به گزارش اطلاع با ما ، کشورهای عربی خلیج فارس در شرایطی از ادامه فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران حمایت میکنند که همزمان نگران گسترش درگیری نظامی در منطقه هستند. یک تحلیلگر امنیت بینالملل معتقد است این کشورها به دنبال حفظ نوعی موازنه منطقهای هستند؛ بهگونهای که نه قدرت ایران بیش از حد افزایش یابد و نه تضعیف شدید آن به ایجاد خلأ قدرت و بیثباتی منجر شود. در این شرایط، دیپلماسی، کاهش تنش و ایجاد منافع مشترک میان کشورهای منطقه میتواند نقش مهمی در تغییر معادلات امنیتی داشته باشد.
تحولات اخیر منطقه نشان میدهد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با یک معادله امنیتی پیچیده روبهرو هستند؛ از یک سو ادامه فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران را عاملی برای محدود کردن قدرت منطقهای تهران میدانند و از سوی دیگر، از ورود مستقیم آمریکا به یک درگیری گسترده و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت و اقتصاد خود نگران هستند.
نشست اخیر دونالد ترامپ با شماری از رهبران و وزیران خارجه کشورهای عربی و اسلامی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل نیز در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس تحلیل مطرحشده درباره این نشست، اختلاف نظر میان واشنگتن و کشورهای منطقه درباره نحوه مواجهه با بحرانهای جاری همچنان پابرجاست و هنوز چارچوب مشترک و روشنی برای مدیریت این وضعیت شکل نگرفته است.
به گفته حسین آجورلو، تحلیلگر امنیت بینالملل، بخشی از کشورهای عربی منطقه ترجیح میدهند فشار بر ایران از مسیرهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی ادامه پیدا کند، اما این فشار به جنگی فراگیر تبدیل نشود.
در این نگاه، تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک، موضوع هستهای و ایجاد هماهنگی بینالمللی میتواند ابزارهایی برای محدود کردن قدرت ایران باشد؛ بدون آنکه هزینههای یک درگیری نظامی مستقیم به کشورهای منطقه تحمیل شود.
با این حال، در میان کشورهای عربی نیز دیدگاه یکسانی وجود ندارد. در تحلیل ارائهشده، عربستان و امارات رویکرد سختگیرانهتری نسبت به ایران دارند، در حالی که قطر و عمان بیشتر بر گفتوگو، میانجیگری و کاهش تنش تأکید میکنند.
یکی از مهمترین نگرانیهای کشورهای منطقه، پیامدهای احتمالی ورود مستقیم آمریکا به جنگ است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در صورت تبدیل شدن به بخشی آشکار از یک درگیری نظامی، ممکن است با تهدید علیه زیرساختهای حیاتی، تأسیسات انرژی و مسیرهای تجاری خود مواجه شوند.
وابستگی اقتصادی این کشورها به ثبات بازار انرژی و امنیت آبراههای منطقه نیز باعث شده است که هزینههای یک جنگ طولانی برای آنها اهمیت ویژهای داشته باشد. به همین دلیل، حتی کشورهایی که از افزایش فشار بر ایران حمایت میکنند، لزوماً خواهان گسترش جنگ نیستند.
از این منظر، سیاست مطلوب برای برخی کشورهای منطقه، حفظ فشار در سطحی است که بدون ایجاد یک درگیری فراگیر، موقعیت ایران در معادلات منطقهای محدود شود.
بخش دیگری از این معادله به رابطه کشورهای عربی با آمریکا مربوط میشود. بر اساس این تحلیل، برخی دولتهای منطقه نسبت به میزان تعهد واشنگتن به امنیت آنها در شرایط بحرانی تردید دارند.
تجربه تحولات عراق و افغانستان، حملات گذشته به تأسیسات انرژی در منطقه و همچنین تحولات نظامی سالهای اخیر باعث شده است برخی کشورهای عربی به دنبال متنوعتر کردن روابط امنیتی و اقتصادی خود باشند.
در چنین شرایطی، وابستگی کامل به یک قدرت خارجی برای تأمین امنیت، از نگاه این کشورها با ریسکهایی همراه است. آنها از یک طرف به حضور و توان نظامی آمریکا نیاز دارند و از طرف دیگر نمیخواهند در صورت تشدید درگیری با ایران، هزینه تصمیمهای واشنگتن را بپردازند.
یکی از نکات اصلی این تحلیل، تلاش کشورهای عربی برای حفظ یک وضعیت میانه در منطقه است.
بر اساس این دیدگاه، تضعیف بیش از حد ایران نیز میتواند برای کشورهای همسایه پیامدهایی داشته باشد. ایجاد خلأ قدرت، بیثباتی داخلی و گسترش ناامنی میتواند به جای کاهش تهدید، مجموعهای از تهدیدهای جدید را در اطراف مرزهای این کشورها ایجاد کند.
از سوی دیگر، افزایش بیش از اندازه قدرت ایران نیز نگرانیهای امنیتی برخی کشورهای عربی را افزایش میدهد. بنابراین، بخشی از دولتهای منطقه به دنبال وضعیتی هستند که در آن هیچ قدرتی نتواند بهتنهایی نظم منطقهای را تعیین کند.
این معادله در کنار رقابتهای میان خود کشورهای عربی، شکلگیری یک راهبرد امنیتی مشترک و یکپارچه را دشوارتر کرده است.
در تحلیل ارائهشده، روابط کشورهای عربی با اسرائیل نیز بخشی از این معادله امنیتی محسوب میشود.
برخی کشورهای منطقه در عین همکاریهای امنیتی با اسرائیل، نسبت به تبدیل شدن این رژیم به قدرت مسلط منطقهای نیز نگرانیهایی دارند. از این منظر، تضعیف شدید ایران میتواند خلأیی ایجاد کند که بازیگران دیگری برای پر کردن آن وارد میدان شوند.
همچنین افزایش وابستگی امنیتی کشورهای عربی به آمریکا و اسرائیل میتواند معادلات داخلی شورای همکاری خلیج فارس و روابط این کشورها با ایران و دیگر قدرتهای منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
امنیت منطقه تنها به رابطه ایران و کشورهای عربی محدود نمیشود. کشورهای حاشیه خلیج فارس خود نیز در زمینههایی مانند انرژی، اقتصاد، نفوذ سیاسی و مسائل امنیتی با یکدیگر رقابت دارند.
همین اختلاف منافع باعث شده است مواضع آنها درباره ایران، آمریکا، اسرائیل و نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای همیشه یکسان نباشد. در نتیجه، نمیتوان کشورهای عربی خلیج فارس را یک مجموعه کاملاً هماهنگ با سیاست واحد در قبال تهران در نظر گرفت.
در بخش پایانی این تحلیل، بر تقویت ارتباط مستقیم ایران با کشورهای عربی منطقه تأکید شده است. بر اساس این دیدگاه، افزایش گفتوگوهای دوجانبه میتواند به کاهش سوءتفاهمها و شناسایی منافع مشترک کمک کند.
موضوع امنیت خلیج فارس، امنیت آبراهها، تجارت، انرژی و جلوگیری از گسترش جنگ میتواند زمینههایی برای گفتوگو میان کشورهای منطقه باشد.
همچنین مطرح شده است که ابتکاراتی مانند توافقهای عدم تعرض، سازوکارهای امنیت جمعی و استفاده از ظرفیت میانجیهای منطقهای و بینالمللی میتواند مسیر گفتوگو را تقویت کند.
در مجموع، معادله امنیتی خلیج فارس تنها بر پایه تقابل نظامی شکل نمیگیرد. نگرانی از جنگ، وابستگی اقتصادی به امنیت منطقه، رقابت میان قدرتهای منطقهای و تردید درباره میزان تعهد قدرتهای خارجی، همگی عواملی هستند که رفتار کشورهای عربی را تحت تأثیر قرار میدهند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ