به گزارش اطلاع با ما ، سوریه پس از اسد: افزایش حملات اسرائیل به سوریه پس از سقوط بشار اسد، پرسشهایی اساسی را درباره اهداف واقعی غرب و ناتو در خاورمیانه مطرح کرده است. این تحلیل به بررسی دو سناریوی کلان در پشت این تحولات میپردازد.
با سقوط بشار اسد، تحولات ژئوپلیتیکی در سوریه به مرحله تازهای وارد شدهاند. حمله به کاخ ریاستجمهوری، ستاد کل نیروهای مسلح و زیرساختهای راهبردی دمشق، نشاندهنده آغاز فصل جدیدی از سیاست تهاجمی اسرائیل است.
در ظاهر، دولت الجولانی توانسته حمایت کشورهای عربی، ترکیه، و حتی قدرتهای غربی را جلب کند. اما در همین شرایط، اسرائیل همچنان به حملات خود ادامه میدهد. این در حالی است که سوریه فاقد هرگونه برنامه هستهای، توان موشکی یا عضویت در محور مقاومت است. بنابراین پرسش اصلی این است: چرا این حملات ادامه دارد؟
تحلیل سید حسین موسویان نشان میدهد که باید بین دو سناریو تفکیک قائل شد:
سناریوی اول: ناتو و اسرائیل به دنبال دموکراسی، حقوق بشر و تمامیت ارضی سوریه بودهاند.
سناریوی دوم: هدف اصلی، تجزیه سوریه و اجرای پروژه موسوم به “اسرائیل بزرگ” بوده است.
در این صورت، حمایت کشورهای عربی، ترکیه و غرب از مخالفان اسد مشروع جلوه خواهد کرد. همچنین، حمایت چند دههای ایران از حکومت اسد زیر سؤال خواهد رفت و به عنوان اشتباهی راهبردی تعبیر میشود.
اما اگر هدف اصلی تجزیه و تسلط اسرائیل بر اراضی بیشتر سوریه بوده، آنگاه روشن میشود که:
سیاست کشورهای عربی و ترکیه در راستای منافع اسرائیل عمل کرده است.
فشارهای اسرائیل و آمریکا علیه ایران، در خدمت طرح کلان سلطه منطقهای اسرائیل بودهاند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی ابزاری سیاسی برای فشار علیه ایران است.
در نهایت، سوریه پس از اسد نماد چرخش بزرگ در معادلات منطقهای است. نبرد بر سر این کشور، نه صرفاً در میادین نظامی، بلکه در سطح روایتها، افکار عمومی و ساختار نظم منطقهای جریان دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ