به گزارش اطلاع با ما ، جنگ: تهدید به حمله به زیرساخت برق ایران تنها خاموشی شهرها نیست؛ این تهدید، مرگ تدریجی هزاران بیماری است که هر ثانیه قطع برق، حکم پایان خط را برای آنها دارد. واقعیت تلخ بیمارستانها و ژنراتورهای فرسوده را بخوانید.
هر ثانیه قطعی برق، مرگ خاموش هزاران بیمار؛ چرا حمله به زیرساخت برق، خط قرمز بشریت است؟
در روزهایی که گفتمان سیاسی به سمت تهدید زیرساختهای حیاتی ایران سوق پیدا کرده است، یک حقیقت تلخ فراموش میشود: شبکه برق تنها روشنایی خیابانها و چرخیدن چرخهای صنعت نیست. این شبکه، نبض زندگی هزاران بیمار است که با سیمهای باریک به مرز حیات متصل شدهاند. در این میان، فرسودگی تجهیزات پشتیبان و نبود برنامه مشخص برای بحران، معادله را از یک «تهدید نظامی» به یک «فاجعه انسانی» تمامعیار تبدیل کرده است.
در پشت هر دکمه قطع و وصل برق، اتاقهای بیصدایی در بخشهای مراقبت ویژه (ICU) قرار دارند که در آنها بیماران تنفسی، نوزادان نارس و افراد تحت عمل جراحی به دستگاههایی وابستهاند که نه خستگی میشناسند و نه فرصت خطا میدهند. یک شهروند که وضعیتش وخیم است، در تماس با خبرنگاران از واقعیتی هولناک میگوید: «ما بیماران تنفسی اگر برق قطع شود، راهی جز مرگ نداریم. نه بیمارستانها جای کافی دارند، نه توان خرید موتوربرق را داریم.»
این فقط روایت یک نفر نیست. هزاران بیمار در خانههای خود با دستگاه اکسیژن ساز یا ونتیلاتور زندگی میکنند. برای آنها، قطعی برق به معنای توقف تنفس است. حمله به زیرساخت برق، دیگر یک هدف نظامی نیست؛ تبدیل به ضامن مرگ دستهجمعی افرادی میشود که هیچ نقشی در تقابلهای سیاسی ندارند.
با وجود حساسیت فوقالعاده مراکز درمانی، وضعیت پشتیبانی برق در بیمارستانهای ایران به شدت شکننده است. مهدی فلاح، نماینده مجلس و عضو کمیسیون بهداشت، هشدار داده که بسیاری از بیمارستانها از ژنراتورهای فرسوده و قدیمی استفاده میکنند. نگرانی اصلی جایی است که این مراکز حتی یک دستگاه زاپاس (پشتیبان) هم ندارند. اگر ژنراتور اصلی به دلیل کهنگی یا حجم فشار از کار بیفتد، بیمارستان عملاً در تاریکی مطلق و سکوت دستگاههای حیاتی فرو میرود.
خسرو صادقنیت، رئیس اسبق بیمارستان امام خمینی، آسیبپذیرترین نقاط را اتاقهای عمل و بخشهای مراقبت ویژه میداند. او هشدار میدهد که قطعی حتی چند دقیقهای در این بخشها میتواند به قیمت جان بیمارانی تمام شود که به دستگاه تنفس مصنوعی یا پمپهای تزریق دارو متصل هستند. در چنین شرایطی، نه زمان برای جابجایی بیماران وجود دارد و نه ظرفیتی در دیگر مراکز برای پذیرش این حجم از بحران.
تهدید به حمله به شبکه برق تنها به خاموشی دستگاهها محدود نمیشود. زنجیره درمان در ایران به شدت به ثبات انرژی وابسته است:
نگهداری داروها: انسولین، داروهای شیمی درمانی و فرآوردههای خونی نیازمند دمای دقیق و کنترلشده هستند. قطعی برق طولانی به معنای از بین رفتن میلیاردها تومان داروی حیاتی و غیرقابل جایگزین است.
شرایط محیطی: در بخشهای سوختگی یا اتاقهای نوزادان، کنترل دما و رطوبت از ارکان اصلی درمان است. اختلال در این سیستمها به معنای افزایش غیرقابل جبران مرگ و میر است.
بر اساس قوانین بینالمللی بشردوستانه (حقوق بشردوستانه بینالملل)، حمله به زیرساختهای ضروری برای بقای غیرنظامیان، از جمله تأسیسات آب و برق، در صورت بیتناسبی با مزیت نظامی مشخص، میتواند مصداق جنایت جنگی باشد. فراتر از تعاریف حقوقی، حقیقت این است که حمله به شبکه برق ایران، به دلیل وابستگی شدید بیماران به این زیرساخت و فقدان پشتیبانی مؤثر در مراکز درمانی، به عملی علیه غیرنظامیان تبدیل خواهد شد.
کودکان در آغوش مادران، سالمندان در تختهای بستری و بیماران خاصی که روزها در صف تهیه یک دستگاه اکسیژن ساز بودند، قربانیانی هستند که نامشان در محاسبات نظامی گم میشود. تهدید به بمباران تأسیسات انرژی، پرده از چهره واقعی برمیدارد: این تهدید، پشت شعار جدایی مردم از حکومت، پنهان نمیماند. وقتی بمب بر پست برق میافتد، اولین قربانی کودکی نیست که در اتاق بازی است، بلکه بیماری است که دستگاه ونتیلاتور او خاموش میشود
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ