به گزارش اطلاع با ما ، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، برخی تحلیلها از افزایش هزینههای این سیاست برای واشنگتن حکایت دارد. قیمت نفت، ذخایر استراتژیک و بازده اوراق خزانه آمریکا از جمله متغیرهایی هستند که در این معادله مورد توجه قرار گرفتهاند.
تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران در شرایطی دنبال میشود که همزمان، تحولات بازار انرژی و هزینههای ناشی از ادامه درگیریها به یکی از دغدغههای مهم واشنگتن تبدیل شده است.
در این میان، سه شاخص اقتصادی یعنی قیمت نفت، بازده اوراق قرضه دولت آمریکا و سطح ذخایر استراتژیک نفت در مرکز توجه قرار گرفتهاند؛ شاخصهایی که میتوانند بخشی از پیامدهای اقتصادی بحران را برای آمریکا نشان دهند.
بر اساس تحلیلی که درباره شرایط فعلی مطرح شده، افزایش فشار بر تهران الزاماً به معنای حذف هزینههای اقتصادی برای طرف مقابل نیست. بازار انرژی و وضعیت مالی آمریکا نیز تحت تأثیر تحولات منطقه قرار دارند و هرگونه تغییر در عرضه نفت میتواند انتظارات بازار را دستخوش تغییر کند.
محمدباقر قالیباف، رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران، نیز با اشاره به همین متغیرها، شرایط اقتصادی آمریکا را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است واشنگتن در مدیریت پیامدهای بحران با دشواریهایی روبهرو شده است.
بازار نفت یکی از مهمترین بخشهای این معادله است. هرگونه نگرانی درباره امنیت عرضه نفت در منطقه میتواند قیمتها را افزایش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد مصرفکننده انرژی وارد کند.
در این میان، تنگه هرمز اهمیت ویژهای دارد. این مسیر یکی از گذرگاههای مهم انتقال انرژی در جهان است و تغییر وضعیت آن میتواند مستقیماً بر انتظارات معاملهگران و قیمت نفت اثر بگذارد.
گزارشهای مورد استناد این تحلیل نیز از ادامه نگرانی بازار نسبت به وضعیت عرضه نفت و افزایش قیمت برنت پس از ازسرگیری حملات حکایت دارند.
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده، وضعیت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا است. استفاده از این ذخایر میتواند در کوتاهمدت برای کنترل فشار بازار به کار گرفته شود، اما کاهش بیش از اندازه آنها نگرانیهایی درباره توان واکنش واشنگتن در شرایط بحرانی آینده ایجاد میکند.
قالیباف در واکنش به اظهارات وزیر خزانهداری آمریکا، بر همین مسئله تمرکز کرده و نسبت به پیامدهای ادامه استفاده از ذخایر نفتی هشدار داده است.
به این ترتیب، استدلال مطرحشده از سوی طرف ایرانی این است که مدیریت قیمت نفت صرفاً با ابزارهای سیاسی و اقتصادی امکانپذیر نیست و محدودیتهای فیزیکی و مالی نیز باید در نظر گرفته شوند.
در کنار نفت و ذخایر انرژی، وضعیت بازار اوراق قرضه دولت آمریکا نیز در این تحلیل اهمیت پیدا کرده است.
افزایش بازده اوراق خزانه میتواند هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را افزایش دهد و در شرایطی که واشنگتن با هزینههای سنگین ناشی از سیاستهای نظامی و اقتصادی روبهروست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از همین منظر، تحلیل ارائهشده تلاش دارد نشان دهد فشار بر ایران تنها یک بازی یکطرفه نیست و تصمیمهای واشنگتن میتواند پیامدهایی برای اقتصاد آمریکا نیز داشته باشد.
در داخل آمریکا نیز ادامه درگیری به موضوعی سیاسی تبدیل شده است. بر اساس گزارشهای رسانهای مورد اشاره، افزایش قیمت سوخت و نبود چشمانداز روشن برای پایان سریع جنگ، نگرانیهایی را در میان بخشی از جمهوریخواهان ایجاد کرده است.
برخی تحلیلگران آمریکایی نیز معتقدند کاخ سفید تلاش دارد تبعات اقتصادی و سیاسی جنگ را تا حد امکان مدیریت کند؛ بهویژه آنکه انتخابات میاندورهای آمریکا در پیش است و عملکرد دولت در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی میتواند مورد توجه رأیدهندگان قرار گیرد.
یکی از استراتژیستهای جمهوریخواه نیز در اظهارنظری که در گزارش به آن اشاره شده، شرایط را با این عبارت توصیف کرده که «وقتمان تمام شده است».
یکی از اصلیترین محورهای اختلاف میان تهران و واشنگتن، وضعیت تنگه هرمز است. آمریکا تلاش کرده کنترل مسیر عبور کشتیها در این منطقه را تقویت کند و همزمان توان نظامی ایران در اطراف این مسیر را تحت فشار قرار دهد.
با این حال، ادامه درگیریها باعث شده نگرانی درباره امنیت انتقال انرژی همچنان در بازار باقی بماند.
در چنین شرایطی، هرگونه اختلال طولانیمدت در مسیر انتقال نفت میتواند نهتنها کشورهای منطقه، بلکه بازار جهانی انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
همزمان با تحولات نظامی، واشنگتن فشار اقتصادی علیه ایران را نیز افزایش داده است. طبق گزارش منتشرشده، وزیر خزانهداری آمریکا از اقداماتی علیه داراییهای ایران و سپاه و همچنین محدودیتهای مالی برای برخی طرفهای مرتبط با آن سخن گفته است.
هدف چنین سیاستی، بر اساس مواضع اعلامشده آمریکا، افزایش فشار اقتصادی و محدود کردن منابع مالی ایران است.
با این حال، تهران بارها تأکید کرده که تحریمها لزوماً نمیتوانند به تغییر مواضع ایران منجر شوند و نتیجه این سیاست به مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی و منطقهای وابسته است.
در کنار فشار اقتصادی و درگیری نظامی، مسیرهای دیپلماتیک نیز بهطور کامل از معادله خارج نشدهاند.
بر اساس ادعاهای مطرحشده در برخی رسانههای منطقهای، کشورهایی مانند پاکستان، قطر و عمان همچنان در تلاش برای ایجاد ارتباط میان تهران و واشنگتن و یافتن راهی برای کاهش تنش هستند.
در همین چارچوب، برخی گزارشها از اختلاف بر سر شرایط باز ماندن تنگه هرمز در صورت دستیابی به توافق احتمالی خبر دادهاند.
موضع اعلامشده ایران نیز این است که هرگونه مذاکره جدید باید با در نظر گرفتن تعهدات و توافقات قبلی آمریکا انجام شود.
در بخش دیگری از این تحولات، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، با استناد به گزارشی که به گفته او از سوی دولت قطر ارائه شده، مدعی شده است که حملات ایران مواضع نظامی آمریکا را هدف قرار دادهاند.
او همچنین با انتقاد از عملکرد آمریکا، حملات این کشور به برخی اهداف غیرنظامی را مورد اشاره قرار داده است.
در این زمینه، ادعاهای مربوط به اهداف حملات و میزان خسارتها همچنان بخشی از جنگ روایتها میان دو طرف محسوب میشود و اظهارات هر طرف عمدتاً در چارچوب مواضع رسمی همان طرف منتشر شده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد سیاست فشار آمریکا علیه ایران در شرایطی دنبال میشود که واشنگتن همزمان باید چند متغیر را مدیریت کند؛ از فشار تحریمها و هزینههای نظامی گرفته تا قیمت انرژی، وضعیت ذخایر نفت و شرایط بازار اوراق قرضه.
از سوی دیگر، تهران نیز تلاش دارد با برجسته کردن همین هزینهها، این پیام را منتقل کند که فشار اقتصادی علیه ایران بدون هزینه برای طرف مقابل نخواهد بود.
در نهایت، ادامه این وضعیت میتواند بازار انرژی و اقتصاد جهانی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد؛ بهخصوص اگر تنشها در اطراف تنگه هرمز ادامه پیدا کند و مسیرهای دیپلماتیک نیز به نتیجه مشخصی نرسند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ