به گزارش اطلاع با ما ، پخش سریال «مرد سههزار چهره» بار دیگر نام مهران مدیری را در مرکز توجه قرار داده؛ اما همزمان با ادامه پخش این مجموعه، بحث درباره میزان استقبال مخاطبان و تفاوت آن با محبوبیت آثار قدیمی این کارگردان و بازیگر شکل گرفته است.
آیا مشکل از تغییر کیفیت آثار مدیری است یا مخاطب امروز دیگر همان مخاطب نزدیک به دو دهه قبل نیست؟ در کنار این دو احتمال، شرایط اجتماعی، اقتصادی و حتی محدودیتهای تلویزیون نیز میتواند در میزان ارتباط مخاطب با یک اثر طنز نقش داشته باشد.
«مرد هزار چهره» در سالهایی ساخته شد که شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه با امروز تفاوت زیادی داشت. شخصیت مسعود شصتچی به یکی از کاراکترهای ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد و سریال توانست بخش قابل توجهی از مخاطبان را با خود همراه کند.
اما نزدیک به دو دهه زمان زیادی است. نسل مخاطبان تغییر کرده، شبکههای اجتماعی شکل سرگرمی مردم را عوض کرده و تلویزیون دیگر تنها انتخاب برای تماشای سریال و برنامههای طنز نیست.
از سوی دیگر، خود بازیگران و سازندگان نیز نسبت به سالهای گذشته تغییر کردهاند و طبیعی است که نتوان انتظار داشت یک اثر جدید دقیقاً همان فضای اثر قدیمی را تکرار کند.
آمار منتشرشده درباره میزان تماشای قسمتهای ابتدایی سریال در تلوبیون، کاهش تعداد بینندگان را نشان میدهد؛ هرچند این اعداد به تنهایی نمیتوانند درباره کیفیت یک اثر یا عملکرد سازندگان آن قضاوت نهایی ایجاد کنند.
یکی از احتمالات، تغییر سلیقه مخاطب است. بخش بزرگی از مخاطبان امروز به محتوای کوتاه، سریع و متنوع در شبکههای اجتماعی عادت کردهاند و صبر و حوصله تماشای یک داستان تلویزیونی ممکن است نسبت به گذشته تغییر کرده باشد.
در مقابل، منتقدان ممکن است ضعف فیلمنامه، تکرار برخی تیپها و فاصله گرفتن از شخصیتپردازیهای ماندگار آثار قدیمی را دلیل کاهش جذابیت بدانند.
یکی از تفاوتهای مهم میان برخی آثار خاطرهانگیز مدیری و تولیدات جدید، ترکیب تیم نویسندگی است.
در آثار قدیمیتر، چهرههایی مانند پیمان قاسمخانی، امیرمهدی ژوله و زندهیاد خشایار الوند در شکلگیری جهان طنز و شخصیتهای آن نقش داشتند. بخشی از ماندگاری آن آثار به متن، دیالوگها و شخصیتهایی بازمیگشت که بهراحتی در ذهن مخاطب باقی میماندند.
ادامه دادن یک جهان طنز قدیمی نیز کار سادهای نیست؛ زیرا نویسنده جدید باید هم حالوهوای اثر قبلی را حفظ کند و هم چیزی تازه به آن اضافه کند. اگر این اتفاق رخ ندهد، خطر تبدیل شخصیتها به تکرار تیپهای آشنا بیشتر میشود.
فشارهای اقتصادی، نگرانیهای معیشتی، تحولات اجتماعی و دغدغههای مختلف روزمره میتواند روی انتخاب نوع سرگرمی مردم اثر بگذارد. مخاطبی که با مجموعهای از نگرانیهای اقتصادی و اجتماعی روبهروست، ممکن است الزاماً همان واکنشی را به یک کمدی فانتزی نشان ندهد که سالها قبل نشان میداد.
در عین حال، همین شرایط میتواند باعث شود مردم بیشتر به دنبال محتوای سرگرمکننده باشند؛ بنابراین نمیتوان صرفاً شرایط جامعه را دلیل کاهش استقبال دانست.
یکی از تفاوتهای اساسی امروز با دوره پخش «مرد هزار چهره»، تغییر میدان سرگرمی است.
مخاطب اکنون با یک گوشی میتواند در چند دقیقه به دهها نوع محتوای طنز، ویدئو، سریال و برنامه دسترسی پیدا کند. این رقابت باعث شده تلویزیون برای جلب و حفظ مخاطب، کار دشوارتری نسبت به گذشته داشته باشد.
بنابراین مقایسه مستقیم میزان استقبال از یک سریال امروزی با اثری متعلق به ۱۸ سال قبل، بدون در نظر گرفتن تغییرات رسانهای، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
طنز اجتماعی زمانی بیشترین ظرفیت را دارد که بتواند درباره مسائل روز جامعه شوخی کند. اما سازندگان تلویزیونی معمولاً باید میان موضوعات مختلف و خطوط قرمز رسانهای حرکت کنند.
موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی و حتی مسائل مرتبط با برخی گروههای اجتماعی میتوانند برای یک برنامه طنز چالشبرانگیز باشند. در نتیجه ممکن است نویسنده و کارگردان به سمت جهانهای فانتزی و موضوعاتی بروند که اصطکاک کمتری با محدودیتهای پخش داشته باشد.
این مسئله میتواند دامنه سوژههای طنز را محدود کند؛ هرچند میزان تأثیر آن بر هر اثر نیازمند بررسی جداگانه است.
بخش مهمی از جذابیت طنز مدیری در گذشته به این برمیگشت که مسائل اجتماعی و رفتارهای روزمره مردم را در قالبی متفاوت به تصویر میکشید.
اما اگر بسیاری از موضوعات روز امکان تبدیل شدن به سوژه طنز را نداشته باشند، سازنده ناچار است سراغ موضوعاتی برود که امکان پخش بیشتری دارند. نتیجه ممکن است اثری باشد که از فضای واقعی جامعه فاصله بیشتری گرفته و بیشتر بر فانتزی و نوستالژی تکیه کند.
البته این الزاماً نقطه ضعف نیست؛ برخی مخاطبان دقیقاً برای فاصله گرفتن از مشکلات روزمره سراغ آثار فانتزی میروند.
استفاده از شخصیتها و فضای آشنا میتواند مخاطب قدیمی را دوباره پای تلویزیون بنشاند، اما نوستالژی به تنهایی نمیتواند موفقیت یک اثر را تضمین کند.
مخاطب امروز انتظار دارد در کنار خاطرات گذشته، داستان و شخصیتهای تازه نیز ببیند. اگر یک اثر بیش از اندازه به خاطرات گذشته متکی باشد، ممکن است بخشی از جذابیت خود را پس از چند قسمت از دست بدهد.
به همین دلیل، موفقیت یک دنباله بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا توانسته گذشته را به نیازهای امروز پیوند بزند یا نه.
پاسخ قطعی به این پرسش در میانه پخش یک سریال دشوار است. کاهش تعداد بینندگان میتواند نشانهای از ضعف اثر باشد، اما به تنهایی برای صدور حکم درباره افت یک هنرمند کافی نیست.
برای ارزیابی دقیقتر باید چند عامل همزمان بررسی شود: کیفیت فیلمنامه، شخصیتپردازی، بازی بازیگران، میزان تازگی ایدهها، شرایط اجتماعی، رقابت شبکههای اجتماعی و میزان آزادی عمل سازندگان.
حتی ممکن است ترکیبی از همین عوامل باعث شده باشد یک اثر نتواند ارتباط مورد انتظار را با مخاطب برقرار کند.
نخست اینکه باید مشخص شود ایده و مسیر اصلی اثر تا چه اندازه حاصل نگاه و انتخاب خود سازندگان بوده و تا چه میزان محدودیتهای بیرونی بر نتیجه نهایی اثر گذاشته است.
دوم اینکه کیفیت نهایی سریال باید مستقل از نام و سابقه مهران مدیری سنجیده شود. محبوبیت آثار گذشته نباید باعث شود هر اثر جدید او موفق فرض شود؛ همانطور که کاهش استقبال اولیه نیز نباید بهسرعت به معنای پایان دوران کاری او تعبیر شود.
در نهایت، «مرد سههزار چهره» بیش از آنکه صرفاً آزمونی برای مهران مدیری باشد، میتواند آزمونی برای تلویزیون امروز نیز تلقی شود؛ تلویزیونی که باید برای مخاطبی رقابت کند که انتخابهای بسیار بیشتری نسبت به ۱۸ سال قبل دارد.
شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که «مهران مدیری چرا مثل گذشته نیست؟»؛ بلکه باید پرسید آیا تلویزیون امروز امکان ساخت همان نوع طنزی را که مدیری را به یکی از چهرههای ماندگار کمدی تبدیل کرد، در اختیار سازندگان قرار میدهد؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ