به گزارش اطلاع با ما ، مذاکرات : همزمان با ادامه تنشها در تنگه هرمز و تبادل پیامهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن، روند مذاکرات ایران و آمریکا با پیچیدگیهای تازهای روبهرو شده است. اختلاف بر سر غنیسازی، تلاش دو طرف برای امتیازگیری بیشتر و استفاده از ابزارهای میدانی مانند بحران هرمز، فضای مذاکرات را وارد مرحلهای فرسایشی کرده؛ مرحلهای که نه به معنای توافق نهایی است و نه بازگشت کامل به تقابل نظامی.
با وجود تبادل پیامها و بررسی پیشنهادهای جدید میان تهران و واشنگتن، روند مذاکرات همچنان آهسته و پرتنش دنبال میشود. تحلیلگران معتقدند دلیل اصلی این وضعیت، فاصله جدی دو طرف بر سر موضوعات کلیدی مانند غنیسازی هستهای، تحریمها و ترتیبات امنیتی منطقه است.
در حالی که آمریکا به دنبال محدودسازی بلندمدت فعالیتهای هستهای ایران است، تهران غنیسازی را بخشی از حاکمیت ملی و امنیت راهبردی خود میداند؛ موضوعی که باعث شده رسیدن به توافق جامع همچنان دشوار باقی بماند.
همزمان با مذاکرات، تنشها در تنگه هرمز نیز افزایش یافته است. درگیریهای محدود دریایی، تهدید امنیت کشتیرانی و اختلال در عبور نفتکشها نشان میدهد دو طرف تلاش میکنند از ابزارهای میدانی برای تقویت موقعیت خود در میز مذاکره استفاده کنند.
کارشناسان روابط بینالملل معتقدند هرمز برای ایران بیشتر یک اهرم تاکتیکی است تا راهبردی؛ ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی سیاسی، نه آغاز یک بحران دائمی در بازار انرژی.
با این حال، استفاده طولانیمدت از این ابزار میتواند نگرانی قدرتهای بزرگ مانند چین را نیز افزایش دهد؛ کشوری که وابستگی بالایی به انرژی خلیج فارس دارد.
یکی از مهمترین دلایل کندی مذاکرات، تلاش هر دو طرف برای کسب حداکثر امتیاز بدون عقبنشینی جدی است. آمریکا همچنان به دنبال فشار اقتصادی و سیاسی بیشتر برای گرفتن امتیازات هستهای است و ایران نیز نمیخواهد در فضای فشار، توافقی پرهزینه را بپذیرد.
در چنین شرایطی، مذاکرات بیشتر به «مدیریت بحران» شباهت پیدا کرده تا حلوفصل نهایی اختلافات؛ وضعیتی که در آن نه جنگ گسترده مطلوب دو طرف است و نه توافق فوری در دسترس به نظر میرسد.
رفتار متناقض دونالد ترامپ یکی دیگر از عوامل پیچیدگی فضای مذاکرات عنوان میشود. از یک سو او تلاش میکند تصویر یک رئیسجمهور قدرتمند و غیرقابل پیشبینی را حفظ کند و از سوی دیگر خود را سیاستمداری صلحطلب نشان دهد.
همین رویکرد باعث شده سیاست آمریکا میان تهدید، فشار، مذاکره و عقبنشینی در نوسان باشد؛ الگویی که به گفته برخی تحلیلگران، هم روند توافق را کند کرده و هم باعث تردید متحدان منطقهای واشنگتن شده است.
بحران خلیج فارس تنها به ایران و آمریکا محدود نیست. چین به دلیل وابستگی شدید به انرژی منطقه، خواهان کنترل تنشهاست و روسیه نیز تلاش میکند مانع افزایش فشارهای بینالمللی علیه تهران شود.
در سوی دیگر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز بیش از گذشته نگران تبعات اقتصادی و امنیتی یک درگیری گسترده هستند. برخی تحلیلها نشان میدهد اختلاف دیدگاه میان عربستان و امارات درباره آینده منطقه افزایش یافته و همین مسئله میتواند معادلات سیاسی خاورمیانه را تغییر دهد.
نشانهها حاکی از آن است که دو طرف هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهاند، اما همزمان تمایل دارند از ورود به یک جنگ فرسایشی و پرهزینه جلوگیری کنند. به همین دلیل، مذاکرات فعلی را میتوان مرحلهای میان تنش و توافق توصیف کرد؛ دورهای که هر دو طرف تلاش میکنند با حفظ اهرمهای فشار، امتیاز بیشتری به دست آورند.
کارشناسان معتقدند آینده مذاکرات تا حد زیادی به توان تهران و واشنگتن در رسیدن به یک نقطه تعادل سیاسی بستگی دارد؛ نقطهای که در آن نه احساس شکست وجود داشته باشد و نه هزینههای بحران از کنترل خارج شود.
کندی مذاکرات ایران و آمریکا نتیجه مجموعهای از اختلافات هستهای، رقابتهای ژئوپلیتیکی، تنشهای میدانی در خلیج فارس و تلاش دو طرف برای افزایش قدرت چانهزنی است. در شرایط فعلی، مذاکرات بیش از آنکه به توافق نهایی نزدیک باشد، در مرحله مدیریت تنش قرار دارد؛ مرحلهای حساس که میتواند آینده امنیت منطقه، بازار انرژی و معادلات سیاسی خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ