به گزارش اطلاع با ما با وجود هشدارهای پیاپی مقامات درباره بحرانهای زیستمحیطی و صنعتی، یکی از مهمترین مسائل اجتماعی یعنی خشونت خانگی و قتلهای ناموسی همچنان در حاشیه مانده است. آمار نگرانکننده قتل زنان درون خانواده، خلأ حمایتهای قانونی و فقدان گفتوگوی صریح مسئولان درباره این بحران، زنگ خطر یک بحران اجتماعی مزمن را به صدا درآورده است. این تحلیل، با نگاهی به بستر فرهنگی و ضعف حقوقی موجود، از مسئولان میخواهد صدای بیصدای زنان را بشنوند.
در حالی که مسئولان کشور بهدرستی درباره بحرانهایی چون آب، برق، ایمنی معادن و مشکلات زیربنایی هشدار میدهند، یکی از تلخترین بحرانهای اجتماعی، همچنان بدون واکنش جدی باقی مانده است: خشونت خانگی علیه زنان. خشونتی که در بسیاری از موارد، به قتلهایی با برچسب سنت و غیرت ختم میشود.
آمارهای غیررسمی و گزارشهای میدانی حاکی از آن است که در ایران، سالانه دهها زن به دست نزدیکترین افراد زندگیشان کشته میشوند. پدرانی که با توجیهات ناموسپرستی، جان دخترانشان را میگیرند. شوهرانی که به بهانه خشم یا مهریه، به خشونت مرگبار متوسل میشوند. و زنانی که حتی پس از بارها تهدید، پناه و حمایتی قانونی نمییابند.
زنان ایرانی شجاعت دارند، تحصیلکردهاند، صبورند و نقش مؤثری در جامعه دارند؛ اما در بسیاری از موارد، در مقابل خشونت درون خانه، پناهی ندارند. از سایه سختگیرانه پدر به خانه شوهر پناه میبرند، اما آنجا نیز اغلب گرفتار تحقیر، ضربوجرح یا فشارهای روانی میشوند.
فقدان یک نظام حمایتی جامع برای قربانیان خشونت، نبود مراکز تخصصی مداخله در بحران، و همچنین قوانین ناقص یا مبهم درباره حمایت از زنان در برابر خشونت، این گروه آسیبپذیر را در موقعیت خطرناکی قرار داده است.
<p>یکی از مسائل بنیادین در مواجهه با خشونت علیه زنان، نبود پشتوانه قانونی مؤثر و بازدارنده است. قوانین فعلی، بهویژه در مواردی چون قتلهای ناموسی یا خشونت خانگی، نهتنها بازدارندگی لازم را ندارند بلکه در مواردی با سکوت یا تساهل مواجه میشوند.
برخی از پروندهها که در رسانهها بازتاب مییابد، نشان میدهد که حتی پس از تهدیدهای مکرر، زنان نمیت
وانند حمایت حقوقی لازم را دریافت کنند و همین موضوع به فاجعههای جبرانناپذیر ختم میشود. در چنین شرایطی، انتظار میرود مسئولان عالیرتبه، از جمله رئیسجمهور، به جای تنها اشاره به مشکلات زیرساختی، به موضوعات انسانی و اجتماعی نیز با حساسیت نگاه کنند.
از هر چیز باید گفتمان رسمی درباره خشونت خانگی و قتلهای درون خانواده شکل بگیرد. تا زمانی که این مسائل تنها در سطح رسانههای اجتماعی یا گزارشهای پراکنده مطرح شود، امکان رسیدن به یک اراده سیاسی قوی برای اصلاح قانون و ایجاد نهادهای حمایتی نخواهد بود.
اگر مسئولان ارشد دولت، این درد را همانگونه که هست به رسمیت بشناسند و آن را در اولویت قرار دهند، میتوان به روزی امیدوار بود که هیچ زنی در این کشور از ترس پدر، همسر یا نادیدهگرفتن قانون، در تاریکی خانهاش خاموش نشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ