به گزارش اطلاع با ما به نقل از جماران، مسعود پزشکیان در پیامی به مناسبت هفته ملی سالمندان با اشاره به اینکه ایران امروز در آستانه یکی از مهمترین تحولات جمعیتی تاریخ خود قرار دارد و سرعت افزایش جمعیت سالمندان کشور به ما هشدار میدهد که فرصت چندانی برای آمادهسازی زیرساختها نداریم، افزود : برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور در سنین سالمندی قرار خواهند گرفت. بنابراین آنچه امروز درباره سالمندی تصمیم میگیریم، تنها درباره سالمندان امروز نیست؛ درباره آینده میلیونها ایرانی و کیفیت زندگی نسلهایی است که در دهههای پیش رو وارد دوره سالمندی خواهند شد.
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه سیاست سالمندی از مجموعهای از اقدامات پراکنده و دستگاهی به یک برنامه ملی، پیشنگر و بینبخشی تبدیل شود تصریح کرد : سلامت، مسکن، حملونقل، شهرسازی، تأمین اجتماعی، اشتغال، فناوری، آموزش، فرهنگ و مراقبت از سالمندان اجزای یک مسئله واحدند و هیچ دستگاهی به تنهایی قادر به مدیریت این تحول نیست.
پزشکیان همچنین با ابلاغ ۶ ماموریت مهم به دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور تاکید کرد: مأموریت دبیرخانه باید بیش از اجرای مستقیم برنامهها، تنظیمگری، هماهنگی، مطالبهگری و پایش عملکرد دستگاهها باشد؛ نقشی که بتواند سیاستهای پراکنده را به یک برنامه ملی منسجم تبدیل کند.
افزایش طول عمر انسان، یکی از دستاوردهای ارزشمند توسعه، پیشرفت دانش پزشکی و ارتقای سطح زندگی است. اینکه انسانها بیشتر عمر میکنند، در ذات خود نه یک بحران، بلکه یک موفقیت است؛ اما این موفقیت زمانی به فرصت تبدیل میشود که جامعه، اقتصاد، نظام سلامت، نظام رفاه و شهرهای ما برای زندگی طولانیتر آماده باشند.
ایران امروز در آستانه یکی از مهمترین تحولات جمعیتی تاریخ خود قرار دارد. سرعت افزایش جمعیت سالمندان کشور به ما هشدار میدهد که فرصت چندانی برای آمادهسازی زیرساختها نداریم. برآوردها نشان میدهد تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور در سنین سالمندی قرار خواهند گرفت. بنابراین آنچه امروز درباره سالمندی تصمیم میگیریم، تنها درباره سالمندان امروز نیست؛ درباره آینده میلیونها ایرانی و کیفیت زندگی نسلهایی است که در دهههای پیش رو وارد دوره سالمندی خواهند شد.
من به عنوان یک پزشک به خوبی میدانم که پیشگیری همواره کمهزینهتر، انسانیتر و مؤثرتر از مداخله دیرهنگام است. همین منطق باید در سیاستگذاری سالمندی کشور نیز حاکم باشد. نمیتوان منتظر ماند تا افزایش نیاز به مراقبت، بیماریهای مزمن، تنهایی، فقر، کاهش استقلال و فشار بر خانوادهها و نظامهای بیمهای به مسئلهای بزرگ تبدیل شود و سپس برای آن راهحل جستوجو کرد. زمان آمادهشدن برای جامعه سالمند، زمانی است که هنوز سالمند نشدهایم.
اما سالمندی فقط مسئله هزینه و مراقبت نیست. جامعهای که عمر طولانیتر را صرفاً به افزایش هزینههای درمان و بازنشستگی تقلیل دهد، بخش بزرگی از ظرفیت خود را نادیده گرفته است. میلیونها سال تجربه، دانش، مهارت، سرمایه اجتماعی و توان مشارکت در نسلهای سالمند وجود دارد. هنر حکمرانی آن است که در کنار حمایت از سالمندانی که به مراقبت نیاز دارند، امکان استقلال، مشارکت، اشتغال متناسب، یادگیری، فعالیت اجتماعی و انتقال تجربه را برای آنان فراهم کند. از همین منظر، اقتصاد نقرهای میتواند در دل تحول جمعیتی کشور، زمینهای برای نوآوری، سرمایهگذاری، اشتغال و شکلگیری بازارهای جدید باشد.
در این مسیر، لازم است سیاست سالمندی از مجموعهای از اقدامات پراکنده و دستگاهی به یک برنامه ملی، پیشنگر و بینبخشی تبدیل شود. سلامت، مسکن، حملونقل، شهرسازی، تأمین اجتماعی، اشتغال، فناوری، آموزش، فرهنگ و مراقبت از سالمندان اجزای یک مسئله واحدند و هیچ دستگاهی به تنهایی قادر به مدیریت این تحول نیست.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ