به گزارش اطلاع با ما ، اعترافی دیرهنگام: در یک گفتوگوی جنجالی، یکی از اندیشمندان آمریکایی با یادآوری تاریخ مداخلهجویانه ایالات متحده در ایران، به نقش مستقیم واشنگتن در سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق اشاره کرد. او گفت:
> «ما مصدق را ساقط کردیم و او نهایتاً در زندان مُرد، چون با گستاخی تمام تصمیم گرفتیم که صاحب نفت ایران بشویم.»
این اعتراف تاریخی، بار دیگر نشان میدهد که ریشه بیاعتمادی عمیق ایرانیان به سیاست خارجی آمریکا**، تنها محصول سالهای اخیر نیست، بلکه به نیمقرن سلطهجویی و تحقیر بازمیگردد.
> «سیاست خارجی ما طوری رفتار میکند که انگار هیچکدام از مداخلات گذشته ما، از ویتنام تا ایران، تاثیری نداشته و هیچ نفرتی تولید نکرده است.»
وی با اشاره به **دوگانگی آشکار در برخورد آمریکا با کشورهای مختلف**، گفت:
> «چقدر گستاخانه است که به ایران میگوییم شما نیاز به غنیسازی ندارید! انگار آمریکا تعیین میکند دیگران به چه چیزی نیاز دارند.»
> «از زمانی که فرزندانم نوزاد بودند، نتانیاهو مدام میگوید ایران دنبال بمب هستهای است!»
این در حالی است که جامعه جهانی، علیرغم ادعاهای بیپایان مقامات اسرائیلی، تاکنون هیچ مدرک قطعی درباره **انحراف برنامه هستهای ایران از مسیر صلحآمیز ارائه نکرده است.
> «اگر ایران به سمت تسلیحات هستهای برود (که شواهدی در دست نیست)، این واکنشی به تهدیدهای مداوم اسرائیل است که ایران را بهصورت مداوم بمباران و تهدید میکند.»
به اعتقاد وی، سیاستهای تجاوزکارانه و قدرتطلبانه متحدان آمریکا در منطقه**، بهویژه اسرائیل، خود عاملی برای بیثباتی و شکلگیری رفتارهای بازدارنده در سایر کشورها شده است.
سیاست خارجی آمریکا، بهویژه در قبال ایران، گرفتار حافظهزدایی و گستاخی سیستماتیک است؛ از **سرنگونی دولت ملی در دهه ۳۰ شمسی تا امروز که همچنان به ایران دیکته میشود چه حقوقی دارد و چه ندارد. اگر صلح و ثبات منطقهای خواست واقعی واشنگتن است، ابتدا باید تاریخ گذشته خود را به رسمیت بشناسد و مسیر تعامل را از موضع احترام آغاز کند، نه سلطه.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ