به گزارش اطلاع با ما ، رد پیشنهاد مطرحشده از سوی ایران درباره بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره، از نگاه برخی تحلیلها نشان میدهد که دولت دونالد ترامپ به دنبال گنجاندن موضوع هستهای در معادله مذاکرات است.
در این چارچوب، تنگه هرمز تنها یک مسیر عبور و مرور دریایی نیست؛ بلکه اختلال در تردد کشتیها از این آبراه میتواند بر بازار انرژی و هزینههای اقتصادی در سطح منطقه و جهان اثر بگذارد.
بر اساس این تحلیل، در توافق اسلامآباد، ایران توانست اختلال در تردد از هرمز را به یکی از عوامل مؤثر در مذاکرات درباره رفع محاصره تبدیل کند. همزمان، موضوع هستهای به مرحله بعدی مذاکرات منتقل شد و آمریکا در آن مقطع به امتیاز تعیینکنندهای در این پرونده دست پیدا نکرد.
پس از کاهش محدودیتها و افزایش تردد کشتیها نیز بازار انرژی تحت تأثیر قرار گرفت و قیمت نفت کاهش یافت؛ موضوعی که اهمیت اقتصادی تنگه هرمز را بیش از گذشته نمایان کرد.
تحلیل مطرحشده این است که آمریکا در دور جدید مذاکرات تلاش دارد از تکرار چنین الگویی جلوگیری کند. در این سناریو، زنجیرهای از فشار، اختلال در هرمز، افزایش هزینههای اقتصادی و سپس مذاکره برای رفع محدودیتها شکل میگیرد.
تکرار این روند میتواند این تصور را ایجاد کند که در بحرانهای آینده نیز امکان استفاده از تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم فشار اقتصادی وجود دارد؛ مسئلهای که میتواند محاسبات آمریکا درباره اعمال فشارهای جدید را پیچیدهتر کند.
بر همین اساس، در این تحلیل، مخالفت ترامپ با پیشنهاد ایران صرفاً به موضوع بازگشایی تنگه هرمز محدود نمیشود. رویکرد مورد اشاره این است که واشنگتن در کنار رفع محاصره، به دنبال دریافت امتیاز در پرونده هستهای نیز باشد.
به این ترتیب، هرمز در معادله فعلی میتواند از یک موضوع صرفاً دریایی و اقتصادی فراتر رفته و به بخشی از مذاکرات گستردهتر میان ایران و آمریکا تبدیل شود.
در نهایت، مسئله اصلی در این نگاه آن است که آیا بازگشایی تنگه هرمز تنها در برابر رفع محاصره انجام خواهد شد یا اینکه موضوع هستهای نیز به بخشی از توافق احتمالی تبدیل میشود؛ موضوعی که میتواند مسیر مذاکرات آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ