کد خبر : 219906
تاریخ انتشار : یکشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۳:۱۱

‏حراج زندگی زیر آفتاب تهران

خواب در پراید، بیداری در گرما: روایت تلخ راننده‌ای که تهران برایش فقط بقاست

خواب در پراید، بیداری در گرما: روایت تلخ راننده‌ای که تهران برایش فقط بقاست
در گرمای طاقت‌فرسای تابستان تهران، صدها راننده مهاجر از شهرهای کم‌برخوردار، روز را با مسافرکشی و شب را در خودروهای شخصی خود سر می‌کنند. «ناصر» یکی از آن‌هاست؛ مردی از ایذه که شش شب متوالی در پرایدش خوابیده و برای تأمین حداقل زندگی، ۱۲ ساعت در خیابان‌های داغ تهران می‌چرخد.

خواب در پراید، بیداری در گرما: روایت تلخ راننده‌ای که تهران برایش فقط بقاست

به گزارش اطلاع با ما  در گرمای طاقت‌فرسای تابستان تهران، صدها راننده مهاجر از شهرهای کم‌برخوردار، روز را با مسافرکشی و شب را در خودروهای شخصی خود سر می‌کنند. «ناصر» یکی از آن‌هاست؛ مردی از ایذه که شش شب متوالی در پرایدش خوابیده و برای تأمین حداقل زندگی، ۱۲ ساعت در خیابان‌های داغ تهران می‌چرخد.

 

خواب در پراید، بیداری در گرما

 

تهران، تیرماه. گرمای ۴۳ درجه‌ای آسفالت و شلوغی پایان‌ناپذیر خیابان‌ها، جایی برای زندگی راحت باقی نگذاشته است؛ مخصوصاً برای مردانی مثل **ناصر**، ۴۳ ساله، راننده‌ای مهاجر از ایذه که حالا شش شب متوالی را داخل پراید سفیدش در خیابان‌های تهران به صبح رسانده است.

ناصر از آن دست کارگرانی است که زادگاهش دیگر برای او نان ندارد. ترک خانه کرده، آمده تا در تهران چیزی بین کار و بقا پیدا کند. اما آنچه یافته، نه زندگی، که **چالشی سخت‌تر برای زنده ماندن** است.

 

رانندگی روز، خواب شب در پراید

 

ناصر روزانه ۱۰ تا ۱۲ ساعت در تهران رانندگی می‌کند. شب‌ها، جایی در حاشیه خیابان‌ها، کنار پمپ‌بنزین یا پارکینگ‌های عمومی، روی صندلی جلوی خودروی شخصی‌اش دراز می‌کشد و با پنجره نیمه‌باز و کولری خاموش، خوابی کوتاه و ناپایدار را تجربه می‌کند.

او می‌گوید:
**«تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که یه وعده غذا بخورم. بقیه وقتا فقط دنبال مسافر می‌گردم. گرما و شب و دلتنگی واسه دختر کوچیکم، شده جزئی از زندگی روزمره‌م.»**

 

طنزی تلخ؛ کارتن‌خوابی با معاینه فنی

 

ناصر با نیشخندی تلخ ادامه می‌دهد:
**«الان دیگه کارتن‌خوابی با ماشینه. فرقش اینه که باید بیمه، خلافی، معاینه فنی هم بدی.»**

او مثل بسیاری از مهاجران شاغل در حمل‌ونقل شهری، در فضایی بی‌ثبات و پرهزینه زندگی می‌کند. در حالی که کمترین حمایت اجتماعی یا حداقلی از زیرساخت‌های رفاهی برای این گروه فراهم نیست.

 

تهران؛ شهر فرصت یا سراب بقا؟

 

برای بسیاری از مردان مهاجر، تهران نه شهری برای پیشرفت، که فقط میدان بقاست. مردانی که با امید به کار، آسایش را ترک کرده‌اند اما آنچه یافته‌اند، تکرار روزهایی گرم، خسته‌کننده و بی‌پایان است. آن‌ها در خودروهای شخصی‌شان می‌خوابند، در گرما مسافر جابه‌جا می‌کنند و هر شب، تنها امیدشان فرداست؛ فردایی که شاید چیزی تغییر کند.

 

 

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :رانندگی ، گرما

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.