به گزارش اطلاع با ما ، اینترنت طبقاتی: طرح اینترنت طبقاتی دوباره به مرکز توجه افکار عمومی بازگشته است. در حالیکه دولت بر رفع محدودیتها تأکید دارد، زمزمههای طبقهبندی دسترسیها پرسشهای جدی درباره عدالت دیجیتال، شفافیت تصمیمگیری و پیامدهای اجتماعی آن ایجاد کرده است. تجربه جهانی نیز تصویر پیچیدهای از این سیاست ارائه میدهد.
اینترنت طبقاتی؛ تصمیمی حساس که میتواند قواعد بازی فضای مجازی در ایران را تغییر دهد
بیش از یک سال پس از انتخابات چهاردهم ریاستجمهوری، بحث دسترسی آزادتر به اینترنت همچنان از اصلیترین وعدههای دولت فعلی است. هرچند تاکنون رفع فیلتر تنها محدود به واتساپ و گوگلپلی بوده، اما طی روزهای اخیر خبرهای غیررسمی از جلسات شورای عالی فضای مجازی، دوباره موضوع «اینترنت طبقاتی» را در صدر گفتوگوهای عمومی قرار داده است؛ بهویژه پس از انتشار تصاویر و گزارشهایی درباره «خط سفید»، حساسیتها نسبت به این طرح بیش از گذشته افزایش یافته است.
اینترنت طبقاتی به سازوکاری اشاره دارد که در آن کاربران بر اساس شغل، مجوز، موقعیت یا سطح احراز هویت، دسترسی متفاوتی به اینترنت دریافت میکنند.
کاربران به چند سطح تقسیم میشوند؛ از کارمند و پژوهشگر تا خبرنگار و مدیر دولتی.
سطوح مختلف دسترسی تعریف میشود؛ برخی امکان استفاده از سرویسها و سایتهای مسدود را دارند و برخی نه.
به بیان ساده، اینترنت یکسان برای همه ارائه نمیشود و هر کاربر با «کارت دسترسی مخصوص» وارد فضای آنلاین میشود.
چالشهایی که مخالفان مطرح میکنند عمدتاً حول محور عدالت و تبعیض است:
نقض برابری دیجیتال؛ زیرا دسترسی برابر به اطلاعات یک حق اجتماعی تلقی میشود.
تبدیل دسترسی به اینترنت به ابزاری تبعیضآمیز که میتواند گروهی را بر دیگری برتری دهد.
از نگاه بسیاری، طبقهبندی اینترنت میتواند ساختار دسترسی و گردش اطلاعات را به سمت نابرابری سوق دهد.
هواداران طرح، آن را راهی برای مدیریت بهتر فضای مجازی و کاهش تنشهای سیاسی و اجتماعی میدانند:
تطبیق دسترسی با نیاز شغلی؛ مثل خبرنگاران یا پژوهشگران که نیاز به اینترنت آزاد دارند.
مدیریت مصرف و جلوگیری از سوءاستفاده بهویژه در موضوعات امنیتی.
راهحلی آرام برای عبور از فیلترینگ فعلی بدون اعلام رسمی تغییر سیاستها.
دیدگاه موافقان بر کارکرد «ابزاری و مدیریتی» اینترنت طبقاتی تمرکز دارد.
پدیده دسترسی نابرابر به اینترنت، تنها مختص ایران نیست و در کشورهای مختلف به شکلهای متفاوتی دیده میشود:
همه کاربران محدودیت دارند، اما مقامات یا نخبگان در عمل از سطحی از اینترنت آزادتر استفاده میکنند.
عموم مردم تنها به یک اینترانت داخلی متصلاند، و تنها لایه محدودی از مقامات امکان دسترسی جهانی دارند.
شرکتهای اینترنتی سرعتهای متفاوت را با قیمتهای متفاوت عرضه میکنند؛ موضوعی که به شکاف دیجیتال منتهی شده است.
قطع اینترنت در برخی مناطق مانند کشمیر یا گرانی اینترنت در مناطق روستایی نوعی تبعیض غیرمستقیم ایجاد میکند.
قوانین بیطرفی شبکه مانع از تبعیض در سرعت یا سطح دسترسی شده و استاندارد مشخصی برای یک اینترنت همگانی ایجاد کرده است.
با وجود انتقادهای جدی، حامیان این طرح آن را یک مسیر غیرتنشزا برای باز کردن تدریجی فضا میدانند؛ مسیری که طی آن ابتدا گروههای خاص به اینترنت آزاد متصل میشوند و سپس بهتدریج دامنه آن گستردهتر میشود. اما مخالفان هشدار میدهند که چنین مدلی ممکن است دسترسی برابر را از یک حق عمومی به یک امتیاز قابل تفکیک تبدیل کند؛ امری که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای خواهد داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ