به گزارش اطلاع با ما ، افزایش تعداد سالمندان در ایران به یکی از تحولات مهم جمعیتی کشور تبدیل شده است. در حالی که اکنون حدود ۱۳ درصد جمعیت را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدهند، پیشبینیها از افزایش این سهم به بیش از ۳۰ درصد در سالهای آینده خبر میدهد؛ روندی که نظام سلامت، بازنشستگی، بازار کار، مسکن و خدمات شهری را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تصویر ایران بهعنوان کشوری با جمعیت عمدتاً جوان، دیگر با روندهای جدید جمعیتی همخوانی کاملی ندارد. کاهش نرخ باروری در سالهای گذشته و افزایش امید به زندگی باعث شده سهم سالمندان در ساختار جمعیت کشور رو به افزایش باشد؛ تغییری که آثار آن فقط در حوزه درمان دیده نخواهد شد و میتواند بخشهای مختلف اقتصاد و زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس آماری که در متن منبع به نقل از رئیس سازمان بهزیستی کشور مطرح شده، حدود ۱۱ میلیون نفر از جمعیت ایران بالای ۶۰ سال هستند و سهم این گروه به حدود ۱۳ درصد رسیده است. همچنین پیشبینی شده این سهم تا سال ۱۴۳۰ به حدود ۳۱ تا ۳۳ درصد برسد.
یکی از مهمترین نکات درباره وضعیت جمعیتی ایران، سرعت افزایش جمعیت سالمند است. طبق اظهارات سیدجواد حسینی، رشد جمعیت سالمندان بیش از ۴ درصد برآورد شده، در حالی که نرخ رشد جمعیت عمومی حدود ۱.۲۴ درصد اعلام شده است.
به این ترتیب، اگر روندهای جمعیتی فعلی ادامه پیدا کند، وزن سالمندان در ترکیب جمعیت کشور طی سالهای آینده به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.
افزایش تعداد سالمندان معمولاً با افزایش نیاز به خدمات پزشکی و دارویی همراه دانسته میشود، اما آثار این تغییر بسیار گستردهتر است.
بازار کار، صندوقهای بازنشستگی، خدمات اجتماعی، حملونقل، مسکن و حتی ساختار خانواده از جمله بخشهایی هستند که میتوانند تحت تأثیر سالمند شدن جمعیت قرار بگیرند.
با کاهش سهم جمعیت در سن کار، نسبت میان افراد شاغل و جمعیت بازنشسته نیز تغییر میکند. این مسئله میتواند فشار بیشتری بر منابع صندوقهای بازنشستگی و نظام حمایت اجتماعی وارد کند.
در گذشته خانوادههای پرجمعیتتر بخش قابل توجهی از مسئولیت مراقبت از سالمندان را بر عهده میگرفتند. اما کوچکتر شدن خانوادهها و افزایش زندگی مستقل، شرایط مراقبت از سالمندان را تغییر داده است.
افزایش تعداد سالمندانی که تنها زندگی میکنند میتواند نیاز به خدمات مراقبت در منزل، مراکز روزانه، خدمات اجتماعی و حمایتهای تخصصی را افزایش دهد.
به همین دلیل، سیاست سالمندی نمیتواند فقط بر افزایش تخت بیمارستان یا خدمات درمانی متمرکز باشد و باید ابعاد اجتماعی زندگی سالمندان نیز در نظر گرفته شود.
افزایش جمعیت سالمند تنها به معنای افزایش هزینهها نیست. در بسیاری از کشورها، نیازهای این گروه به شکلگیری بازارهای جدیدی تحت عنوان «اقتصاد نقرهای» منجر شده است.
خدمات مراقبت در منزل، تجهیزات کمکحرکتی، فناوریهای مرتبط با سالمندی، مسکن مناسبسازیشده، گردشگری سالمندان، آموزشهای مادامالعمر و حتی فرصتهای شغلی پس از بازنشستگی میتوانند بخشی از این اقتصاد را تشکیل دهند.
ایجاد چنین خدماتی در ایران میتواند علاوه بر پاسخ به نیازهای سالمندان، زمینه شکلگیری کسبوکارها و فرصتهای شغلی جدید را نیز فراهم کند.
سالمند شدن جمعیت، طراحی شهرها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. پیادهروهای نامناسب، نبود دسترسی آسان به برخی ایستگاههای حملونقل عمومی، ساختمانهای فاقد آسانسور و کمبود فضاهای عمومی مناسب میتواند رفتوآمد و استقلال سالمندان را دشوار کند.
به همین دلیل، مناسبسازی شهری دیگر فقط موضوعی مرتبط با افراد دارای معلولیت نیست و با افزایش جمعیت سالمند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هدف از افزایش امید به زندگی تنها طولانیتر شدن عمر نیست؛ کیفیت زندگی، استقلال، تحرک و امکان مشارکت اجتماعی سالمندان نیز اهمیت دارد.
ایران طی سالهای گذشته از شرایطی برخوردار بود که سهم جمعیت در سن کار بالا بود؛ دورهای که از آن با عنوان «پنجره جمعیتی» یاد میشود.
اما با افزایش سن نسلهای پرجمعیت و کاهش ورود نسلهای جدید به بازار کار، این شرایط به تدریج تغییر میکند. در چنین وضعیتی، افزایش بهرهوری نیروی کار، مشارکت اقتصادی زنان، اصلاح نظام بازنشستگی و سرمایهگذاری در سلامت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور از تغییر رویکرد این سازمان و حرکت از تمرکز بر «سالمندی مخاطرهآمیز» به سمت «سالمندی سالم» سخن گفته است.
در این رویکرد، پیشگیری، فعالیت بدنی، مشارکت اجتماعی، مراقبت در منزل و توانمندسازی سالمندان مورد توجه قرار میگیرد. اجرای چنین برنامهای البته به همکاری چندین دستگاه نیاز دارد و نمیتواند صرفاً توسط یک سازمان دنبال شود.
افزایش سهم سالمندان یک اتفاق ناگهانی نیست و از سالها قبل نشانههای آن در آمارهای جمعیتی دیده شده است. همین موضوع فرصت برنامهریزی برای آینده را فراهم میکند.
اگر همزمان با تغییر ساختار سنی جمعیت، نظام سلامت، بازنشستگی، خدمات اجتماعی، مسکن و حملونقل نیز متناسب با نیازهای جدید اصلاح شوند، میتوان بخشی از چالشهای آینده را مدیریت کرد.
در مقابل، تأخیر در آمادهسازی این زیرساختها میتواند هزینههای اجتماعی و اقتصادی سالمندی را افزایش دهد.
سالمندی دیگر موضوعی مربوط به چند دهه آینده نیست؛ روند آن از هماکنون در ساختار جمعیت کشور دیده میشود. افزایش سهم افراد بالای ۶۰ سال و پیشبینی رشد قابل توجه این گروه در سالهای آینده، ضرورت توجه جدیتر به سیاستهای جمعیتی و رفاهی را نشان میدهد.
مسئله اصلی فقط این نیست که تعداد سالمندان بیشتر خواهد شد؛ پرسش مهمتر این است که ایران تا چه اندازه میتواند برای زندگی سالم، مستقل و باکیفیت این جمعیت آماده شود. پاسخ به این پرسش به تصمیمهایی وابسته است که در حوزه سلامت، تأمین اجتماعی، اشتغال، مسکن، شهرسازی و خدمات اجتماعی از امروز گرفته میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ