به گزارش اطلاع با ما ، نسل متولد دهه ۶۰ یکی از بزرگترین موجهای جمعیتی ایران بود، اما ورود این نسل به سن ازدواج و اشتغال نتوانست روندی پایدار در افزایش ازدواج و فرزندآوری ایجاد کند. کارشناسان معتقدند مشکلات اقتصادی، افزایش سن ازدواج، تغییرات فرهنگی و سبک زندگی و استفاده ناکافی از ظرفیت جمعیت جوان، مهمترین عوامل این اتفاق بودهاند.
نسل متولد دهه ۶۰ یکی از بزرگترین نسلهای جمعیتی ایران محسوب میشود؛ نسلی که در دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ به تدریج وارد بازار کار و سن ازدواج شد. در نگاه نخست انتظار میرفت چنین جمعیت بزرگی، تعداد ازدواجها را افزایش دهد و در ادامه، موجی از تولدها را به دنبال داشته باشد.
اما مسیر جمعیتی ایران مطابق این انتظار پیش نرفت. آمارهای موجود نشان میدهد تعداد ازدواجها در سالهای اخیر کاهش چشمگیری داشته و نرخ باروری نیز به سطحی پایینتر از نرخ جایگزینی رسیده است.
مسئله اصلی این است که جمعیت زیاد به تنهایی برای افزایش ازدواج و فرزندآوری کافی نیست.
از نظر جمعیتشناسی، هرچه تعداد افراد یک نسل در سن ازدواج بیشتر باشد، ظرفیت بالقوه برای افزایش ازدواج نیز بالاتر میرود. نسل دهه ۶۰ از همین ویژگی برخوردار بود و در مقطعی تعداد زیادی از جوانان کشور همزمان در آستانه تشکیل خانواده قرار گرفتند.
با این حال، «جمعیت در معرض ازدواج» با «احتمال ازدواج» یکسان نیست.
ممکن است یک نسل بسیار پرجمعیت باشد، اما اگر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای تشکیل خانواده مناسب نباشد، تعداد زیادی از افراد آن نسل ازدواج خود را به سالهای بعد موکول کنند یا اساساً وارد زندگی مشترک نشوند.
روند ازدواج در ایران نشان میدهد افزایش تعداد جوانان در سن ازدواج نتوانست برای مدت طولانی به رشد این شاخص منجر شود.
تعداد ازدواجهای ثبتشده از حدود ۷۷۸ هزار مورد در سال ۱۳۸۵ به نزدیک ۸۹۲ هزار مورد در سال ۱۳۸۹ رسید، اما پس از آن روند نزولی آغاز شد.
این رقم در سال ۱۴۰۴ به کمتر از ۴۳۲ هزار مورد رسید؛ یعنی تعداد ازدواجهای ثبتشده در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ تقریباً نصف شده است.
بنابراین، موج جمعیتی دهه ۶۰ اگرچه در مقطعی ظرفیت ازدواج را افزایش داد، اما نتوانست روند بلندمدت ازدواج در کشور را تغییر دهد.
یکی از مهمترین تغییرات در ساختار خانواده ایرانی، بالا رفتن سن ازدواج است.
بر اساس دادههای مطرحشده، میانگین سن نخستین ازدواج مردان از حدود ۲۵ سال در سال ۱۳۴۵ به ۲۸.۳ سال در سال ۱۴۰۲ رسیده است. این شاخص برای زنان نیز از ۱۸.۴ سال به حدود ۲۴ سال افزایش پیدا کرده است.
افزایش سن ازدواج در ابتدا به معنای «تأخیر» در تشکیل خانواده است، اما اگر این تأخیر طولانی شود، احتمال ازدواج نیز میتواند کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، ازدواج دیرهنگام فرصت زمانی برای فرزندآوری را نیز محدود میکند؛ چراکه شروع دیرتر زندگی مشترک میتواند تولد فرزند اول و سپس فرزندان بعدی را به تعویق بیندازد.
هزینههای زندگی یکی از عوامل مهم در تصمیم جوانان برای ازدواج است. بیکاری، درآمد ناپایدار، تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه مسکن باعث شده تشکیل خانواده برای بسیاری از جوانان به تصمیمی دشوار و بلندمدت تبدیل شود.
در این شرایط، مسئله فقط میزان درآمد نیست؛ بلکه اطمینان از آینده درآمد نیز اهمیت دارد.
جوانی که شغل موقت دارد یا نمیتواند چشمانداز مشخصی از وضعیت اقتصادی چند سال آینده خود داشته باشد، ممکن است ازدواج را به آینده موکول کند.
مسکن نیز در همین مسیر نقش مهمی دارد. افزایش هزینه خرید یا اجاره خانه، هزینه اولیه تشکیل خانواده را بالا برده و میتواند سن ازدواج را افزایش دهد.
همه دلایل کاهش ازدواج و فرزندآوری را نمیتوان اقتصادی دانست. همزمان با تغییرات اقتصادی، جامعه ایران در چند دهه گذشته دستخوش تحولات اجتماعی و فرهنگی نیز شده است.
افزایش سطح تحصیلات، گسترش شهرنشینی، تغییر نقشهای اجتماعی زنان، فردگرایی و تغییر معیارهای انتخاب همسر، بخشی از این تحولات هستند.
نگرش افراد نسبت به زمان مناسب ازدواج و تعداد فرزند مطلوب نیز تغییر کرده است. در نتیجه، خانواده و فرزندآوری دیگر الزاماً با همان الگوی چند دهه قبل تعریف نمیشود.
ایران از حدود سال ۱۳۸۰ وارد دورهای شد که از آن با عنوان «پنجره جمعیتی» یاد میشود؛ دورهای که سهم جمعیت در سن کار نسبت به کودکان و سالمندان بالاست.
این وضعیت میتوانست فرصتی برای رشد اقتصادی باشد، اما وجود جمعیت جوان به تنهایی برای ایجاد رشد اقتصادی کافی نیست.
برای استفاده از این فرصت، اقتصاد باید بتواند نیروی کار جوان را جذب کند، اشتغال پایدار ایجاد شود، بهرهوری افزایش یابد و امکان سرمایهگذاری فراهم باشد.
در غیر این صورت، جمعیت جوان به جای آنکه به موتور رشد اقتصادی تبدیل شود، ممکن است با بیکاری، کاهش درآمد و نااطمینانی اقتصادی مواجه شود.
بر اساس دادههای مطرحشده در این بررسی، حدود ۱۳ میلیون جوان مجرد در کشور وجود دارند که شامل حدود ۸ میلیون مرد ۲۰ تا ۴۴ ساله و ۵ میلیون زن ۱۵ تا ۳۹ ساله هستند.
وجود چنین جمعیتی نشان میدهد مسئله ازدواج در ایران فقط به کمبود جمعیت در سن ازدواج مربوط نیست؛ بلکه عوامل دیگری تعیین میکنند که چه تعداد از این افراد و در چه سنی وارد زندگی مشترک شوند.
به همین دلیل، سیاستهای جمعیتی نمیتوانند صرفاً بر افزایش تعداد جمعیت تمرکز کنند و باید موانع تشکیل خانواده را نیز مورد توجه قرار دهند.
رابطه ازدواج و فرزندآوری تا حد زیادی به زمان تشکیل خانواده وابسته است.
وقتی ازدواج به سنین بالاتر منتقل شود، تولد فرزند اول نیز معمولاً به تأخیر میافتد. در ادامه، فاصله زمانی برای تولد فرزندان بعدی کمتر میشود و ممکن است تعداد نهایی فرزندان یک خانواده کاهش پیدا کند.
البته کاهش باروری تنها نتیجه افزایش سن ازدواج نیست. افزایش هزینههای تربیت فرزند، تغییر ترجیحات خانوادگی، افزایش تحصیلات، سبک زندگی جدید و نگرانی نسبت به آینده اقتصادی نیز در تصمیم خانوادهها اثرگذار هستند.
پرجمعیت بودن دهه شصتیها به تنهایی نمیتواند افزایش تعداد طلاقها را توضیح دهد.
وقتی تعداد افراد متأهل افزایش پیدا میکند، حتی اگر احتمال طلاق ثابت بماند، تعداد مطلق طلاق نیز میتواند افزایش پیدا کند. بنابراین برای تحلیل دقیقتر باید شاخصهایی مانند احتمال طلاق، مدت زندگی مشترک و نسبت طلاق به جمعیت متأهل را نیز بررسی کرد.
در واقع، اندازه یک نسل میتواند بر تعداد خام ازدواج و طلاق اثر بگذارد، اما برای شناخت تغییر رفتار اجتماعی باید شاخصهای دقیقتری مورد استفاده قرار گیرد.
یکی از مهمترین هشدارهای جمعیتی، کاهش تدریجی سهم جمعیت در سن کار است.
بر اساس برآوردهای مطرحشده، سهم جمعیت ۱۵ تا ۶۴ ساله که در سال ۱۳۹۵ حدود ۷۱ درصد بوده، میتواند تا سال ۱۴۱۵ به حدود ۶۵ درصد و تا سال ۱۴۳۰ به نزدیک ۶۰ درصد برسد.
این تغییر به آن معناست که ایران به تدریج از دوره برخورداری از جمعیت جوان و پرشمار فاصله میگیرد و با افزایش سهم سالمندان روبهرو خواهد شد.
نسلهای بعد از دهه ۷۰ نیز به دلیل کاهش باروری، جمعیت کمتری نسبت به نسل دهه ۶۰ دارند. بنابراین پس از عبور نسلهای پرجمعیت، تعداد افراد در سن ازدواج نیز میتواند کاهش بیشتری پیدا کند.
بررسی وضعیت ازدواج و فرزندآوری در ایران نشان میدهد نمیتوان همه چیز را به یک عامل نسبت داد.
اقتصاد، اشتغال، مسکن و قدرت خرید از یک سو و تحولات فرهنگی، افزایش تحصیلات، تغییر سبک زندگی و نگرش نسبت به خانواده از سوی دیگر، همزمان بر رفتار جمعیتی اثر گذاشتهاند.
به همین دلیل، افزایش ازدواج و فرزندآوری نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ است؛ سیاستهایی که هم امنیت اقتصادی و اشتغال جوانان را تقویت کند و هم تغییرات اجتماعی و فرهنگی جامعه را در نظر بگیرد.
نسل پرجمعیت دهه ۶۰ یک ظرفیت جمعیتی بزرگ برای ایران ایجاد کرد، اما ظرفیت جمعیتی به خودی خود به معنای افزایش ازدواج و فرزندآوری نیست. افزایش سن ازدواج، مشکلات اشتغال و مسکن، نااطمینانی اقتصادی و تغییر نگرشها و سبک زندگی باعث شد بخش قابل توجهی از این ظرفیت بالفعل نشود.
اکنون که سهم نسلهای جوانتر در ساختار جمعیتی کشور رو به کاهش است، مسئله دیگر فقط استفاده از فرصت نسل دهه ۶۰ نیست؛ بلکه ایران باید برای پیامدهای کاهش ازدواج، افت باروری و حرکت تدریجی به سمت سالمندی نیز آماده شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ