به گزارش اطلاع با ما ، خیابانها و میدانهای شهر فقط مسیرهایی برای رسیدن به مقصد نیستند. گاهی افراد برای دیدن دوستان، قدمزدن، تماشای ویترینها یا گذراندن چند ساعت در فضای عمومی از خانه بیرون میآیند؛ بدون آنکه قصد خرید داشته باشند یا برنامه مشخصی را دنبال کنند. بااینحال، همین حضورهای عادی برای برخی گروهها، بهویژه نوجوانان و جوانان، گاهی با محدودیت و نگاه منفی روبهرو میشود. این وضعیت پرسشی اساسی درباره زندگی شهری مطرح میکند: آیا استفاده از شهر فقط زمانی پذیرفته است که فرد مقصد و فعالیت مشخصی داشته باشد؟
بخش مهمی از زندگی شهری در فاصله میان کارهای برنامهریزیشده شکل میگیرد. قدمزدن در یک خیابان، نشستن در مرکز خرید یا گفتوگو با دوستان در یک میدان میتواند فرصتی برای استراحت، ارتباط اجتماعی و تصمیمگیری مستقل باشد.
بررسیهای انجامشده درباره نوجوانان نشان میدهد که این زمانهای آزاد، لزوماً به خرید یا فعالیت خاصی وابسته نیستند. برای بعضی نوجوانان، گردش در مراکز خرید به معنای داشتن زمانی است که میتوانند درباره نحوه گذراندن آن خودشان تصمیم بگیرند؛ زمانی برای تغییر مسیر، ماندن بیشتر یا انتخاب مکانی تازه.
البته امکان استفاده آزادانه از شهر برای همه یکسان نیست. سن، جنسیت و وضعیت اقتصادی و اجتماعی میتوانند بر نوع برخورد دیگران با افراد حاضر در فضاهای عمومی تأثیر بگذارند.
یکی از موضوعات مهم در مطالعات شهری، تفاوت میان نگاه نهادهای انتظامی و تجربه روزمره شهروندان است. مکانی که از دید پلیس محل تجمع مسئلهساز تلقی میشود، ممکن است برای نوجوانان فضایی مناسب برای ملاقات و گفتوگو باشد.
در پژوهشی درباره نوجوانان در جنوب انگلستان، گروهی از افراد ۱۱ تا ۱۶ ساله مکانهای مورد علاقه خود را روی نقشه مشخص کردند. برخی از آنها جلوی مغازهها را برای دورهمی انتخاب کرده بودند؛ مکانهایی که روشنایی و رفتوآمد مردم در آنها احساس امنیت بیشتری ایجاد میکرد.
در مقابل، بعضی پارکها به دلیل تاریکی و خلوتی برای این نوجوانان جذابیت کمتری داشتند. این تفاوت نشان میدهد که تعیین محل مناسب برای حضور جوانان، بدون توجه به تجربه و نیازهای خود آنها، ممکن است به راهحلهای کماثر منجر شود.
فضاهای عمومی علاوه بر کارکردهای حرکتی و تجاری، محل شکلگیری روابط اجتماعی نیز هستند. جوانان در پارکها، میدانها و خیابانها یکدیگر را ملاقات میکنند، درباره موضوعات روزمره حرف میزنند و تجربه حضور در محیطهای مشترک را به دست میآورند.
طبیعی است که استفاده همزمان افراد مختلف از یک مکان گاهی اختلافهایی بر سر سروصدا، اشغال فضا یا مدت حضور ایجاد کند. بااینحال، همین تعاملها میتوانند بخشی از یادگیری زندگی جمعی باشند؛ فرایندی که در آن افراد بهتدریج حدود استفاده از فضای مشترک و حقوق دیگران را میشناسند.
بنابراین، مدیریت فضای عمومی تنها به معنای جلوگیری از تجمع نیست؛ بلکه یافتن تعادلی میان آسایش شهروندان، امنیت محیط و امکان حضور گروههای مختلف نیز اهمیت دارد.
محدودیت حضور در شهر همیشه با تذکر یا ممنوعیت مستقیم اعمال نمیشود. گاهی شکل طراحی محیط، امکان نشستن طولانی، گفتوگو یا فعالیتهای تفریحی را کاهش میدهد.
نیمکتهای نامناسب برای استراحت طولانی، موانع فیزیکی و طراحیهایی که تنها عبور سریع افراد را در نظر میگیرند، نمونههایی از این رویکرد هستند. در ادبیات شهرسازی، به برخی از این اقدامات «طراحی خصمانه» گفته میشود.
چنین طراحیهایی میتوانند گروههای مختلفی را تحت تأثیر قرار دهند؛ از افرادی که به مکانی برای استراحت نیاز دارند تا نوجوانانی که میخواهند پس از مدرسه با دوستانشان دیدار کنند. در نتیجه، کیفیت فضای شهری را باید با توجه به طیف متنوع استفادهکنندگان آن سنجید، نه فقط افرادی که برای عبور یا خرید به آنجا میآیند.
بسیاری از فضاهای شهری برای فعالیتهایی با هدف مشخص ساخته شدهاند؛ مانند خرید، ورزش، تحصیل یا عبور از یک نقطه به نقطه دیگر. اما نیازهای اجتماعی نوجوانان و جوانان همیشه در این دستهبندیها جای نمیگیرد.
جوانی که میخواهد مدتی در یک میدان بنشیند یا با دوستانش گفتوگو کند، لزوماً به زمین بازی، باشگاه یا مرکز تجاری نیاز ندارد. گاهی یک فضای عمومی قابلدسترس، روشن و مناسب برای نشستن میتواند این نیاز را برطرف کند.
توجه به چنین نیازهایی به معنای نادیدهگرفتن مقررات یا آسایش دیگران نیست؛ بلکه بر ضرورت طراحی فضاهایی تأکید دارد که امکان استفاده متنوع و مسئولانه را برای گروههای مختلف فراهم کنند.
حضور زنان در فضاهای عمومی نیز با محدودیتها و نگرانیهای ویژهای همراه است. در برخی مطالعات شهری، تجربه زنان از آزار کلامی و نگاههای مزاحم بررسی شده و این پرسش مطرح شده است که آیا دسترسی به خیابان صرفاً به معنای امکان رفتن به محل کار، خرید یا انجام کارهای روزمره است؟
مفهوم حق پرسهزدن بر امکان حضور آزادانهتر زنان تأکید میکند؛ اینکه آنها بتوانند برای قدمزدن، تماشای شهر یا استراحت در فضای عمومی بیرون بروند، بدون آنکه مجبور باشند برای حضور خود دلیلی ضروری ارائه دهند.
امنیت، روشنایی مناسب، دسترسی به امکانات عمومی و احترام به حضور افراد مختلف، از عواملی هستند که میتوانند تجربه استفاده از شهر را برای زنان بهبود دهند.
نگاه جامعه به افرادی که بدون مقصد مشخص در شهر حضور دارند، یکسان نیست. حضور فردی در کافه ممکن است بخشی از تفریح روزانه تلقی شود، درحالیکه جمعی از نوجوانان در میدان یا کنار خیابان ممکن است با قضاوتهای متفاوتی روبهرو شوند.
وضعیت اقتصادی نیز در این برداشتها نقش دارد. برای افرادی که با بیکاری یا مشاغل ناپایدار مواجهاند، گذراندن ساعتهای طولانی در فضای عمومی ممکن است بخشی از واقعیت زندگی روزانه باشد، نه انتخابی صرفاً تفریحی.
ازاینرو، نمیتوان همه حضورهای بیهدف را با یک معیار ارزیابی کرد. شناخت شرایط اجتماعی افراد و توجه به رفتار واقعی آنها، بهجای قضاوت صرف بر اساس محل حضور یا ظاهر گروهی، میتواند به مدیریت منصفانهتر فضاهای عمومی کمک کند.
شهر زنده تنها شهری نیست که خیابانهایش امکان رفتوآمد سریع را فراهم میکنند. کیفیت زندگی شهری به این نیز وابسته است که مردم تا چه اندازه بتوانند در فضاهای عمومی مکث کنند، با دیگران ارتباط بگیرند و بدون الزام به خرید یا انجام فعالیتی مشخص، زمانی را بیرون از خانه بگذرانند.
بهرسمیتشناختن حق پرسهزدن به معنای حذف قوانین یا نادیدهگرفتن حقوق دیگران نیست. مسئله اصلی، ایجاد تعادلی میان نظم عمومی، امنیت و آزادی استفاده از شهر است؛ تعادلی که در آن حضور نوجوانان، جوانان و زنان نیز بخشی طبیعی از زندگی شهری به شمار بیاید.
شاید یکی از معیارهای مهم برای سنجش کیفیت یک شهر این باشد که آیا شهروندان آن فقط برای رسیدن به مقصد جایی در خیابان دارند یا میتوانند گاهی بدون مقصد مشخص نیز از فضای شهر لذت ببرند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ