به گزارش اطلاع با ما ، دانشآموزان : گسترش آموزش غیرحضوری که ابتدا راهکاری موقت برای عبور از بحران بود، بهتدریج به بخشی پایدار از نظام آموزشی تبدیل شد؛ تغییری که اگرچه مانع توقف کامل آموزش شد، اما پیامدهای جدی و نگرانکنندهای بر کیفیت یادگیری، سواد پایه و بلوغ اجتماعی دانشآموزان برجای گذاشت.
آموزش غیرحضوری در ابتدا بهعنوان واکنشی اضطراری به تعطیلی مدارس شکل گرفت، اما مجموعهای از عوامل مانند آلودگی هوا، محدودیتهای زیرساختی و سیاستهای مدیریتی، این شیوه را از یک استثنا به یک روند تکرارشونده تبدیل کرد. تداوم این وضعیت باعث شد آموزش مجازی بدون بازطراحی اساسی، جایگزین حضور فیزیکی دانشآموزان در مدرسه شود.
مدرسه صرفاً مکانی برای انتقال محتوا و سنجش نمره نیست، بلکه یکی از اصلیترین بسترهای اجتماعیشدن دانشآموزان بهشمار میرود. تعامل روزمره، مشاهده رفتار همسالان و تجربه فضای جمعی، بخش مهمی از فرآیند بلوغ فردی و اجتماعی را شکل میدهد؛ مؤلفههایی که در آموزش غیرحضوری بهشدت تضعیف شدهاند.
بررسی عملکرد تحصیلی دانشآموزان نشان میدهد همزمان با گسترش آموزش غیرحضوری، میانگین نمرات و کیفیت یادگیری با کاهش محسوسی مواجه شده است. این افت صرفاً به مقطع خاصی محدود نمانده و از دوره ابتدایی تا متوسطه ادامه یافته؛ موضوعی که زنگ خطری جدی برای آینده سرمایه انسانی کشور محسوب میشود.
یکی از پیامدهای پنهان آموزش مجازی، فاصله گرفتن نمره از سطح واقعی یادگیری است. تسهیل نمرهدهی و کاهش سختگیریهای آموزشی، اگرچه بهطور موقت آمار قبولی را بهبود داده، اما در عمل تصویری غیرواقعی از توان علمی دانشآموزان ایجاد کرده است؛ تصویری که در بلندمدت میتواند آسیبزا باشد.
چالش آموزش غیرحضوری تنها به نوجوانان محدود نمیشود. ضعف در مهارتهای پایهای مانند خواندن و نوشتن در دوره ابتدایی، نشان میدهد بخشی از دانشآموزان بدون کسب حداقلهای لازم وارد مقاطع بالاتر میشوند؛ ضعفی که جبران آن در سالهای بعد بسیار دشوار خواهد بود.
یکی از مهمترین نقدها به وضعیت موجود، استفاده از همان قوانین، محتوا و ساختار آموزش حضوری در بستر مجازی است. آموزش غیرحضوری نیازمند طراحی مستقل، انعطافپذیر و متناسب با اقتضائات فناوری است؛ رویکردی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وابستگی شدید نظام آموزشی به دستورالعملهای ثابت، فضای مانور معلمان را محدود کرده است. در چنین شرایطی، نه معلم امکان خلاقیت دارد، نه دانشآموز فرصت یادگیری عمیق پیدا میکند و نه خود آموزش به هدف اصلیاش نزدیک میشود؛ نتیجه، قربانی شدن کیفیت یادگیری در برابر اجرای صرف بخشنامههاست.
اگر قرار است آموزش غیرحضوری بخشی از آینده نظام آموزشی باشد، ناگزیر باید از الگوی کتابمحور و یکسانسازی افراطی فاصله گرفت. تعریف چارچوبهای یادگیری، تنوع روشها، توجه به تفاوتهای منطقهای و استفاده هدفمند از فناوری میتواند مسیر اصلاح را هموار کند.
آموزش غیرحضوری، اگر بدون بازنگری و اصلاح ادامه یابد، نهتنها کیفیت آموزش را ارتقا نمیدهد، بلکه به تضعیف سواد، مهارت و بلوغ اجتماعی دانشآموزان منجر میشود. آینده آموزش، نیازمند تصمیمهایی فراتر از تعطیلی و بخشنامه است؛ تصمیمهایی که یادگیری واقعی را در مرکز توجه قرار دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ