به گزارش اطلاع با ما ، بازار غیررسمی ارز ممکن است از نظر حجم معاملات بسیار کوچکتر از بازار رسمی باشد، اما به دلیل عمق پایین و اثرگذاری بر انتظارات، میتواند به یک مرجع مهم برای قیمتگذاری تبدیل شود. یک معامله محدود در چنین بازاری گاهی سیگنالی ایجاد میکند که به سرعت به قیمت کالاها، طلا و سایر داراییها منتقل میشود.
ممکن است در نگاه اول تصور شود بازاری که حجم معاملات آن در مقایسه با بازار رسمی بسیار پایین است، نمیتواند تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد داشته باشد. اما بازار ارز همیشه بر اساس حجم معاملات عمل نمیکند. گاهی یک بازار کوچک، به دلیل سرعت انتشار قیمت و تأثیرگذاری بر انتظارات، میتواند به مرجع مهمی برای تعیین قیمت تبدیل شود.
این موضوع درباره بازار غیررسمی ارز اهمیت بیشتری دارد؛ بازاری که نرخهای آن در مدت کوتاهی میان معاملهگران، فعالان اقتصادی و شبکههای اجتماعی منتشر میشود و میتواند بر قیمت سایر داراییها اثر بگذارد.
یکی از دلایل اصلی اهمیت بازار غیررسمی، دسترسی سریع به قیمت آن است. در این بازار، نرخ ارز معمولاً به صورت لحظهای اعلام میشود و فعالان اقتصادی میتوانند تغییرات آن را به سرعت مشاهده کنند.
در مقابل، استفاده از نرخهای رسمی ارز معمولاً به شرایط، نوع معامله، فرآیندهای اداری و گروههای مشخصی از متقاضیان وابسته است.
به همین دلیل، فعال اقتصادی ممکن است برای تصمیمگیری فقط به نرخ رسمی توجه نکند و به دنبال این باشد که برای تهیه ارز در بازار قابل دسترس، چه مبلغی باید پرداخت کند.
فرض کنید یک فروشنده کالایی را چند ماه قبل با دلار ارزانتر خریداری کرده باشد. ممکن است انتظار داشته باشید همان کالا را بر اساس قیمت خرید قبلی بفروشد، اما اگر قرار باشد موجودی جدیدی تهیه کند، باید هزینه جایگزینی آن را نیز در نظر بگیرد.
در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز میتواند حتی پیش از آنکه موجودی قدیمی تمام شود، بر قیمت فروش کالا تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، حرکت نرخ دلار در یک بازار کوچک میتواند اثر خود را در بازارهای بزرگتر نشان دهد.
«عمق بازار» به زبان ساده یعنی چه مقدار ارز در نزدیکی قیمت جاری برای خرید و فروش وجود دارد.
در یک بازار عمیق، تعداد زیادی فروشنده و خریدار در قیمتهای مختلف حضور دارند. بنابراین برای تغییر قابل توجه قیمت، معمولاً حجم معامله بیشتری لازم است.
اما در یک بازار کمعمق، سفارشهای موجود در هر سطح قیمتی محدود هستند. در نتیجه یک سفارش نسبتاً بزرگ در مقایسه با حجم عرضه موجود میتواند چند سطح قیمتی را پشت سر بگذارد و معامله بعدی را در نرخ بالاتری رقم بزند.
تصور کنید در یک نرخ مشخص مقدار محدودی دلار برای فروش وجود دارد. اگر خریدار بخش عمده این عرضه را خریداری کند، فروشندگان بعدی ممکن است ارز خود را با قیمت بالاتری عرضه کنند.
حالا اگر همین نرخ جدید در کانالها و شبکههای اجتماعی منتشر شود، ممکن است سایر فروشندگان نیز قیمتهای خود را اصلاح کنند.
معامله محدود → ثبت نرخ جدید → انتشار قیمت → افزایش انتظارات → تغییر قیمت فروشندگان
در این فرآیند، حجم معامله اولیه ممکن است چندان بزرگ نباشد، اما تأثیر اطلاعاتی آن بسیار بیشتر از ارزش همان معامله است.
بازار ارز تنها با اسکناسهایی که در یک روز خریدوفروش میشوند حرکت نمیکند. انتظارات نیز نقش مهمی دارند.
اگر معاملهگران تصور کنند نرخ دلار در روزهای آینده افزایش پیدا خواهد کرد، ممکن است فروش ارز خود را به تعویق بیندازند. همزمان، برخی خریداران نیز برای جلوگیری از خرید در قیمتهای بالاتر، زودتر وارد بازار میشوند.
کاهش عرضه از یک طرف و افزایش تقاضای احتیاطی از طرف دیگر میتواند باعث افزایش فشار قیمتی شود؛ حتی اگر تغییر بزرگی در نیاز واقعی اقتصاد به ارز اتفاق نیفتاده باشد.
یکی از اشتباهات رایج، مقایسه مستقیم حجم عرضه رسمی با معاملات بازار غیررسمی است.
ارزی که در بازار رسمی عرضه میشود ممکن است برای واردات، حواله، مصارف مشخص یا گروه خاصی از متقاضیان در نظر گرفته شده باشد. بنابراین هر واحد ارزی که در بازار رسمی عرضه میشود الزاماً همان ارز نقدی و قابل دسترسی برای خریدار بازار آزاد نیست.
سرعت تحویل، شرایط دریافت، نوع ارز، محدودیتهای معاملاتی و امکان استفاده از آن برای نیازهای مختلف، همگی در میزان اثرگذاری عرضه رسمی نقش دارند.
بنابراین افزایش حجم عرضه زمانی میتواند اثر بیشتری داشته باشد که متقاضیان واقعاً بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
وجود چند نرخ متفاوت برای ارز میتواند باعث شود فعالان اقتصادی برای تصمیمگیری به نرخی توجه کنند که دسترسی به آن برایشان سادهتر است.
اگر میان نرخ رسمی و نرخی که در بازار آزاد مشاهده میشود فاصله زیادی ایجاد شود، نرخ بازار آزاد میتواند نقش بیشتری در شکلگیری انتظارات داشته باشد.
در چنین وضعیتی حتی یک بازار کوچک نیز میتواند به عنوان «سیگنال قیمت» مورد توجه قرار گیرد.
تغییر نرخ دلار میتواند از مسیرهای مختلف به سایر بازارها منتقل شود.
قیمت طلا و سکه یکی از سریعترین نمونههاست؛ زیرا ارزش آنها علاوه بر قیمت جهانی طلا، از نرخ ارز نیز تأثیر میگیرد.
کالاهای وارداتی و محصولاتی که بخشی از مواد اولیه آنها وابستگی ارزی دارد نیز میتوانند تحت تأثیر قرار بگیرند. حتی در بازارهایی مانند خودرو و مسکن، انتظارات ناشی از تغییر نرخ ارز میتواند رفتار فروشندگان و خریداران را تغییر دهد.
بنابراین اهمیت بازار غیررسمی فقط به میزان دلار معاملهشده در آن محدود نیست.
عددهای مربوط به حجم معاملات یک بازار باید با احتیاط تفسیر شوند. ممکن است آمارهای قابل مشاهده تنها بخشی از معاملات نقدی یا فعالیتهای ثبتشده در یک محدوده مشخص را پوشش دهند و تمام جریانهای ارزی را نشان ندهند.
به همین دلیل، برای ارزیابی قدرت یک بازار نمیتوان فقط به حجم معاملات نگاه کرد.
عمق بازار، تعداد سفارشهای خرید و فروش، سرعت تغییر قیمت، فاصله قیمت خرید و فروش و میزان دسترسی فعالان اقتصادی به ارز رسمی نیز اهمیت دارند.
در نهایت، کوچک بودن بازار غیررسمی لزوماً به معنای کماهمیت بودن آن نیست. اگر عرضه در این بازار محدود باشد و قیمتهای ثبتشده نیز به سرعت در اقتصاد منتشر شوند، معاملات اندک میتوانند اثر بسیار بزرگتری از حجم واقعی خود ایجاد کنند.
به همین دلیل، برای مدیریت بازار ارز تنها افزایش حجم عرضه کافی نیست. دسترسی آسانتر به ارز رسمی، کاهش شکاف میان نرخها، افزایش شفافیت و ایجاد اطمینان نسبت به استمرار عرضه میتواند از قدرت سیگنالدهی بازارهای کمعمق بکاهد.
در واقع، مسئله اصلی این نیست که چه مقدار دلار در یک بازار معامله میشود؛ بلکه این است که قیمت ثبتشده در آن بازار تا چه اندازه برای سایر فعالان اقتصادی قابل باور و قابل استفاده است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ