به گزارش اطلاع با ما ، پایگاه بگرام: بازگشت احتمالی آمریکا به پایگاه بگرام، ایران را نگران کرده است. این اقدام میتواند توازن ژئوپلیتیکی در آسیای مرکزی و غرب آسیا را تغییر دهد.
پایگاه بگرام؛ قمار تازه ترامپ که معادلات ایران را بر هم میزند
اعلام تصمیم دونالد ترامپ برای بازپسگیری پایگاه هوایی بگرام، بار دیگر توجه جهانی را به افغانستان و موقعیت راهبردی آن جلب کرده است. نشنالاینترست در تحلیلی تازه میگوید، این اقدام نه صرفاً بازگشت نظامی، بلکه نشانهای از بازتعریف سیاست آمریکا در «عصر رقابت چندقطبی» است؛ عصری که ایران، چین و روسیه در مرکز آن قرار دارند.
بگرام تنها یک پایگاه نظامی نیست؛ بلکه سکویی استراتژیک در قلب آسیاست. فاصله آن تا تهران حدود ۱۰۰۰ مایل و تا سینکیانگ چین کمتر از ۴۰۰ مایل است. این موقعیت به آمریکا اجازه میدهد تا سه قدرت مهم — ایران، چین و روسیه — را بهطور همزمان زیر نظر بگیرد.
بهگزارش نشنالاینترست، ترامپ با طرح بازگشت به بگرام در پی آن است که حضور آمریکا در اوراسیا را از نو تثبیت کند و افغانستان را از پرونده «مبارزه با تروریسم» به صحنه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کند.
پایگاه بگرام در دهه ۱۹۵۰ ساخته شد و در دوران جنگ سرد، هم از سوی شوروی و هم آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱، این پایگاه به بزرگترین مرکز لجستیکی و هوایی ارتش آمریکا در منطقه تبدیل شد.
با خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، بگرام تعطیل شد. اکنون، بازگشت احتمالی آمریکا به این پایگاه میتواند به معنای احیای حضور مستقیم واشنگتن در مرکز آسیا باشد — حضوری که بازیگران منطقهای مانند ایران، روسیه و چین را نگران کرده است.
برای ایران، احیای بگرام معادل باز شدن جبههای جدید در شرق کشور است. در حالیکه تمرکز دفاعی تهران همواره بر خلیج فارس و مرزهای غربی بوده، مرزهای شرقی در استانهایی مانند سیستان و بلوچستان آسیبپذیرتر باقی ماندهاند.
از نگاه نشنالاینترست، بگرام فعال میتواند به آمریکا امکان دهد تحرکات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فعالیتهای مرزی را از نزدیک رصد کند. چنین نظارتی، فشار اطلاعاتی و نظامی تازهای بر تهران وارد خواهد کرد و ممکن است ایران را وادار به تجدید ساختار دفاعی خود کند.
ایران طی سه سال گذشته روابطی عملگرایانه با طالبان برقرار کرده است تا نفوذ خود را در غرب افغانستان گسترش دهد. اما بازگشت آمریکا به بگرام این توازن را بر هم میزند و طالبان را در موقعیتی دشوار میان روابط با واشنگتن و تهران قرار میدهد.
به گفته تحلیل نشنالاینترست، حتی اگر بگرام مستقیماً به عملیات نظامی علیه ایران منجر نشود، صرف حضور آن فضای اعتماد میان تهران و کابل را تضعیف میکند و معادله امنیتی ایران در شرق را پیچیدهتر میسازد.
چین افغانستان را بخشی کلیدی از پروژه کمربند و جاده میداند. حضور دوباره آمریکا در بگرام، دید مستقیمی به پکن میدهد تا واشنگتن بتواند طرحهای چین را در کریدور اقتصادی چین–پاکستان و بندر گوادر زیر نظر بگیرد.
نشنالاینترست مینویسد، بگرام فعال به آمریکا امکان میدهد فعالیتهای اقتصادی چین را با اهداف نظامیاش پیوند دهد و از همان نقطه، روند همکاری تهران و پکن را نیز رصد کند.
روسیه که اخیراً طالبان را به رسمیت شناخته، بازگشت آمریکا را تهدیدی مستقیم میبیند. مسکو میکوشد با استفاده از نفوذ خود در تاجیکستان و کشورهای عضو پیمان امنیت جمعی (CSTO) مانع از استقرار مجدد نیروهای آمریکایی شود.
بهگفته تحلیلگران، کرملین ممکن است با جنگ اطلاعاتی و عملیات سایبری علیه آمریکا واکنش نشان دهد تا حضور واشنگتن را در افکار عمومی منطقه بیثبات جلوه دهد.
بازسازی پایگاه بگرام کاری زمانبر و پرریسک است. تأمین امنیت، بازسازی باندهای پرواز و راهاندازی شبکههای ارتباطی حداقل شش ماه زمان میبرد. در این مدت، روسیه، چین و ایران فرصت خواهند داشت تا از راههای سیاسی و اطلاعاتی مانع پیشرفت پروژه شوند.
نشنالاینترست معتقد است قمار ترامپ برای احیای بگرام میتواند به آزمونی برای سیاست خارجی آمریکا در دوران جدید رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
پایگاه بگرام امروز دیگر صرفاً نماد جنگ افغانستان نیست؛ بلکه نماد بازتعریف سیاست آمریکا در برابر سه قدرت شرقی است. برای ایران، این بازگشت بهمعنای افزایش فشار امنیتی در شرق است؛ برای چین، تهدیدی علیه مسیرهای اقتصادیاش؛
به تعبیر نشنالاینترست، «فصل دوم بگرام» آزمونی است برای سنجش توان واقعی آمریکا در جهان چندقطبی؛ جایی که هر اشتباه، میتواند به بحران تازهای منجر شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ