به گزارش اطلاع با ما، ترامپ در شرمالشیخ: در میانه بحرانیترین روزهای جنگ غزه، مصر میزبان نشستی بینالمللی با حضور چهرههای مطرح جهانی است. «اجلاس شرمالشیخ» که در ابتدا با محوریت آتشبس میان اسرائیل و حماس مطرح شد، حالا به صحنه بازگشت پررنگ دونالد ترامپ تبدیل شده است. رئیسجمهور آمریکا در حالی نقش کلیدی در این نشست ایفا میکند که ایران و اسرائیل – دو طرف اصلی بحران – در آن غایب هستند. این غیبت، در کنار مواضع جدید ترامپ، سؤالاتی را درباره اهداف واقعی او در این اجلاس مطرح کرده است. آیا ترامپ بهدنبال احیای طرح صلح ابراهیم است یا میخواهد با مدیریت این بحران، چهره تضعیفشده آمریکا را بازسازی کند؟
دونالد ترامپ بارها در گذشته تلاش کرده خود را بهعنوان چهرهای صلحآفرین معرفی کند؛ چه با توافقهای نمادین کره شمالی، چه با توافق ابراهیم در خاورمیانه. حالا، با جنگ غزه، فرصتی جدید برای ساخت همین تصویر پیدا کرده است. برگزاری اجلاس شرمالشیخ برای او یک کمپین جهانی است تا خودش را “نجاتدهنده” منطقه معرفی کند، بهویژه در آستانه انتخابات پیش رو در آمریکا.
او پیشتر از دریافت “نشانههای مثبت از ایران” درباره آتشبس سخن گفته بود؛ در حالی که ایران اصولاً در این نشست شرکت نکرده است. این تناقض، نشان میدهد ترامپ بهدنبال بهرهبرداری تبلیغاتی بیشتر از واقعیتهای دیپلماتیک است.
دعوت از رهبران کشورهای اروپایی و حضور فعال در خاورمیانه بخشی از تلاشی گستردهتر است: نمایش اینکه آمریکا همچنان قدرت بلامنازع در مدیریت بحرانهای جهانی است. ترامپ که اخیراً در رقابت با چین و روسیه با چالشهای جدی مواجه شده، بهدنبال بازتعریف جایگاه جهانی آمریکاست.
شرمالشیخ به صحنهای تبدیل شده برای “بازسازی نمادین رهبری جهانی آمریکا”؛ صحنهای که چین در آن غایب است و روسیه هم دعوت نشده است.
ترامپ حالا فرصت را مناسب میبیند تا با کارت “آتشبس در غزه”، بار دیگر صلح ابراهیم را مطرح کند؛ توافقی که طی آن برخی کشورهای عربی با اسرائیل روابط رسمی برقرار کردند.
اما بعد از وقایع ۷ اکتبر، دیگر خبری از شرایط پیشین نیست. نه کشورهای عربی آمادگی برقراری روابط جدید با اسرائیل را دارند، نه افکار عمومی آنها اجازه چنین حرکتی میدهد. با این حال، ترامپ شاید بهدنبال نسخهای نرمتر از صلح ابراهیم باشد؛ توافقات اقتصادی و سیاسی محدودتر، اما قابل نمایش به رسانهها.
یکی از مهمترین نکات این نشست، غیبت دو بازیگر کلیدی است: ایران و اسرائیل. غیبت اسرائیل احتمالاً تصمیمی از سوی میزبان بوده تا فشار رسانهای و اعتراضات مردمی کنترل شود. نتانیاهو اگر در نشست حاضر میشد، باید پاسخگوی جنایات جنگی، حمله به قطر و مخالفت با آتشبس میبود.
در سوی مقابل، ایران نیز با وجود دعوت رسمی، حضور در نشست را نپذیرفت. این غیبت، مشروعیت روند آتشبس پیشنهادی را زیر سؤال میبرد. چرا که دو طرف اصلی بحران، یا دعوت نشدهاند، یا نپذیرفتهاند.
در طول جنگ غزه، دولت ترامپ بارها مورد انتقاد قرار گرفت که بیقیدانه از رژیم صهیونی حمایت کرده و در مقابل جنایات جنگی سکوت کرده است. بهویژه حمله به قطر، یکی از متحدان آمریکا در منطقه، وجهه واشنگتن را بیش از پیش تخریب کرد.
در چنین شرایطی، اجلاس شرمالشیخ برای واشنگتن فرصتی است تا نشان دهد هنوز در کنار متحدان عرب خود ایستاده و برای صلح در منطقه تلاش میکند. حتی اگر این تلاشها بیشتر جنبه نمایشی داشته باشند.
فراموش نکنیم ترامپ در حال آمادهسازی فاز دوم کارزار انتخاباتی خود برای سال ۲۰۲۵ است. او به دنبال برگهای برنده جدیدی در سیاست خارجی است. اگر بتواند این آتشبس را با موفقیت جلوه دهد، یا حداقل بگوید که با تلاش او بهدست آمده، میتواند از آن در مناظرات و کمپینها استفاده کند.
ترامپ برخلاف مواضع اولیهاش که در آن اسرائیل را در بسیاری مسائل آزاد گذاشت، اخیراً اعلام کرده با الحاق کرانه باختری مخالف است و حتی از تلآویو خواسته آتشبس را بپذیرد. این تغییر موضع میتواند هم به معنای تلاش برای بازگرداندن روند دو دولتی باشد و هم نشانهای از ناامیدی آمریکا از اقدامات نتانیاهو.
اجلاس شرمالشیخ، بیش از آنکه نقطه آغازی برای آتشبس واقعی در غزه باشد، صحنهای برای بازگشت ترامپ به مرکز توجه جهانی و تلاش برای بازسازی تصویر تخریبشده آمریکا در منطقه است. او با استفاده از غیبت اسرائیل و ایران، و با جلب توجه رسانهها، سعی دارد خودش را “رهبر صلح” جا بزند. اما واقعیتهای میدانی و سیاسی منطقه، هنوز با این تصویرسازی فاصله زیادی دارند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ