند که تأکید دوباره بر ادامه تقابل با ایران میتواند برای نتانیاهو کارکرد انتخاباتی نیز داشته باشد؛ بهویژه در میان جریانهای راستگرا که رویکرد سختگیرانهتری در قبال ایران دارند.
با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات در ۲۷ اکتبر، شرایط سیاسی و امنیتی میتواند حساستر شود. در چنین فضایی، هرگونه تشدید درگیری در منطقه ممکن است پیامدهای داخلی و انتخاباتی نیز به همراه داشته باشد.
برخی ناظران حتی این احتمال را مطرح میکنند که ادامه تنش نظامی با ایران، غزه یا لبنان بتواند در محاسبات انتخاباتی نتانیاهو نقش داشته باشد.
البته اینکه چنین رویکردی در نهایت به تقویت جایگاه سیاسی او منجر شود یا نتیجهای معکوس داشته باشد، به مجموعهای از عوامل از جمله شرایط میدانی، واکنش افکار عمومی و پیامدهای اقتصادی جنگ بستگی خواهد داشت.
در سوی دیگر، بحث درباره احتمال بررسی گزینه حمله پیشدستانه ایران نیز مطرح شده است. چنین اقدامی، در صورت وقوع، میتواند معادلات نظامی و سیاسی منطقه را وارد مرحله تازهای کند.
یکی از پرسشهای اصلی این است که آیا حملهای از این دست میتواند بر فضای سیاسی داخل اسرائیل و موقعیت نتانیاهو اثر بگذارد یا اینکه نتیجه متفاوتی به همراه خواهد داشت.
از یک سو، تشدید فشار نظامی ممکن است هزینههای جنگ را برای دولت اسرائیل افزایش دهد و بر افکار عمومی اثر بگذارد. از سوی دیگر، یک حمله گسترده میتواند فضای امنیتی را تشدید کرده و حتی موجب شکلگیری واکنشهای سیاسی متفاوتی شود.
تصمیمگیری درباره هرگونه اقدام پیشدستانه، صرفاً به محاسبات نظامی محدود نمیشود. پیامدهای سیاسی، واکنش طرف مقابل، احتمال گسترش درگیری و تأثیر آن بر فضای منطقهای نیز از جمله عواملی هستند که میتوانند در چنین محاسباتی اهمیت داشته باشند.
به همین دلیل، سنجش موقعیت سیاسی نتانیاهو و بررسی واکنش احتمالی جامعه اسرائیل به یک درگیری جدید، میتواند بخشی از محاسبات تصمیمگیران ایرانی باشد.
در شرایط فعلی، جنگ و سیاست داخلی اسرائیل بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند. هر تحول نظامی میتواند بر فضای انتخاباتی اثر بگذارد و هر تحول سیاسی نیز ممکن است محاسبات نظامی را تغییر دهد.
از این منظر، هفتههای منتهی به انتخابات میتواند دورهای حساس برای منطقه باشد؛ دورهای که در آن تصمیمهای نظامی، فشارهای اقتصادی و رقابتهای سیاسی ممکن است همزمان بر مسیر تحولات اثر بگذارند.
با این حال، نتیجه هرگونه اقدام احتمالی را نمیتوان از پیش قطعی دانست و اثر آن بر موقعیت نتانیاهو یا آینده درگیریها به نحوه اجرای عملیات، واکنش طرف مقابل و شرایط سیاسی و اجتماعی اسرائیل وابسته خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ