به گزارش اطلاع با ما ، افزایش هزینههای درمان و دارو به یکی از دغدغههای جدی خانوارها تبدیل شده است. رشد قیمت دارو، افزایش تعرفه خدمات پزشکی و سهم بالای پرداخت مستقیم مردم باعث شده تأمین هزینههای درمان برای بسیاری از خانوادهها دشوارتر شود و برخی بیماران ناچار به تعویق یا کاهش بخشی از خدمات درمانی شوند.
هزینههای سلامت دیگر صرفاً بخشی از مخارج معمول خانوار نیست و برای بسیاری از خانوادهها به یکی از اقلام سنگین بودجه ماهانه تبدیل شده است. افزایش قیمت دارو، خدمات پزشکی و سایر هزینههای مرتبط با درمان باعث شده تأمین مخارج بیماری برای خانوارها دشوارتر از گذشته باشد.
در شرایطی که درآمد بسیاری از خانوادهها متناسب با رشد هزینهها افزایش پیدا نمیکند، هر افزایش در قیمت خدمات درمانی میتواند بخش بیشتری از بودجه خانوار را مصرف کند.
دارو بخش مهمی از هزینههای زمان بیماری را تشکیل میدهد. این موضوع برای افرادی که به مصرف مستمر دارو نیاز دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا افزایش قیمت یک داروی مشخص ممکن است در طول چند ماه به هزینه قابلتوجهی تبدیل شود.
بررسیهای پیشین نیز نشان داده است که دارو سهم قابل توجهی از پرداخت مستقیم خانوارها برای خدمات سلامت دارد؛ بنابراین تغییر قیمت دارو میتواند مستقیماً بر هزینههای خانوار اثر بگذارد.
بازار دارو در سال جاری نیز شاهد اصلاح قیمت برخی اقلام بوده است. تغییر هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، دستمزد، انرژی، حملونقل و سایر هزینههای تولید از جمله عواملی هستند که میتوانند بر قیمت نهایی دارو تأثیر بگذارند.
این شرایط باعث شده حتی قیمت برخی داروهای تولید داخل نیز از تحولات کلی اقتصاد و افزایش هزینههای تولید تأثیر بگیرد.
فشار مالی ناشی از درمان تنها به داروخانه ختم نمیشود. ویزیت پزشک، آزمایش، تصویربرداری، خدمات دندانپزشکی، بستری و سایر خدمات تخصصی نیز میتوانند هزینه قابلتوجهی به خانوار تحمیل کنند.
افزایش تعرفههای پزشکی نیز در چنین شرایطی اهمیت پیدا میکند؛ چراکه بخشی از هزینه افزایشیافته در نهایت ممکن است از مسیر پرداختهای مستقیم یا سهم بیمهنشده به بیمار منتقل شود.
یکی از مهمترین موضوعات در اقتصاد سلامت، میزان هزینهای است که خانوار مستقیماً پرداخت میکند. هرچه سهم پرداخت از جیب بیشتر باشد، افزایش قیمت خدمات درمانی فشار بیشتری بر بودجه خانواده وارد خواهد کرد.
برای خانوارهای کمدرآمد، این مسئله جدیتر است؛ زیرا بخش قابلتوجهی از درآمد آنها صرف هزینههای ضروری مانند مسکن، خوراک و حملونقل میشود و منابع محدودی برای مواجهه با هزینههای پیشبینینشده باقی میماند.
گرانی درمان میتواند رفتار بیماران را نیز تغییر دهد. برخی ممکن است خرید دارو را به زمان دیگری موکول کنند، نسخه را بهطور کامل تهیه نکنند یا به دنبال گزینههای ارزانتر باشند.
در مورد خدمات پزشکی نیز ممکن است مراجعه به پزشک یا انجام برخی اقدامات درمانی تا زمانی که شرایط مالی بهتر شود به تعویق بیفتد. چنین وضعیتی میتواند هزینههای درمان را در بلندمدت بیشتر کند؛ زیرا بیماریهایی که زودتر قابل کنترل هستند، ممکن است در صورت تأخیر نیازمند درمانهای پرهزینهتری شوند.
افزایش هزینههای تولید و ارائه خدمات از یک سو، و محدودیت توان مالی مردم از سوی دیگر، بازار سلامت را با یک چالش جدی مواجه کرده است.
تولیدکننده دارو، پزشک و مراکز درمانی برای ادامه فعالیت به پوشش هزینههای خود نیاز دارند، اما خانوار نیز توان پرداخت نامحدود ندارد. فاصله میان این دو بخش باید از طریق بیمههای کارآمد و سیاستهای حمایتی هدفمند کاهش پیدا کند.
کاهش فشار مالی بر بیماران تنها با کنترل قیمت یک قلم دارو یا خدمت درمانی امکانپذیر نیست. تقویت پوشش بیمهای، کاهش پرداخت مستقیم خانوار، حمایت هدفمند از بیماران و ایجاد ثبات در بازار دارو میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
در نهایت، زمانی که هزینه سلامت با سرعت بیشتری نسبت به درآمد خانوار افزایش پیدا کند، درمان از یک نیاز ضروری به یک دغدغه جدی اقتصادی تبدیل میشود؛ وضعیتی که نشان میدهد حفظ توان پرداخت خانوار باید همزمان با پایداری نظام درمان مورد توجه قرار گیرد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ