به گزارش اطلاع با ما ، خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای تازه از رقابتهای ژئوپلیتیکی است؛ مرحلهای که در آن دیگر نمیتوان معادلات منطقه را صرفاً بر اساس نقش آمریکا یا رقابت چند قدرت سنتی توضیح داد. افزایش قدرت ایران، اسرائیل و ترکیه، تحرک بیشتر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و حضور پررنگتر چین، روسیه، هند و پاکستان، ساختار قدرت در منطقه را پیچیدهتر کرده است.
بر اساس تحلیلی که سایمون سیبک مونتفیوره، نویسنده و مورخ بریتانیایی، در نشریه آتلانتیک ارائه کرده، جنگهای اخیر میتوانند روند بازآرایی خاورمیانه را سرعت ببخشند؛ از تغییر الگوی امنیتی کشورهای منطقه گرفته تا دگرگونی مسیرهای انتقال انرژی و شکلگیری همکاریهای جدید میان کشورهای خارج از محدوده سنتی خاورمیانه.
در دورههای مختلف تاریخی، قدرتهای بزرگی توانستهاند بخشهایی از خاورمیانه را تحت نظم سیاسی خود قرار دهند؛ اما شرایط امروز متفاوت است. آمریکا همچنان حضور و نفوذ گستردهای دارد، با این حال کشورهای منطقه بیش از گذشته تلاش میکنند روابط خود را میان چند قدرت جهانی توزیع کنند.
ایران، اسرائیل و ترکیه در این میان جایگاه ویژهای دارند و هر یک با تکیه بر توان نظامی، فناوری، روابط منطقهای و ظرفیتهای سیاسی خود به دنبال افزایش نفوذ هستند.
در کنار این کشورها، عربستان سعودی و سایر کشورهای ثروتمند خلیج فارس نیز دیگر صرفاً بازیگران اقتصادی محسوب نمیشوند. سرمایهگذاری گسترده، ارتباطات بینالمللی و افزایش هزینههای دفاعی، نقش آنها را در معادلات امنیتی منطقه پررنگتر کرده است.
در چنین شرایطی، حتی بازیگران غیردولتی نیز میتوانند بر محاسبات قدرتهای بزرگ تأثیر بگذارند. استفاده از موشکها و پهپادهای کمهزینه در برابر تجهیزات پیشرفته نظامی، نمونهای از تغییر ماهیت جنگ در خاورمیانه است.
یکی از تغییرات مهم در جنگهای جدید، گسترش میدان درگیری به حوزههایی فراتر از ارتشهای کلاسیک است. فناوریهای ماهوارهای، پهپادها، فضای سایبری، عملیات اطلاعاتی و رسانهای و تسلیحات ارزانتر، معادلات سنتی قدرت را پیچیده کردهاند.
به این ترتیب، داشتن تجهیزات بسیار گرانقیمت الزاماً به معنای مصونماندن از حملات نیست. بازیگران کوچکتر نیز میتوانند با استفاده از فناوریهای نسبتاً ارزان، هزینههای قابلتوجهی به طرف مقابل تحمیل کنند.
این تغییر باعث شده مرز میان قدرت نظامی سنتی و توان فناوری تا حد زیادی کمرنگ شود.
در تحلیل مونتفیوره، ایران، اسرائیل و ترکیه سه محور مهم قدرت نظامی در خاورمیانه محسوب میشوند؛ اما ظرفیتها و محدودیتهای آنها یکسان نیست.
ترکیه از عضویت در ناتو، ارتباط با غرب و توان نظامی خود بهره میبرد و در سالهای اخیر تلاش کرده دامنه نفوذش را در بخشهایی از خاورمیانه افزایش دهد. در مقابل، چالشهای اقتصادی و اختلافات سیاسی با برخی بازیگران منطقهای، محدودیتهایی برای سیاست خارجی آنکارا ایجاد میکند.
اسرائیل نیز از ظرفیت بالای نظامی، اطلاعاتی و فناوری برخوردار است، اما جنگهای سالهای اخیر معادلات امنیتی و سیاسی آن را پیچیدهتر کردهاند. در نگاه مطرحشده در این تحلیل، آینده جایگاه اسرائیل در منطقه علاوه بر توان نظامی، به نحوه مدیریت روابط منطقهای و مسئله فلسطین نیز وابسته خواهد بود.
ایران نیز با وجود فشارهای اقتصادی، امنیتی و نظامی، همچنان یکی از بازیگران اصلی منطقه محسوب میشود. در این تحلیل، احتمال تلاش تهران برای بازسازی توان دفاعی و نظامی پس از جنگ و افزایش همکاری با روسیه و چین مطرح شده است.
یکی از پیامدهای احتمالی شرایط جدید، تغییر اولویتهای کشورهای ثروتمند خلیج فارس است.
کشورهایی که در سالهای گذشته بخش قابلتوجهی از سرمایه خود را صرف گردشگری، توسعه شهری، سرگرمی، تجارت و پروژههای اقتصادی کردهاند، با افزایش تهدیدهای امنیتی ممکن است توجه بیشتری به سامانههای دفاعی، پهپادها و تجهیزات نظامی اختصاص دهند.
از این منظر، امنیت به یکی از ارکان اصلی برنامههای آینده کشورهای عربی منطقه تبدیل خواهد شد. آنها در عین حفظ روابط امنیتی با آمریکا، ممکن است تلاش کنند ارتباط خود را با چین، روسیه، هند و سایر قدرتها نیز گسترش دهند تا وابستگیشان به یک شریک خارجی کاهش یابد.
کاهش اطمینان برخی کشورهای منطقه نسبت به ثبات سیاست آمریکا میتواند فضای بیشتری برای فعالیت چین ایجاد کند.
پکن در سالهای اخیر روابط اقتصادی خود با کشورهای خاورمیانه را توسعه داده و از طریق تجارت، سرمایهگذاری، زیرساخت و طرح کمربند و جاده به دنبال گسترش ارتباطات خود است.
با این حال، این روند الزاماً به معنای جایگزینی چین با آمریکا نیست. سناریوی مطرحشده بیشتر به سمت نظمی حرکت میکند که در آن کشورهای منطقه تلاش میکنند همزمان با چند قدرت بزرگ رابطه داشته باشند و گزینههای بیشتری برای تأمین منافع اقتصادی و امنیتی خود در اختیار داشته باشند.
یکی از حساسترین بخشهای تحولات آینده، مسئله انتقال انرژی است. وابستگی بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز منطقه به مسیرهای دریایی، بهویژه تنگه هرمز و بابالمندب، آسیبپذیری تجارت انرژی را افزایش میدهد.
به همین دلیل، ایجاد خطوط انتقال جایگزین و مسیرهای زمینی یا دریایی جدید میتواند در سالهای آینده اهمیت بیشتری پیدا کند.
در صورت احداث مسیرهای جدید، بخشی از انرژی تولیدشده در خلیج فارس میتواند بدون عبور از برخی گلوگاههای دریایی فعلی به بازارهای دیگر منتقل شود. چنین تغییری، در صورت تحقق، میتواند اهمیت ژئوپلیتیکی برخی مسیرهای سنتی انتقال انرژی را کاهش دهد.
یکی دیگر از ویژگیهای نظم جدید، افزایش ارتباط میان تحولات خاورمیانه و سایر مناطق جهان است.
هند، پاکستان، روسیه، اوکراین، چین و کشورهای اروپایی هر یک به شکل متفاوتی با تحولات منطقه ارتباط پیدا کردهاند. از سوی دیگر، همکاری میان کشورهای عربی، اسرائیل و قدرتهای آسیایی میتواند زمینه شکلگیری شبکههای تازه اقتصادی و امنیتی را فراهم کند.
مسیرهای تجاری جدید میان هند، خاورمیانه و اروپا نیز در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ زیرا تجارت و انرژی بهتدریج با مسائل امنیتی و ژئوپلیتیکی در هم تنیده شدهاند.
تحولات خاورمیانه اکنون تأثیر مستقیمی بر سیاست داخلی کشورهای خارج از منطقه نیز دارد.
مسئله فلسطین و اسرائیل، مهاجرت، جمعیت مسلمانان در اروپا و آمریکای شمالی و فعالیت گروههای سیاسی و اجتماعی مرتبط با تحولات منطقه، باعث شده است رویدادهای خاورمیانه در برخی کشورهای غربی نیز پیامدهای سیاسی داخلی داشته باشد.
از همین رو، مرزهای جغرافیایی خاورمیانه دیگر برای توضیح همه ابعاد تحولات آن کافی نیست و باید ارتباطات اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی منطقه با سایر نقاط جهان را نیز در نظر گرفت.
تصویری که از خاورمیانه آینده ارائه میشود، بیش از آنکه از سلطه یک قدرت سخن بگوید، از افزایش تعداد بازیگران مؤثر حکایت دارد.
ایران، اسرائیل، ترکیه و کشورهای عربی در کنار آمریکا، چین و روسیه، هر کدام بخشی از این معادله را تشکیل میدهند. در کنار دولتها نیز بازیگران غیردولتی و شبکههای تجاری و امنیتی میتوانند بر روند تحولات اثرگذار باشند.
جنگهای اخیر نیز ممکن است سرعت این تغییرات را بیشتر کنند؛ با این حال، شکل نهایی نظم جدید هنوز مشخص نیست. مسیر آینده میتواند به نحوه شکلگیری ائتلافها، تحولات امنیتی، وضعیت تجارت انرژی و تصمیمهای قدرتهای منطقهای و جهانی وابسته باشد.
آنچه در حال تغییر است، صرفاً توازن نظامی نیست؛ بلکه ساختار روابط اقتصادی، مسیرهای تجارت، ائتلافهای امنیتی و حتی تعریف سنتی از «خاورمیانه» نیز در حال بازنگری است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ